تغییر مفهوم بازدارندگی و تفکیک اجتماعی پسا ۷ اکتبر

محمدمحسن فایضی

محمدمحسن فایضی

جهان

124821
تغییر مفهوم بازدارندگی و تفکیک اجتماعی پسا ۷ اکتبر

محمدمحسن فایضی_ کارشناس مسائل فلسطین در یادداشتی نوشت: دانیل بایمن استاد دانشکده بخش خارجی دانشگاه جورج تاون و مدیر برنامه جنگ، تهدیدات نامنظم و تروریسم در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی یادداشتی نوشته است که در آن به بررسی ۶ تغییر نگرش راهبردی در اسرائیل پس از ۷ اکتبر پرداخته است.

ایران آنلاین: این تغییرات را ناشی از شوک طوفان الاقصی دانسته که برخی از آنها از منظر او هزینه و مشکلات را برای اسرائیل بیشتر خواهد کرد.
 
یکی از تغییرات مورد اشاره این استاد آمریکایی، ممکن نبودن کنترل و کنار آمدن با مقاومت حماس از مسیر انگیزه بخشی‌های اقتصادی و امنیتی است.
 
او می‌نویسد: «قبل از ۷ اکتبر، اسرائیل بر ترکیبی از اجبار و انگیزه برای مدیریت حماس تکیه می‌کرد و متقاعد شده بود که انگیزه‌های مادی و فشار، یک شریک حکومتی عمل‌گرا در غزه ایجاد کرده است.
 
در لبنان، اسرائیل عمدتاً بر بازدارندگی برای مقابله با حزب‌الله تمرکز کرده بود و از تهدید مجازات برای منصرف کردن این گروه از حمله استفاده می‌کرد. ۷ اکتبر این فرض را درهم شکست که می‌توانید دشمنان را مدیریت کنید، و بر موضع بنیامین نتانیاهو مبنی بر عدم مذاکره با حماس تأکید کرد و منجر به عملیات همه‌جانبه علیه حزب‌الله، ایران و اهداف نظامی در سوریه شد.»
 
نتیجه‌گیری دومی که او معتقد است اسرائیل گرفته و بسیار حائز اهمیت و تأثیرگذار بر آینده روند پرونده فلسطین و رفتار اسرائیل خواهد بود، این است که بازدارندگی مستلزم نابودی کامل توانایی‌های دشمن است.
 
او می‌گوید این تغییر نگرش موجب شده نتانیاهو بر «نابودی توانایی‌های نظامی و حکومتی حماس» و «اطمینان از اینکه غزه دیگر تهدیدی برای اسرائیل نخواهد بود» تأکید کند و همواره تکرار کند که جز این مسأله پیروزی ممکن نخواهد بود.
 
اما سؤال اصلی اینجاست که امکان نابودی کامل همه دشمنان اسرائیل محدود است. بایمن معتقد است: «ریشه‌کن کردن یک مخالف دارای پایگاه اجتماعی مستلزمِ اشغال، فرسایشی و الزام داشتن جایگزینی سیاسی است؛ اقداماتی که حتی در غزه نیز پرهزینه است و در ابعاد بزرگ در لبنان، سوریه یا یمن غیرممکن است.
 
اسرائیل بین بازدارندگی (که تنها زمانی مؤثر است که دشمنان چیزی برای از دست دادن داشته باشند) و جایگزینی رژیم (که وقتی اقدامات اسرائیل میانه‌روها را بیشتر از افراطی‌ها تضعیف می‌کند، از بین می‌رود) در نوسان است. در عمل، نابودی قدرت بدون ایجاد جایگزین‌ها، خطر ایجاد خلأیی را در پی دارد که دشمنان به ناچار از آن سوء‌استفاده خواهند کرد.»
 
در حقیقت این استاد شناخته شده در حوزه امنیت و تحولات منطقه‌ای بر این نکته تأکید دارد که اگرچه تغییر راهبرد نتانیاهو مبتنی بر واقعیت برآمده از پسا 7 اکتبر است، اما رفتار کردن براساس آن بسیار پرهزینه و حتی غیرممکن است. یک دلیل این نوع بازدارندگی را در دسترس نبودن جایگزین برای حماس در غزه می‌داند.
 
مورد آخری که در این یادداشت به آن اشاره می‌کنیم، تغییر نگرش داخلی اسرائیلی‌ها نسبت به فلسطینی‌هاست. او می‌نویسد: «تقریباً دوسوم اسرائیلی‌ها اکنون این دیدگاه را تأیید می‌کنند که «هیچ فرد بی‌گناهی» در غزه وجود ندارد و عملیات‌های اسرائیل این دیدگاه را بازتاب داده است.
 
از زمان آغاز جنگ، بیش از ۶۶,۰۰۰ نفر از ساکنان غزه -که بیشترشان غیرنظامی بوده‌اند - جان خود را از دست داده‌اند، در حالی که عملیات‌های تهاجمی در کرانه باختری ده‌ها هزار نفر دیگر را آواره کرده است.» اما این نگرش یک پیامد جدی خواهد داشت و آن نادیده گرفتن تمایز اخلاقی بین حماس و عموم مردم فلسطین، در بلندمدت هزینه‌های استراتژیک سنگینی را بر خود اسرائیل تحمیل خواهد کرد.

انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان