تهران روی صحنه خاطره
حامد مهربانی دبیر اجرایی هفتمین جشنواره تئاتر شهر در یادداشتی به «ایران» درباره تئاتر در تهران توضیحاتی را ارائه کرده است.
ایران آنلاین: شهر، فراتر از ساختمانها و نقشهها، دارای روح و جریان است؛ روحی که از طریق روایتها، عادات و رویدادها زنده میماند. وقتی این روح بهخطر میافتد-مثلاً بهواسطه بازسازیهای بیهویت یا تغییر سریع بافت شهری-محصولات فرهنگی، و بویژه تئاتر، میتوانند نقش بازآفرینِ متنِ شهر را ایفا کنند. تئاتر بهسانِ «آرشیوِ زنده» قادر است آنچه را حافظه رسمی حذف کرده، بازپدید کند.
تئاتر در تهران بیش از آنکه صرفاً روایتگرِ یک حادثه خصوصی باشد، تاریخِ جاندارِ شهر را بازنمایی میکند: قصههای خانهها، نامهای خیابانها، آیینهای محلی، صدای گذرگاهها. از منظر نظری، این نقش را میتوان با ارجاعی مختصر به اندیشههای بنیامین و زیمل توضیح داد: همانطور که بنیامین به «تصویر دیالکتیکی» علاقهمند بود - لحظهای که تاریخ در یک نما متراکم میشود - اجرای تئاتر میتواند آن لحظه متراکم را تولید کند؛ جایی که حافظه جمعی و تجربه فردی به هم میرسند.
تئاتر بویژه در دو مسیرِ عملی مهم عمل میکند. اولین مسیر «ثبت» است: نمایشهایی که قصههای محلهای، روایتهای شفاهی و خاطرات ساکنان را جمعآوری و روی صحنه میآورند، در واقع لحظاتی از تاریخ زیسته را ثبت میکنند که در اسناد رسمی جایی ندارند. دومین مسیر «بازخوانی» است: نمایشها میتوانند متنهای پاکشده شهر را بازیابی کنند- نامهای رفته، پلاکهای تغییر یافته، کاربریهای ناپدید شده- و آنها را در تجربه تماشاگر باززنده سازند.
این نقش آرشیوی تئاتر، تنها محدود به سالن نیست. اجراهای محیطی و site-specific، جایی که خودِ مکان میزبان اجراست، بر بسطِ این ظرفیت تأکید میکنند. وقتی نمایش در میدان، در پارک یا در یک محیط قدیمی اجرا شود، بیننده نهفقط تماشاگر، که شاهدِ زنده تاریخِ مکان میشود. چنین اجرایی حافظه را در لایههای حسی فعال میکند: بو، صدا، نور و لمسِ مکان همه به داستان پیوند میخورند.
اما پرسش مهم این است: چگونه میتوان از تئاتر خواست حافظه شهری را نگه دارد؟ چند راهکار وجود دارد: حمایت از پروژههای مبتنی بر پژوهش میدانی (oral history)، ترویج اجراهای محلی که ساکنان را در فرآیند تولید مشارکت میدهند، و تشویق به تولید متنهایی که نامها، آداب و مکانها را برجسته میکنند. افزون بر آن، نهادهای فرهنگی و آموزشی میتوانند با تدوین بانک صوت و تصویر از اجراهای مردمی، یک آرشیو دیجیتالِ عمومی ایجاد کنند تا همگان به آن دسترسی یابند.
در پایان، باید یادآور شد که خاطرههای شهری سرمایهاند. هر خانهای که با تخریب از میان میرود، هر نام خیابانی که تغییر میکند و هر محوطه عمومی که به فضای خصوصی بدل میشود، بخشی از آن سرمایه را میرباید. تئاتر اما میتواند این سرمایه را بازپس گیرد؛ با روایت دوباره، با آوردن صداهای فراموششده و با تبدیلِ مکان به متن. به این معنا، تئاتر تنها هنرِ بازنمایی نیست؛ تئاتر میتواند حافظه شهر را نگه دارد، بازسازی کند و به ما یادآور شود که تهران، مجموعهای از قصهها و نامهاست و همین قصهها ثروتِ ما هستند.
انتهای پیام/