در نشست تخصصی اندیشکده عدالت الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مطرح شد؛
یگانگی عدالت و پیشرفت
جامعه
124486
در روزگاری که توسعه گاه به بهای فراموشی عدالت پیش میرود، اندیشهای نو در پی آن است که این دو را نه در تعارض، بلکه در پیوندی درونی ببیند؛ نگاهی که عدالت را نه مانع رشد، بلکه جوهره و جهتدهنده پیشرفت میداند. «عدالت پیشرفتی» از این منظر میکوشد توازن تازهای میان حق و تکلیف انسانها، جایگاه شایسته هر فرد در جامعه و مسئولیت جمعی در تحقق انصاف برقرار کند.
ایران آنلاین: در ادامه برگزاری نشست های تخصصی در اندیشکده عدالت الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نشستی تخصصی با عنوان"عدالت پیشرفتی" برگزار شد. در این نشست موضوع "عدالت پیشرفتی" توسط دکتر واعظ زاده استاد دانشگاه تهران در جمع اعضای اندیشکده عدالت الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مورد بحث قرار گرفت. پس از ارائه بحث، سوالات مطروحه توسط حاضران مطرح و همچنین حجت الاسلام سیدعباس نبوی عضو اندیشکده عدالت و صاحبنظر حوزه عدالت و ابراهیم برزگر دیگر عضو این اندیشکده و استاد دانشگاه علامه طباطبایی بعنوان ناقد نشست مباحث مطرح شده را مورد نقد قرار دادند.
صادق واعظ زاده در ابتدای این نشست با اشاره به اینکه نظريههاي عدالت لايههايي از مفهوم عدالت را کاويدهاند، اما نتوانستهاند دوگانگي ميان عدالت و توسعه را مرتفع سازند به مرور اين نظريهها، که عموماً مبتني بر انصاف به معني برابري اشخاص يا برابري خصوصيتي از اشخاص است پرداخت و مفهوم ديگري از انصاف که برابري موقعيت اجتماعي شخص با جايگاه بايسته او است را تعريف کرد.
این استاد دانشگاه تهران با تأکید بر این که عدالت حقیقی همان پیشرفت است؛ زیرا هر دو در پی شکوفایی ظرفیتها و رساندن انسان و جامعه به جایگاه شایسته خویشاند به مسئلهای بنیادین اشاره کرد که از دید او ریشه بسیاری از چالشهای نظری و عملی جوامع امروزی است: دوگانگی میان عدالت و پیشرفت. به گفته وی، اگرچه در فضای فکری جمهوری اسلامی ایران، بهویژه در مباحث پیشرفت، تلاشهایی برای همنوا کردن این دو مفهوم انجام شده، اما هنوز مسئله بهطور اساسی حل نشده است.
واعظزاده توضیح داد: «در متون بومی آثار زیادی بر همسویی عدالت و پیشرفت وجود دارد، اما نسبتهای گوناگونی میان این دو مطرح شده و استدلال یا شواهد تجربی مکفی برای اثبات نسبت تساوی آنها ارائه نشده است.»
فرضیهای برای حل یک تعارض تاریخی
استاد دانشگاه تهران در ادامه نشست، فرضیه اصلی پژوهش خود را اینگونه تبیین کرد:«وقتی مسئله دوگانگی میان عدالت و پیشرفت مطرح است، فرضیه این پژوهش بر یگانگی آنها استوار است. در این تلقی، عدالت و پیشرفت نه دو مفهوم جداگانه بلکه دو روی یک حقیقتاند؛ همگرا و بلکه یگانه.»
برای تبیین این فرضیه، دکتر واعظزاده از مفهوم کلیدی «انصاف» آغاز کرد و گفت: «در کلام امیرالمؤمنین علی علیهالسلام آمده است که عدل همان انصاف است. انصاف، واژهای فرافرهنگی است که در بسیاری از تمدنها وجود دارد و میتواند نقطه عزیمت ما برای بازتعریف عدالت باشد.»
از عدالت شکلی تا عدالت محتوایی
به باور واعظزاده، بیشتر نظریههای عدالت در جهان غرب بر «تساوی اشخاص یا تساوی ویژگیهای اشخاص» استوارند. از نگاه او، این نوع تساوی، عدالت شکلی یا صوری است که کفایت نمیکند.
واعظزاده ادامه داد: «در ایده حاضر، عدالت صرفاً مساوات میان اشخاص نیست، بلکه مساوات میان موقعیت واقعی فرد و جایگاه بایسته اوست. اگر انسان بتواند به موقعیت اجتماعیای برسد که مستحق آن است، آنگاه عدالت برقرار میشود.»
او این نوع عدالت را «انصاف محتوایی» نامید و افزود: «در این تعریف، دو نصف موردنظر در واژه انصاف، موقعیت واقعی و موقعیت مطلوب فردند. هنگامی که این دو برابر شوند، عدالت محقق شده است.»
عدالت، فرایندی پویا نه وضعیت ایستا
واعظزاده در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر اینکه عدالت محتوایی برخلاف عدالت صوری، امری ایستا نیست، بلکه فرایندی پویاست که مستلزم حرکت و شکوفایی است گفت :
«انصاف محتوایی یعنی رساندن فرد به جایگاه بایستهاش. این فرآیند نیازمند تحول در خود فرد و در جامعه است. بنابراین عدالت، حرکتی پیوسته است نه وضعیتی ثابت.»
به گفته او، در این نگاه، عدالت دیگر توزیع امکانات نیست، بلکه نوعی تحرک اجتماعی است که به هر فرد امکان میدهد استعدادهای خدادادی خود را شکوفا کرده و به مرتبه شایسته خویش برسد.
پیشرفت؛ نام دیگر شکوفایی انسان
در ادامه نشست تخصصی "عدالت پیشرفتی"، واعظزاده به مفهوم پیشرفت پرداخت و گفت: «پیشرفت یعنی شکوفا شدن استعدادهای درونی انسان و بالفعل شدن ظرفیتهای ذاتی او. وقتی استعدادهای انسانی به فعلیت میرسند، موقعیت فرد در جامعه تغییر میکند و ارتقا مییابد. این ارتقا همان پیشرفت است. پس پیشرفت یعنی حرکت از قوه به فعل در درون انسان و جامعه.»
استاد دانشگاه تهران در ادامه گفت: «در بیشتر نظریههای عدالت، تمرکز بر نداشتههاست، اما پیشرفت ناظر به داشتههاست. اینجا ریشه تباین میان عدالت و پیشرفت آشکار میشود. عدالت در این نظریهها میخواهد نابرابریهای ناشی از نداشتن را جبران کند، ولی پیشرفت به دنبال بهبود و ارتقا داشتههاست. ما میگوییم عدالت واقعی نیز باید ناظر به داشتهها باشد، بشرط آنکه داشتههای افراد به صورت گسترده تعریف شود. بر این اساس افراد فقیر نیز داشتههای انسانی زیادی دارند که باید شکوفا شود و موجب ارتقای جایگاه اجتماعی و اقتصادی آنان و رفع فقر گردد.»
به گفته واعظزاده، اگر عدالت را رساندن هر چیز به جایگاه شایسته خود بدانیم، آنگاه عدالت و پیشرفت دو نام برای یک حقیقت خواهند بود. او توضیح داد: «در این تعریف، عدالت همان فعلیتبخشیدن به قوههاست و پیشرفت نیز همین معنا را دارد. هر دو بر شکوفا کردن داشتهها استوارند، نه جبران نداشتهها. هر دو میخواهند استعداد بالقوه را به فعلیت برسانند.»
او در ادامه با اشاره به مباحث فلسفی قوه و فعل، عدالت پیشرفتی را از منظر فلسفی نیز قابل دفاع دانست و گفت: «همانگونه که با حرکت جوهری و عرضی، هر پدیدهای مرحلهبهمرحله از قوه به فعلیت میرسد، در عدالت پیشرفتی نیز چنیناست. هر داشتهای در هر مرحله از عدالت پیشرفتی، قوهای برای فعلیتی است که به ارتقای داشته منتهی میشود. این حرکت مداوم تا رسیدن به جایگاه نهایی ادامه دارد.»
واعظزاده سپس با گسترش دامنه مفهوم عدالت گفت: «عدالت پیشرفتی تنها ناظر به انسانها نیست؛ بلکه شامل همه پدیدهها و منابع میشود. همانگونه که انسان باید به جایگاه بایسته خود برسد، منابع طبیعی، سرمایهها و ابزارهای جامعه نیز باید به موقعیت مطلوب خود برسند.»
تحقق عدالت و پیشرفت با اجرای برنامه واحد
این استاد دانشگاه تهران در بخش پایانی سخنان خود، بار دیگر بر پیوند درونی عدالت و پیشرفت تأکید کرد و گفت: «عدالت پیشرفتی ما را از جدالهای بیحاصل میان توسعه و عدالت رها میکند. در این نگرش، عدالت نه مانع پیشرفت که عین آن است؛ اگر عدالت و پیشرفت را به معنای رساندن هر فرد و پدیده به جایگاه بایستهاش بفهمیم، سیاستهای اقتصادی، آموزشی و فرهنگی ما باید معطوف به کشف و شکوفایی استعدادها باشند. در این صورت، عدالت و پیشرفت در هر بخشی نه با دو برنامه جداگانه، که با یک برنامه اجرا خواهد شد.»
انتهای پیام/