از جلد کتاب تا قاب نمایش؛
درباره اقتباس ادبی در سریالسازی
جعفر گودرزی رئیس انجمن منتقدان سینما درباره اقتباس ادبی در سریالسازی و دو سریال نرگس آبیار یادداشتی به روزنامه ایران ارائه کرد.
گروه فرهنگی - ایران آنلاین: دومین سریال نرگس آبیار هم به نوبت پخش رسید و قسمت اول «بامداد خمار» در شبکه نمایش خانگی به نمایش درآمد.
حالا او با دو سریال «سووشون» و «بامداد خمار» شاید تنها کارگردانی باشد که برای اولین بار همزمان دو سریال در چرخه اکران نمایش خانگی دارد اما آنچه در این میان این دو سریال را به هم گره میزند، تنها کارگردان مشترک آنها نیست، بلکه اقتباسی بودن آن است که البته این به خود کارگردان هم برمیگردد که از نویسندگی به فیلمسازی پل زده و ادبیات را به سینما پیوند داده است.
فارغ از کم و کیف این دو سریال و نقاط ضعف و قوتش که باید در جای خود مورد نقد و بررسی قرار بگیرد، این یک فرصت و امتیاز برای صنعت سریالسازی ماست که به سراغ رمان و ادبیات داستانی رفته و اقتباس ادبی را جدی گرفته است. هرگاه که سخن از مشکل فیلمنامه در سینمای ایران مطرح میشود، جای خالی یا کمرنگ ادبیات داستانی و اقتباس ادبی در سینمای ما به کانون اصلی سخن تبدیل میشود. اینکه سینمای ما کمتر سراغ ادبیات رفته و از آن برای برساختن غنی و برکشیدن خود بهره میبرد. ازسوی دیگر بسیاری از فیلمهایی که مصداقی از اقتباس ادبی در سینما بودند، هم مورد توجه مخاطبان و منتقدان قرار گرفتند، هم توانستند در جشنوارههای سینمایی بدرخشند.
داریوش مهرجویی ازجمله فیلمسازانی است که میتوان او را کارگردانی موفق در ساخت فیلمهای اقتباسی دانست. سه فیلم «گاو»، «درخت گلابی» و «بانو» نشان میدهند که مهرجویی چقدر خوب توانسته است قصهای را از ادبیات داستانی در جهان سینمایی و نمایشی بازآفرینی کند. با این حال رابطه بین ادبیات و سینما در ایران اغلب یک رابطه و نسبت موازی بوده است و گاهی که در تقاطعی به هم گره خوردند، توانستند گرهگشایی کنند.
موج نوی سینمای ایران هم کمک کرد تا امکان گفتوگو و دیالکتیک بین ادبیات و سینما بیشتر شود. از این رو باید ساخت دو سریال «سووشون» و «بامداد خمار» را به فال نیک گرفت و امیدوار بود که این به یک جریان جدی و تأثیرگذار در سریالسازی ما تبدیل شود و دیگران هم به سراغ ادبیات داستانی و ساخت سریالهایی اقتباسی رفته و امکانی برای غنیتر شدن فیلمنامهها و رشد کیفی تولیدات نمایشی فراهم شود. تولیدات سریالهای اقتباسی به نفع هر دو است؛ هم ادبیات و هم سینما.
سینما میتواند از غنای داستانی ادبیات بهره ببرد و ادبیات هم به واسطه ساخت سریالهای اقتباسی از شانس بیشتری برای خوانده شدن برخوردار میشود. چنان که تقاضا برای خرید کتاب «سووشون» افزایش یافت و به نظر میرسد این اتفاق برای کتاب «بامداد خمار» هم تکرار شود. شاید تنها راه رشد هنر ما همین تعاملهای هنری باشد.
انتهای پیام/