نگاهی به چهل‌و‌دومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران؛

خلاقیت، تنوع و یک دنیا جسارت

هنر

126075
خلاقیت، تنوع و یک دنیا جسارت

جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به ایستگاه چهل‌ودوم خود رسیده و حالا دیگر ارزش و اعتبار آن در عرصه جهانی نیز برای بسیاری از فیلمسازان آشکار شده است.

محمدعرفان صدیقیان - گروه فرهنگی: درست چهار سال قبل بود که این رویداد مهم سینمایی توسط آکادمی اسکار مورد تأیید قرار گرفت و از آن پس تاکنون، بهترین فیلم بخش بین‌الملل این جشنواره برای رقابت در مراسم سالانه به صورت مستقیم به آکادمی اسکار معرفی می‌شود. همین موضوع سبب شده در ادوار اخیر، تعداد فیلم‌های بین‌المللی ارسالی به این رویداد، به لحاظ شاخص‌های کمی و کیفی جهش قابل‌توجهی داشته باشد.

طبق اعلام بهروز شعیبی، مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران و دبیر جشنواره چهل‌و‌دوم، در این دوره بیش از ۱۰ هزار فیلم کوتاه از ۱۴۵ کشور جهان به دبیرخانه این رویداد ارسال شده است که بیش از نیمی از این تعداد، متقاضی حضور در بخش فیلم‌های داستانی بوده‌اند. همچنین در میان آثار ارسالی، فیلم‌هایی به چشم می‌خورند که تجربه حضور در فستیوال‌های مهم و مطرح جهانی را داشته و حالا با تثبیت موقعیت و افزایش اعتبار این جشنواره، شانس خود را برای انتخاب در بخش بین‌الملل این رویداد امتحان کرده و مورد سنجش قرار داده‌اند.
جشنواره فیلم کوتاه تهران، بدون شک پویاترین اتفاق سینمایی کشور است و حضور چشمگیر علاقه‌مندان به فیلمسازی، کارشناسان، منتقدان و اهالی رسانه در خانه جشنواره، بر این موضوع صحه می‌گذارد.

در سال‌های اخیر شرکت در بخش‌های مختلف این رویداد به رویای جمعی مشترک بسیاری از فیلمسازان جوان تبدیل شده است؛ چراکه استقبال و مورد توجه قرار گرفتن آثار مختلف در این جشنواره، مسیری هموارتر برای ادامه فعالیت‌های سینمایی پیش روی فیلمسازان جوان قرار می‌دهد.
در دولت سیزدهم و در دوران مدیریت مهدی آذرپندار در انجمن سینمای جوانان ایران، تأکید بسیاری بر لزوم ایجاد فضایی تازه در زمینه استفاده از لحن و بیان سینمایی به شکلی متفاوت صورت گرفت. همچنین با تأکید بر مقوله افزایش «ژانرهای» سینمایی در آثار حاضر در جشنواره، نوعی چندصدایی و تنوعی کم‌نظیر حاصل شد که نشانه‌های پررنگی از آن در جشنواره چهل‌ودوم به چشم می‌خورد.

حالا و در چهل‌‌و‌دومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، رویکرد «خِردمحوری و اندیشه‌ورزی» در کنار جست‌و‌جوگری، به‌عنوان شعار جشنواره مورد تأکید قرار گرفته است که نشانه‌های بارزی از آن در بخش‌های مختلف جشنواره، نظیر موضوع‌های در نظر گرفته شده در تدوین کارگاه‌های آموزشی و همچنین ایده ناظر و مفاهیم بنیادین جاری در فیلم‌ها به چشم می‌خورد.

جشنواره بین‌المللی فیلم‌ کوتاه تهران، سال‌هاست برای عشاق سینما به میعادگاهی جذاب و هیجان‌انگیز تبدیل شده و حالا دیگر بیش از یک دهه است که ارزش و جایگاه این جشنواره در میان منتقدان و علاقه‌مندان جدی سینما، موقعیتی تثبیت شده پیدا کرده است.
در سال‌های اخیر، این رویداد برای فیلمسازان جوان به سکوی پرتابی تبدیل شده و در هر دوره تعداد زیادی از کارگردانان جوان تلاش می‌کنند با حضور در این جشنواره، فضایی برای بروز استعداد و توانمندی‌های خود دست و پا کنند.

سینمای بلند کشور، سال‌هاست که در چنبره موضوع‌ها و ساختارهای تکراری گرفتار شده و «نوگرایی» به عنوان مقوله مهم عصر حاضر، راهی به عمده فیلم‌ها پیدا نمی‌کند.

اما در مقابل، سینمای کوتاه سرشار از غافلگیری است و کارگردان‌های جوان‌تر با ایده‌های فرمی تازه و بهره‌گیری از رویکردهای روایی خلاقانه، در پی کشف گونه‌ای دیگر از لحن و بیان سینمایی هستند.

به نظر می‌رسد در برگزاری جشنواره چهل‌ودوم رویکردهایی فکر شده و متناسب با اهداف جشنواره، یعنی کشف و پرورش استعدادهای جوان مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان نمونه، در برگزاری کارگاه‌های تخصصی این دوره از جشنواره پرداختن به موضوعات بینارشته‌ای همچون پیوند میان «سینما»، «شعر» و «ادبیات» برنامه‌ریزی شده است که در آن چهره‌های مطرحی همچون فرهاد توحیدی، مجید برزگر، رشید کاکاوند، یونس شکرخواه و… حضور دارند.

ضمن اینکه پنج نشست صمیمانه با حضور هنرجویان و هنرآموزان هنرستان‌های هنری و فیلمسازان فیلم‌ اول در چهارچوب بخش «استعداد‌های نو» طرح‌ریزی شده است که مباحث مطرح شده در آن، هنرآموزان را با مبانی و الفبای علمی و عملی حضور مؤثر در سینما آشنا می‌کند.
جشنواره چهل‌ودوم دارای بخش‌های مختلفی است. شاید جذاب‌ترین و پرتماشاگرترین بخش آن، مربوط به فیلم‌های مسابقه سینمای ایران باشد که در این دوره پذیرای ۵۷ فیلم است.

ضمن اینکه در هر یک از بخش‌های فیلم‌های پویانمایی و فیلم‌های تجربی، ۲۰ اثر و در بخش مستند نیز ۲۱ اثر حضور دارند.
در بخش استعدادهای نو یا فیلم‌های اول نیز ۲۹ اثر حاضر هستند که برخی از آنها به لحاظ لحن و بیان سینمایی و بهره‌گیری از زبان تصویر، دارای کیفیت بسیار مطلوب بوده و از ظهور فیلمسازان مستعد و آینده‌دار در سینمای کشور خبر می‌دهد.
یکی از مهم‌ترین جذابیت‌های هر جشنواره، مواجهه با فیلم‌هایی با سوژه‌های بکر و خلاقانه است؛ آثاری که با هوشمندی کارگردان و البته آشنایی او با المان‌ها و مختصات روایی، بصری و فرمی سینمای کوتاه، موفق می‌شوند نبض مخاطب را در دست گرفته و با شریک کردن تماشاگران خود در تجربه‌ای نو، مرزهای بیانی و تجربی سینما را گسترش دهند.

در جشنواره چهل‌ودوم مضامین و سوژه‌های متفاوت، بکر و خلاقانه‌ای دستمایه ساخت آثار مختلف قرار گرفته است و فیلمسازان جوان در برخی موارد تلاش کرده‌اند دغدغه‌های روایی خود را با استفاده از دستور زبان سینما و در پیوند با ذهنیت شخصی خود تصویر کنند؛ آثار شاخصی که هر یک دارای ویژگی‌های خاص خود بوده و نیاز است هر چه بیشتر در بوته نقد و تحلیل قرار گیرند.
در ادامه به برخی از مهم‌ترین و خلاقانه‌ترین آثار حاضر در چهل‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران می‌پردازیم.

«خداحافظ آشغال»

بهمن و بهرام ارک از خلاق‌ترین فیلمسازان حال حاضر سینمای ایران هستند. مرور کارنامه آنها در سینمای کوتاه و بلند نشان می‌دهد دست گذاشتن روی سوژه‌های بکر و خلاقانه، به علاوه پرداختی متفاوت و همچنین وفادار ماندن به زمینه‌ها و بهره گرفتن از مؤلفه های ژنریک و بروز خصلت‌های بومی منطقه آذربایجان، باعث شده بسیاری از منتقدان و مخاطبان سینمای ایران نسبت به هر ساخته تازه از سوی آنها کنجکاو باشند.

سینمای ایران مدت‌هاست در چنبره قواعد، ساختارها و ژانرهایی ثابت و کلیشه‌ای متوقف شده و نوسان‌های مدام اقتصادی و گران شدن فرآیند تولید فیلم، ساخت آثار متفاوت و خارج از بدنه جریان اصلی را بیش از پیش دشوار کرده است. اگر در دهه‌های گذشته سینمای متفکر ایران به واسطه وجود کارگردان‌هایی از نسل‌های مختلف، از عباس کیارستمی گرفته تا شهرام مکری، دارای رویکردهای خلاقانه و حاوی پیشنهادهای بیانی و لحنی تازه بود، امروز این روند اگر متوقف نباشد، با کندی بسیاری مواجه شده است.

حالا دیگر باید بازی‌های فرمی و ساختارهای تازه را تنها در سینمای کوتاه جست‌وجو کرد؛ مدیومی که توانسته در سال‌های اخیر بیش از سینمای بلند، مرزهای جشنواره‌های مطرح جهانی را درنوردد و حرف‌های بسیاری برای گفتن داشته باشد.

برادران ارک، سال‌هاست در سینمای ایران به چهره‌هایی شناخته شده بدل شده‌اند. بهره‌گیری از فضای بومی و قصه‌های کهن منطقه آذربایجان، اتکا به المان‌های ژنریک و استفاده از شیوه‌های تصویری با امضای شخصی، باعث شد «پوست» اولین فیلم سینمایی بلند بهمن و بهرام ارک تا حد زیادی از جانب منتقدان و کارشناسان دیده شود و مورد تحسین قرار بگیرد.

پیش‌تر نیز این دو فیلمساز با کارگردانی فیلم کوتاه «حیوان» توجه بسیاری را برانگیخته بودند؛ اثری که موضوعیت، سوژه و نوع پرداخت روایی آن کاملاً با مدیوم سینمای کوتاه آداپته شده بود و علاوه بر دریافت جایزه‌های جشنواره‌های داخلی، توانست در فستیوال‌های بین‌المللی نیز با استقبال مواجه شود و جایزه دوم بخش مهم سینه فونداسیون جشنواره فیلم کن را دریافت کند. «خداحافظ آشغال» تازه‌ترین ساخته برادران ارک و در ادامه «پوست»، ساخته پیشین آنها، در گونه سینمایی بلند است و نشان از تثبیت نوعی سلیقه روایی و بصری دارد.

بنیان و خط اصلی روایی «خداحافظ آشغال» بر مبنای شخصیت مرکزی یک زن سالمند شکل گرفته و معضل تنهایی او را در سفری خیال‌انگیز و برآمده از داستان‌های کهن شفاهی، به همزیستی و در نهایت دوستی با موجودی خیالی سوق می‌دهد. ساخته تازه این دو برادر، دارای زمینه‌های نمادینی است که چگونگی اتصال آنها با موقعیت داستانی، نیاز به صرف زمانی در حد یک فیلم بلند داستانی دارد و به همین دلیل و با وجود ویژگی‌های پرشمار این اثر، «خداحافظ آشغال» بر خلاف ساخته پیشین برادران ارک در سینمای کوتاه، به لحاظ منطق روایی از ظرفیت‌هایی همچون لزوم ایجاز در این مدیوم فاصله داشته و به نظر می‌رسد تولید آن در حکم ماکتی برای ساخت نسخه بلند به شمار می‌رود.

با وجود ضعف در شخصیت‌پردازی و کاستی‌هایی در خصوص نوع نزدیک شدن و همذات‌پنداری کاراکترها با یکدیگر، همچنان می‌توان «خداحافظ آشغال» را از فیلم‌های مهم جشنواره چهل‌ودوم دانست.

«تایپیست»

ساخته تازه هادی نوری از جمله مهم‌ترین فیلم‌های جشنواره چهل‌ودوم است؛ اثری که توجه به جزئیات و در نظر گرفتن ظرافت‌های پرشمار در متن و اجرا، تماشای آن را به تجربه‌ای دلنشین برای مخاطب تبدیل کرده است.

پرداختن به شخصیت‌های متفاوت و دارای زمینه‌هایی از مشکلات جسمی و ذهنی، در سینمای ایران نمود چندان برجسته‌ای ندارد، بجز چند نمونه محدود که آن‌هم عموماً با نگاهی همدلی‌برانگیز سراغ شخصیت‌های اینچنینی رفته است.

موقعیت‌ محوری «تایپیست» در ارتباط با زنی مبتلا به سندروم داون شکل گرفته و ایده روایی آن در بستری عاشقانه و معمایی گسترش یافته است؛ اثری که با تلفیق گونه‌های مختلف سینمایی و ارجاع به فیلم‌های مهم ژنریک در تاریخ سینما، بنیان‌های روایی و بصری چشمگیری را خلق می‌کند. فیلمی که با بهره‌گیری از قصه‌ای عاشقانه و متکی بر شخصیت‌های نامتجانس، تماشاگرانی با سلایق گوناگون را به قلاب انداخته است و با رویکردی کلاسیک و قصه‌محور، ارزش‌های بیانی ابژه‌های تصویری را بسط و گسترش می‌دهد.

«تایپیست» به سبب زمینه‌های پررنگ روایی و همین‌طور مقوله تلفیق ژنریک، می‌تواند امکانی برای گسترش بیشتر در قالب فیلم بلند سینمایی داشته باشد و تماشاگر را در نوعی ماجراجویی برآمده از دل تاریخ شریک کند.

«دریچه»

دست سینمای کوتاه از پرداختن به جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به عنوان بستر و بهانه‌ای برای ساخت فیلم، خالی نمانده است. محمد‌ابراهیم شهبازی در فیلم «دریچه» نگاهی متفاوت و البته خیال‌انگیز به حوادث جاری در پس‌زمینه این واقعه مهم تاریخ معاصر داشته است. در ساخته تازه شهبازی، همچون آثار پیشین او، رد پررنگ تخیل و بهره‌گیری از زمینه‌های فانتزی به چشم می‌خورد.

«دریچه»، موضوع‌های مختلفی را دستمایه خود قرار داده است؛ از پرداختن به تأثیر مخرب رسانه‌های خارجی در دامن زدن به ابعاد روانی جنگ تا مسأله تنهایی افرادی که خودخواسته ترجیح دادند زیر آتش جنگ، معنایی برای زندگی در شرایطی عجیب و بحرانی پیدا کنند. فیلمنامه‌نویس موفق شده روایت مینیمال فیلم خود را توأمان در طول و عرض گسترش دهد و به دور از رویکردهای استعاری و تمثیلی کلیشه‌ای و نخ‌نما، بیانی دراماتیک برای اثر خود دست و پا کند.

«دریچه»، به زندگی پیرمردی تنها می‌پردازد که در روزهای موشک‌باران تهران، نمودی پویا از عشق و دلدادگی را به شکلی مجازی و غیرعینی تجربه می‌کند. در عین حال اتکا به رویکردها و المان‌های سینمایی سبب شده «دریچه» عمقی مثال‌زدنی پیدا کند. بهره‌گیری از ریتم پویا، موسیقی اثرگذار و روایتی متناسب با فیلم کوتاه، باعث شده تازه‌ترین محصول سازمان اوج، یک پیشنهاد مناسب به سینمای اسیر در چرخه تکرار این روزها باشد.‌


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر