معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه؛
تحریمها ماندگار نیستند؛ اگر روشنفکران بیدار بمانند
سیاست
125359
تحریم برای مردم ایران، تجربهای زیسته است، اما آنچه سرنوشت جوامع تحریمشده را رقم میزند، نه فقط تصمیمات دولتها، بلکه نحوه مواجهه نخبگان با بحران است. اگر روشنفکران بتوانند تحریم را به فرصتی برای بازاندیشی در سیاست، اقتصاد و اخلاق عمومی بدل کنند، جامعه حتی در دل تحریم نیز میتواند راهی به سوی آینده بگشاید.
گروه دیپلماسی_ ایران آنلاین: حمید قنبری_ معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه در یادداشتی برای روزنامه ایران نوشت: ما مردمی هستیم که تحریم را با گوشت و پوست لمس کردهایم؛ نه در گزارشهای رسمی، بلکه در قبض برق، در نوسان قیمت نان و در اضطراب یک مادر برای داروی فرزندش. هیچکس در این کشور نیاز به تعریف تحریم ندارد. همه، در حد خود، آن را زیستهاند.
اما در این میان، تفاوت میان جوامعی که زیر بار تحریم فرو میریزند و جوامعی که از دل آن بیرون میآیند، در یک چیز نهفته است: چگونگی مواجهه نخبگان و اندیشمندان با بحران. اگر تحریم صرفاً به دولت مربوط باشد، مردم تماشاگر خواهند ماند؛ اما اگر نخبگان بتوانند تحریم را به مسألهای ملی و فکری تبدیل کنند -به فرصتی برای بازاندیشی در سیاست، اقتصاد و اخلاق عمومی- آنگاه جامعه از «تحریمشدگی» عبور میکند، حتی اگر تحریم رسمی هنوز ادامه داشته باشد.
در چنین شرایطی، روشنفکر باید حافظ امید باشد، نه تاجر ناامیدی. باید حقیقت را بگوید، اما چنان که گفتنش راهی بگشاید، نه اینکه درها را ببندد. باید به مردم یادآوری کند که تحریم، اگرچه ظالمانه است، اما ماندگار نیست و ملتهایی که در طوفان، عقلانیت و کرامت خود را نگاه میدارند، دیر یا زود ساحل را خواهند دید.
تحریمها همیشه با توافق تمام نمیشوند؛ گاهی با فرسایش، گاهی با تغییر موازنه جهانی، گاهی با مقاومت خلاقانه و گاهی با دگرگونی درون خود جامعه. اما آنچه در همه این مسیرها ثابت مانده، نقش انسانِ آگاه و امیدوار است؛ کسی که میداند حتی اگر هیچ راهی در بیرون نمانده باشد، هنوز میتوان در درون راهی گشود.
امروز، در میانه فشارها و تهدیدها، در زمانهای که دوباره از «مرگ تدریجی» سخن میگویند، رسالت روشنفکر این است که مردم را از مرگ نترساند، بلکه از فراموشی برهاند؛ از بیحسی، از عادت کردن به فقر، از قانع شدن به ناامیدی. باید یادآوری کند که هیچ تحریمی نمیتواند ملتی را که میخواهد بماند، از پای درآورد.
اگر تاریخ درسی به ما داده باشد، این است: تحریمها ماندگار نیستند، اما ملتها اگر امیدشان را ببازند، خود را تحریم کردهاند.
روشنفکر، نویسنده، استاد دانشگاه، مدیر، روزنامهنگار و کارآفرین، هر کدام به سهم خود باید مراقب باشند این تحریم دوم، یعنی تحریمِ امید، بر ما غلبه نکند؛ زیرا هر توافقی، هر لغو تحریمی و هر گشایش اقتصادیای اگر درون ملت حس زندگی و ایمان به آینده به وجود نیاورد، ثمری نخواهد داشت. اما اگر این حس زنده بماند، حتی در سختترین روزها نیز تحریمها دیر یا زود به پایان خواهند رسید؛ همانگونه که در تاریخ، همیشه چنین بوده است.
متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید.
انتهای پیام/