نگاهی به فیلم «زندگی چاک» شاهکار مایک فلانگان؛
از دل تاریکی تا بلندای رهایی
هنر
124842
هرازگاهی فیلمی از راه میرسد که بینقص و دلنشین است و مخاطب را از خواب بیدار میکند. زندگی چاک The Life Of Chuck از این دست آثار است.
فرزانه متین - روزنامهنگار: این فیلم محصول ۲۰۲۴ ایالات متحده آمریکاست که اولین بار در جشنواره تورنتو به نمایش در آمد و همه را شگفتزده کرد. زندگی چاک با اقتباس از داستان کوتاه «اگر خون بریزد» ۲۰۲۰ نوشته استیون هاوکینک ساخته شد.
سینمادوستان با آثار وی آشنایی دارند از جمله «مسیر سبز»، «رستگاری در شاوشنگ» و «درخشش» که همگی توسط فیلمسازان برجسته به تصویر درآمدند و جزو آثار ماندگار تاریخ سینمای جهان با رتبههای بالا شدند. مایک فلانگان در مقام کارگردان «زندگی چاک» که همیشه فیلمهای دلهرهآور و ترسناک را در صدر کارهایش قرار داده، برای اولین بار فیلمی با تلفیقی از ژانرهای مختلف ساخته است که در یک جمله میتوان گفت «ملودرامی قوی است.» آثار قبلی وی که در ژانر وحشت قرار داشت شامل سکوت،
آکیولوس، ویجا۲، بیش از آنکه بیدار شوم، بازی جرالد، تسخیرشدگی خانه هیل و دکتر اسلیپ میشود. او هیچگاه غیر از این ژانر، وارد سایر ژانرها نشده بود اما حالا با ساخت «زندگی چاک» نهتنها به درام وفادار است که سایر ژانرها را نیز وارد آن کرده و پیروز و سربلند از آن بیرون آمده است. این را باید دانست که «زندگی چاک»، داستانی عامهپسند و سرگرمکننده نیست.
تام هیدلستون، مارک همیل، چیوتل اجیوفور، میا سارا و مارن گیلان در «زندگی چاک» به هنرنمایی میپردازند. فیلم از روزهای پیش از مرگ چاک شروع میشود و در پردههای بعدی به دوران جوانی، نوجوانی و کودکی او میپردازد. «زندگی چاک» بیش از هر چیزی یادآور بسط شعر معروف والت ویتمن(شاعر و روزنامهنگار آمریکایی) است: «من در خود، کثرتها را جا دادهام.» موتیف اصلی فیلم، زندگی و مرگ است. آنچه که «زندگی چاک» را متمایز میکند جهان سوررئالیستی است که سازنده در برابر چشمان مخاطب به نمایش در میآورد. این اثر، در پاسداشت تکتک اتفاقاتی است که انسانها در شکلگیری آن رقم میزنند. فیلم از مرگ چاک در سه پرده آغاز میشود و بیننده بهتدریج دوران کودکی او را میبیند.
از این رو، روایت غیرخطی یا معکوس و همچنین مدرن است. هر پرده مانند یک فصل جداگانه به نظر میرسد که در پایان به هم پیوند میخورد و یک کل منسجم را ارائه میدهد. در پرده اول یا اپیزود اول، مخاطب با یک دنیای دیستوپیایی روبهروست. در جهان، ارتباطات اینترنتی قطع میشود، هرج و مرج رخ میدهد، دنیا در خاموشی به سر میبرد و در حال محو شدن است، اما مخاطب در گوشه وکنار شهر با بیلبوردها و شعارهای تبلیغاتی چاک روبهروست که ذهن را درگیر میکند که او چه کسی است؟ در واقع چاک که کثرتها را در خود جای داده به نمایندگی از مردم، مرگش مساوی مرگ همه جهان است و حالا فیلم به یک پله قبلتر وارد میشود. در پرده دوم، آشنایی با زندگی واقعی چاک در بزرگسالی است.
لحن فیلم در این پرده شاعرانه است. چاک با وقاری برازنده این بخش را قرص و محکم میکند. صحنه رقص او در خیابان که شادی را در شهر شعلهور میکند برای قلب سینمای جهان، یک ضربان است. رقصی که باعث وقفه در دنیا میشود در پاسخ به اینکه زندگی، پوچ است و از همین لحظات کوتاه، انسان باید خوشحال باشد. مخاطب در پرده آخر با خاطره لطیف کودکی چاک روبهرو و با تروماهای او آشنا میشود که پدربزرگ و مادربزرگاش در حال کمک کردن به چاک هستند. این اپیزود بر خلاف اپیزودهای قبلی ریتمی تند ندارد بلکه روایتی طولانی دارد، چرا که به جزئیات اهمیت بسیاری داده است.
جهان فیلم برای مخاطب هم رویایی است و هم آشنا. این فیلمِ روحیهبخش، فراموشنشدنی و صمیمانه است. بیشتر از همه فلانگان که یک شاهکار احساسی خلق کرده به سؤالات فلسفی مهمی رو میآورد؛ زندگی چیست؟ مرگ چه معنایی دارد؟ فکر کردن به مرگ آیا انسان را پیر میکند؟ هدف زندگی چیست؟
با این حال اثر نشان میدهد که مرگ پایان نیست، شاید مکانی برای بازاندیشی پذیرش باشد. «زندگی چاک» از آثاری است که فرم و محتوا را نمیتوان از هم جدا کرد. تدوین بشدت زیباست، نماها به اندازه و بجاست، فیلمبرداری، فضاسازی بصری، نور و سایه همگی در خدمت اثر است. روایت حتی به اندازه یک نما، مقوله را رازآلود نمیکند. بوستون گلاب در تحسین این فیلم نوشته بود: «زندگی چاک یکی از بهترین فیلمهای امسال است، نمیدانم همانند فیلم رستگاری در شاوشنگ به یک فیلم محبوب تبدیل میشود یا نه؟»
در نهایت تماشای «زندگی چاک» یک تجربه فلسفی و تأملبرانگیز برای پذیرش درک و اهمیت یک زندگی واحد در جهان است که باعث اشک ریختن، لبخند زدن و ارزش زندگی میشود. فیلم درباره مرگ و زندگی شعار نمیدهد. «زندگی چاک» درباره زندگی کردن به کاملترین شکل ممکن و اهمیت ارتباط انسانی است.
انتهای پیام/