درباره موسیقی درمانی؛
وقتی نغمههای ایرانی درد را درمان میکنند
بهنام خدارحمی نوازنده و آهنگساز درباره موسیقی درمانی یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.
گروه فرهنگی - ایران آنلاین: در متون پزشکی و فلسفی قدیم، از «نغمه درمانی» بهعنوان روشی برای تعادل مزاج و روان یاد شده است. فارابی در موسیقی کبیر از تأثیر «اوزان و نغمهها» بر حالاتِ انسانی سخن میگوید و ابنسینا نیز در قانون از موسیقی بهعنوان ابزاری برای تقویتِ روح و تسکینِ درد یاد میکند. در واقع، موسیقی در فرهنگ ایرانی همیشه پیوندی ناگسستنی با درمان و معنویت داشته است؛ از ذکر و سماع تا لالاییهای مادرانه و نوای نی در صحرا. هر یک از این نغمهها، پاسخی است به نیاز روحی انسان برای رهایی، همدردی و آرامش.
بازگشت موسیقی درمانی به فرهنگ ایرانی
در دورانی که اضطراب، افسردگی و فرسودگی روانی بخش جدا نشدنی زندگی مدرن شده، بسیاری از ما به دنبال راههایی برای بازگشت به آرامش هستیم. در این میان، موسیقی، این زبان جهانی احساس، بیش از همیشه نقش درمانگر خود را نشان داده است. اما شاید کمتر به این پرسش اندیشیده باشیم که آیا موسیقی ایرانی هم میتواند درمانگر باشد؟ و اگر آری، نغمههای آشنا و اصیل سرزمین ما چگونه بر روان و جسم اثر میگذارند؟
علم امروز چه میگوید؟
پژوهشهای جدید نیز این میراث کهن را تأیید میکنند. مطالعات دانشگاه علوم پزشکی تهران نشان دادهاند که گوش دادن به موسیقی کلاسیک ایرانی میتواند ضربان قلب و فشار خون را کاهش دهد و اضطراب بیماران را پیش از عمل جراحی کم کند. ریتم آرام دستگاههایی مانند شور و نوا با الگوی تنفس انسان هماهنگ است و همین همنوایی فیزیولوژیک باعث فعال شدن مسیرهای آرامبخش در مغز میشود. در سالهای اخیر، شماری از بیمارستانها و مراکز توانبخشی در ایران، بهصورت محدود و آزمایشی از موسیقی برای کمک به روند بهبود بیماران استفاده کردهاند. هرچند موسیقی درمانی هنوز در ساختار رسمی نظام درمانی کشور جایگاه ثابتی ندارد، اما پژوهشها و تجربههای میدانی بسیاری نشان میدهد که نواختن یا گوش دادن به موسیقی، بویژه موسیقی ایرانی، میتواند در کاهش اضطراب، افزایش تمرکز و بهبود خلق بیماران مؤثر باشد.
نغمههایی که زبان احساس هستند
آنچه موسیقی ایرانی را در حوزه درمان متمایز میکند، بار عاطفی و واژگانی آن است. دستگاههای موسیقی ایرانی نه تنها از نظر ملودی و فواصل، بلکه از نظر احساس درونی نیز متفاوتند. بهعنوان مثال، «دستگاه شور» حس دلتنگی و تأمل را برمیانگیزد یا «ماهور» شادی و نشاط را زنده میکند، و همچنین «سهگاه» حالتی میان اشتیاق و اندوه دارد. این تنوع احساسی، ابزاری نیرومند برای تنظیم هیجانات است؛ همان چیزی که روان درمانی مدرن نیز به دنبال آن است. از سوی دیگر، پیوند شعر و موسیقی در فرهنگ ما نقشی اساسی در اثرگذاری درمانی دارد. وقتی شعر حافظ یا مولوی با آواز خوش ترکیب میشود، مخاطب تنها صدا نمیشنود، بلکه معنا و امید را تجربه میکند. موسیقی در اینجا پُلی است میان عقل و احساس، میان زبان و جان.
از ریشه تا آینده
در سالهای اخیر، گروهی از موسیقیدرمانگران ایرانی کوشیدهاند تا شیوههای درمانی نو را با عناصر موسیقی بومی تلفیق کنند. برای نمونه، استفاده از ریتمهای دف نوازی در درمان اضطراب یا برگزاری کارگاههای گروهی آواز ایرانی برای تقویت اعتماد به نفس و همدلی در بیماران افسرده. این رویکرد نه تنها کارکرد علمی دارد، بلکه بازگشتی است به هویت فرهنگی ما؛ یعنی همان جایی که صدا، درمان، دعا و زیبایی یکی میشوند.
وقتی شنیدن نوعی شفا میشود
بسیاری از افرادی که با مشکلات روانی یا جسمی دست و پنجه نرم میکنند، از تجربه شخصی شنیدن موسیقی ایرانی بهعنوان نوعی تسکین یاد کردهاند. بانویی که در دوره شیمیدرمانی، با گوش دادن به تصنیفهای تاج اصفهانی آرام میگیرد؛ مردی که پس از سکته، با تمرین سهتار هماهنگی حرکتی خود را بازمییابد یا کودکی که با ریتمهای شاد نواحی خراسان، ترس از بیمارستان را فراموش میکند. این روایتها نشان میدهند که درمان همیشه در دارو خلاصه نمیشود و گاه در یک نغمه نهفته است.
نغمهای برای فردا
اگر بپذیریم که سلامت روان بخشی از سلامت ِملی است، آنگاه موسیقی، بویژه موسیقی ایرانی، میتواند نقش مهمی در بازسازی این سلامت ایفا کند. حمایت از آموزش موسیقی در مدارس، گسترش کارگاههای موسیقی درمانی و توجه به ظرفیت فرهنگی نغمههای ایرانی، میتواند جامعهای آرامتر و هم دلتر بسازد و در این جهانی که هر روز پُر سرعتتر و پُرتنشتر میشود، شاید بازگشت به نغمههای آشنا همان نسخهای باشد که قرنها پیش حکیمان ایرانی برای ما نوشتهاند؛ نسخهای ساده و عمیق: گوش بسپار، تا آرام شوی.
انتهای پیام/