چالشها و آینده در فیلم کوتاه ایران، به بهانه برگزاری جشنواره فیلم کوتاه تهران؛
بر بالهای خیال
چهل و دومین دوره جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران به پایان رسید، جشنوارهای که اگرچه عنوان بینالمللی را همچنان یدک میکشد اما رنگ و بوی یک جشنواره واقعاً بینالمللی را ندارد.
جواد صفوی - منتقد سینما: رویکرد «خِردمحوری و اندیشهورزی» محور اصلی انتخاب و نمایش آثار این دوره بود که با سکانداری بهروز شعیبی به عنوان رئیس انجمن سینمای جوانان ایران برگزار شد. در اخبار آمده بود که «۴۱ فیلم داستانی، ۱۴ مستند، ۱۱ اثر تجربی و ۱۳ انیمیشن کوتاه از کشورهای مختلف» بخش بینالملل جشنواره را زنده نگه داشتهاند.
شاید برای اعضای اتاق فکر، برگزارکنندگان و دست اندرکاران راهاندازی و اجرای یک جشنواره تخصصی در کشور ما که با مشکلات اقتصادی و تحریمهای بینالمللی و... دست به گریبان است، صرف برگزاری آبرومند و بدون حاشیه و ضعف مشهود، نیاز به دست مریزاد گفتن و تقدیر و تشکر هم داشته باشد. بیشک چنین نیز هست و هرکسی در این حوزه قدمی برداشته باشد، به همه حواشی که ممکن بود دامنگیر مسئولان و شرکتکنندگان باشد واقف است.
شرایط و ضوابطی که با تغییر نگرش مدیران فرهنگی دگرگون میشود و این که جوان مستعد هنرمند خود را مدام با این تغییرات تطبیق دهد، به راحتی ممکن نیست.
این رخداد زمانی خود را نشان میدهد که نهاد انجمن نتواند پوششدهنده و حمایتکننده آثاری متفاوت ، متنوع و متکثر باشد. در این شرایط نمیتوان جوانان علاقهمند و مستعدی را که به دنبال ساخت فیلمهای مستقل خود هستند مجاب به حرکت در مسیر نگاه انجمن و جشنواره فیلم کوتاه تهران کرد.
در نتیجه بخشی از استعدادهای سینمای جوان ایران به دنبال نمایش و ارائه آثار خود به خارج از مرزهای کشور میشوند و از اساس به سمت جشنواره تهران حرکت نمیکنند. شاید در شرایط کنونی، همچون سالهای قبل راهحلی برای این مسأله وجود نداشته باشد و صد البته قابل درک است که تغییر در رویکردهای اینچنینی خارج از اختیارات یک فرد و کلیت انجمن است.
اما دومین مسألهای که باز هم مسبوق به سابقه است و در سالهای گذشته نیز کم و بیش دیده میشد و متأسفانه در این دوره جشنواره هم به وضوح در اغلب آثار مسابقه داستانی به چشم میخورد، پای لنگ فیلمنامه بود که به طور حتم خود دستاندرکاران جشنواره هم به ضعف در این حوزه اذعان دارند.
مسألهای مهم که گریبانگیر سینمای بلند کشور هم هست. به طور قطع و حتم اگر بخش بینالملل جشنواره در یک دهه اخیر به درستی و بدون لکنت کار خود را میکرد و دست کم در بخشی مانند «جشنواره جشنوارهها» که در گذشته در جشنواره فیلم فجر هم وجود داشت، مخاطبان جشنواره و فیلم کوتاهسازان جوان شاهد نمایش همه فیلمهای کوتاه سطح اول جهان بودند، متوجه میشدند که هم منظور از فیلم کوتاه در سالهای اخیر چیست و هم اینکه فیلمنامه ارزش و اعتباری به مراتب بیش از این دارد که هر کارگردان فیلم کوتاه، خود نویسنده فیلمنامه اثرش باشد. انصاف نیست که هزینههایی در حد حرفهای و غیرتجربهگرا برای ساخت آثاری مصرف شود که طرح و بنای درستی ندارند.
نگارنده، علتالعلل ضعف فیلمنامه نویسی بویژه در آثار نسل جوان را، خارج از بحث آموزش و هدایت در دفاتر انجمن و بیتوجهی به آثار کوتاه خوب دنیا، مطالعه ناکافی جوانان فیلمساز و پیش پا افتاده بودن ماجرای فیلمنامه نویسی نزد عمده آنان میداند.
شاید راهکاری مانند اجباری کردن فیلمنامه نویسی گروهی و عدم پذیرش طرح از طرف فیلمسازی که خود نویسنده طرح است، بتواند در میان مدت ضعف ساختاری به وجود آمده را بهبود بخشد. وقتی در فضای فیلمسازی بلند، عمده کارگردانان کشور، چه جوان و چه غیر آن، کسی جز خود را شایسته درج نام مقابل عنوان فیلمنامهنویس نمیدانند، حتماً باید «بُت بزرگ سینماگر مؤلف بودن» را جلوی چشم عاشقان سینما کشت.
تاریخچه جشنواره فیلم کوتاه تهران
در اوایل دهه پنجاه هجری شمسی «جشنواره بینالمللی فیلم تهران» بهعنوان اولین جشنواره فیلمهای کوتاه و بلند آغاز به کار کرد و در شهرستانها رقابت فیلمهای آماتور ۸ و ۱۶ میلیمتری با عنوان جشنواره سینمای جوان استانی شکل گرفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بخش رقابتی فیلمهای آماتور در جشنواره فیلم فجر در سال۱۳۶۱ پذیرای فیلمهای کوتاه شد. سپس عناوین «جشنواره سینمای جوانان» و «جشنواره بینالمللی سینمای جوانان» را بر خود نهاد که پذیرای آثار جوانان در سه بخش فیلم، عکس و فیلمنامه بود. با تخصصی شدن جشنواره در سال ۱۳۸۲، عنوان «جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» به این رویداد اختصاص یافت که تاکنون ادامه داشته و به صورت انحصاری پذیرای آثار فیلم کوتاه از ایران و سراسر جهان است.
انتهای پیام/