شورای آتلانتیک پیشنهاد داد؛ ترامپ یا باید با ایران توافق یا تنش را مدیریت کند

درس‌های جنگ ۱۲‌روزه

جهان

125817
درس‌های جنگ ۱۲‌روزه

جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اسرائیل با حمایت ایالات متحده علیه ایران در ماه ژوئن و آتش‌بس اخیر بین اسرائیل و حماس موجب سؤالات جدیدی در مورد امکان دستیابی به توافق گسترده‌تر در منطقه شده است.

گروه جهان/ ایران آنلاین: توافقی که از نگاه اندیشکده‌های بین‌المللی ایران هم باید بخشی از آن باشد. هاشیر علی و کرانستون کلاین، کارشناسان خاورمیانه شورای آتلانتیک در تحلیلی گفته‌اند ترامپ و تیمش می‌توانند سعی کنند از آتش‌بس غزه برای تمرکز بر یک توافق منطقه‌ای گسترده‌تر با ایران استفاده کنند که برای رسیدن به این توافق، دو سناریو با همه فرصت‌ها و تهدیدهایش وجود دارد.

اول، یک توافق که به زعم آنها می‌تواند راه‌حل بلندمدتی را به همراه داشته باشد یا یک آتش‌بس شکننده که می‌تواند به صورت دوره‌ای با درگیری‌های پراکنده متوقف شود. کارشناسان آتلانتیک معتقدند دولت ترامپ یا باید به سمت توافق با ایران حرکت کند (شامل هسته‌ای و منطقه‌ای) یا مدیریت تشدید تنش با تهران را با کنترل رژیم صهیونیستی در منطقه برعهده بگیرد.

آنچه که از این متن فهم می‌شود، این است که تجاوز ژوئن اسرائیل با همراهی آمریکا به ایران اثبات کرد حمله به ایران یک «پنجره فرصت دائمی» برای واشنگتن و تل‌آویو نیست و در هرگونه درگیری احتمالی بعدی، ضربات ایران سهمگین‌‌تر خواهد شد و فقط یکی از پیامدهای آن، همان طور که در خرداد امسال مشاهده شد، از کار افتادن دفاع موشکی فوق پیشرفته آمریکایی تاد و خالی شدن زرادخانه موشک‌های رهگیر اسرائیل بود.

جنگ دوازده‌روزه میان اسرائیل (با پشتیبانی ایالات متحده) و ایران در ماه ژوئن- و آتش‌بس اخیر میان اسرائیل و حماس- پرسش‌های تازه‌ای را درباره امکان دستیابی به توافقی با تهران مطرح کرده است.
آتش‌بس غزه نشان می‌دهد که وقتی رئیس ‌جمهوری ایالات متحده، دونالد ترامپ، شخصاً وارد عمل می‌شود و تمام نفوذ و قدرت چانه‌زنی ایالات متحده را با تاکتیک‌های مذاکره به کار می‌گیرد، آنچه ناممکن به نظر می‌رسد، می‌تواند ممکن شود. اسرائیلی‌ها، فلسطینی‌ها، ایالات متحده و کل منطقه هنوز کار زیادی در پیش دارند تا اطمینان یابند که درگیری دوباره شعله‌ور نشود. ترامپ و تیمش می‌توانند بر موج ناشی از آتش‌بس غزه سوار شوند تا بر دستیابی به یک توافق منطقه‌ای گسترده‌تر تمرکز کنند.
دو مسیر کلی پیش‌روست: یا یک توافق مذاکره‌شده که می‌تواند به حل‌وفصل بلندمدت بینجامد یا یک آتش‌بس شکننده که گهگاه با درگیری‌های تازه قطع می‌شود. در هر سناریو، خطرها و فرصت‌هایی وجود دارد.

سناریوی اول: توافقی بزرگ
یک «توافق بزرگ و زیبا» مستلزم آن است که ایالات متحده به ایران مسیری برای رفع تحریم‌ها و ادغام در فرصت‌های توسعه اقتصادی منطقه‌ای، همراه با تضمین در برابر حمله احتمالی دیگر از سوی اسرائیل ارائه دهد.
برای تحقق این سناریو، تهران باید معامله پیشنهادی را به‌طور آشکار بهتر از گزینه‌های جایگزین ببیند. به‌هرحال، ایران در برنامه هسته‌ای خود سرمایه‌گذاری کرده و آن را هم به‌عنوان یک برگ بازدارنده‌ بزرگ و هم منبعی از غرور ملی می‌داند. جنگ ژوئن موج تازه‌ای از ملی‌گرایی را در ایران برانگیخت. ایالات متحده باید اعتماد از دست‌رفته با تهران را بازیابد، تمرکزی دقیق و پیگیر بر این مذاکرات داشته باشد و دو عنصر کلیدی دیگر را نیز فراهم کند: اول، تضمینی که تا زمانی که برخی شروط خاص فعال نشوند، از توافق خارج نخواهد شد؛ و دوم، سازوکاری برای جلوگیری از حملات بیشتر اسرائیل به ایران در ازای تعهدات ایران برای عدم ساخت تسلیحات هسته‌ای.
تحقق این سناریو دشوار خواهد بود، زیرا مسائل پیچیده‌ای باید حل‌وفصل شود و نقاط بن‌بست در مواضع همه طرف‌ها باقی مانده است. اسرائیل نسبت به مذاکرات بدبین خواهد بود و ممکن است در هر لحظه اقدام نظامی دیگری انجام دهد که گفت‌وگوها را برهم زند.

سناریوی دوم: دوره وقفه با ثبات سمی 
در سناریوی دوم، نوعی وقفه با تعادل سمی پدید می‌آید؛ نگرانی‌های امنیت ملی ایالات متحده درباره برنامه هسته‌ای ایران حل‌نشده باقی می‌ماند و تهدید ازسرگیری درگیری نظامی میان اسرائیل و ایران همچنان وجود دارد. ممکن است مذاکراتی انجام شود یا نشود، اما در هر صورت هیچ پیشرفت واقعی حاصل نخواهد شد.
در حال حاضر، به‌نظر می‌رسد اوضاع در مسیر همین سناریو حرکت می‌کند. چندین خطر در این سناریو وجود دارد که شایسته توجه‌اند. احتمال دارد اسرائیل در ماه‌ها یا سال‌های آینده بار دیگر اقدام نظامی مستقیم در داخل ایران انجام دهد.

ایالات متحده ممکن است در چنین اقداماتی مشارکت کند. اگر ایران تلافی کند، اسرائیل احتمالاً ناچار خواهد شد از تعداد زیادی از سامانه‌های گران‌قیمت ضد‌موشکی خود استفاده کند- سامانه‌هایی که ایالات متحده در سال‌های اخیر برای تولید آنها به اندازه کافی با مشکل روبه‌رو بوده است. اسرائیل ممکن است با کمبود موشک‌های رهگیر «اَرو» برای مقابله با موشک‌های بالستیک دوربرد مواجه شود- مسأله‌ای که در جنگ اخیر نیز مطرح بود.
درگیری مجدد می‌تواند زرادخانه‌ ضد‌موشکی ایالات متحده را نیز بیش از حد کاهش دهد. این خطر بویژه زمانی بیشتر می‌شود که واشنگتن مجبور به دفاع از دارایی‌های خود باشد یا بحران امنیتی دیگری در نقطه‌ای دیگر از جهان شعله‌ور شود. بنا به گزارش رسانه‌های آمریکایی، ایالات متحده در جریان جنگ اسرائیل و ایران در ماه ژوئن، از ۲۵درصد موشک‌های رهگیر سامانه تاد خود (THAAD) استفاده کرده است.
عملیات‌های نظامی مداوم یا پراکنده با ایران می‌تواند به ارتش، اقتصاد و سیاست اسرائیل آسیب بزند. استراتژی سنتی اسرائیل همواره بر جنگ‌های سریع و شدید متمرکز بوده تا نیروی انسانی محدود خود را حفظ کند و از درگیری‌های طولانی که جمعیت و منابعش را فرسوده می‌کند، پرهیز نماید. بسیاری از نیروهای ذخیره اسرائیل چندین بار در غزه خدمت کرده‌اند و این امر بر توان آنها برای انجام کارهای غیرنظامی‌شان تأثیر گذاشته است. بنا بر گزارشی در آوریل ۲۰۲۵، بیش از صد هزار نیروی ذخیره اسرائیل از حضور در خدمت خودداری کرده‌اند و نرخ حضور در تمرین‌های آموزشی نیروهای ذخیره در آن زمان تنها ۶۰ درصد بوده است؛ کاهشی چشمگیر نسبت به روزهای پس از ۷ اکتبر که جنگ غزه را آغاز کرد. در مجموع، در صورت ورود مکرر به جنگ با ایران، اسرائیل احتمالاً با هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی واقعی روبه‌رو خواهد شد.
ایران ممکن است از «جنگ دوازده‌روزه» در ماه ژوئن درس‌هایی گرفته و در آینده با ابزارهای نظامی گسترده‌تری پاسخ دهد. ایران ممکن است در حال آماده‌سازی برای پاسخ مؤثرتر در سناریوی مشابهی باشد. ایران در ماه اوت «شورای عالی دفاع» را تشکیل داد که عمدتاً متشکل از مقام‌های نظامی و اطلاعاتی است و هدف از آن تسریع تصمیم‌گیری در زمان جنگ است، نشانه‌ای از اینکه رهبری کشور معتقد نیست درگیری به پایان رسیده است. آخرین باری که ایران شورای عالی دفاع داشت به دوران جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ بازمی‌گردد.
ایران تلاش خواهد کرد با هر وسیله‌ای هزینه‌هایی تحمیل کند تا بازدارندگی را دوباره برقرار سازد. ممکن است الگوی پرتاب موشک‌های خود را تغییر داده یا گسترش دهد تا از سامانه‌های دفاعی بگریزد. در گذشته، ایران حتی پس از واکنش فوری متعارف به حملات آمریکا، اغلب خویشتنداری راهبردی نشان داده است. در صورت ازسرگیری درگیری، تهران ممکن است واشنگتن را تا حدی مسئول حمایت نظامی‌اش از اسرائیل بداند و ایران یا متحدانش در منطقه ممکن است علیه اهداف نرم از جمله شرکت‌ها، تأسیسات و پرسنل آمریکایی در منطقه دست به عملیات بزنند.
نبود راه‌حل و ماهیت رفت‌وبرگشتی درگیری می‌تواند به منافع اقتصادی آمریکا در منطقه آسیب بزند. جنگ‌های مکرر- یا حتی نگرانی از وقوع جنگی دیگر در هر لحظه- می‌تواند بر معاملات تجاری ایالات متحده، همکاری‌های فناورانه با کشورهای خلیج فارس، آزادی کشتیرانی و حتی قیمت انرژی تأثیر بگذارد. کشورهای عربی نگران خواهند بود که هر درگیری تازه‌ای امنیت و منافع خودشان را تهدید کند. این کشورها همچنین درباره توانایی خود در صادرات نفت در صورت تهدید تنگه هرمز یا هدف قرار گرفتن کشتی‌هایشان از سوی نیروهای مورد حمایت ایران نگران خواهند بود. یک توافق جامع، سودمندترین نتیجه برای همه طرف‌هاست، اما دستیابی و حفظ آن دشوار خواهد بود، زیرا نیازمند تمرکز مستمر، وجود بی‌اعتمادی شدید و مواضع حداکثری ایران، اسرائیل و ایالات متحده است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان