چرا آئودی، ب‌ام‌و و بنز به طراحی‌های کلاسیک بازگشتند؟

وقتی گذشته، آینده را هدایت می‌کند

اقتصاد

126545
وقتی گذشته، آینده را هدایت می‌کند

خودروسازان آلمانی با خودروهایی مانند کانسپت C و iX۳ گذشته را دستمایه‌ الهام برای آینده می‌کنند. در دورانی که جهان با تنش‌های جهانی، بحران‌های زیست‌محیطی، جنگ‌ها و فناوری‌های سریع‌السیر مشخص می‌شود، خودروسازان لوکس آلمان تصمیم گرفته‌اند به گذشته نگاه کنند و کار درستی هم می‌کنند.

یاسمن صادق‌شیرازی_ گروه خودرو: این بازگشت صرفاً نوستالژی نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای بازکشف قدرت اطمینان‌بخش ریشه‌ها، میراث و هویت آنهاست. آئودی، ب‌ام‌و و مرسدس بنز هر یک در حال بازکاوی زبان طراحی هستند که از تاریخچه خود الهام می‌گیرد. با بازگرداندن ویژگی‌های متمایز مدل‌های گذشته، این شرکت‌ها راه‌هایی برای پیوند سنت و زمان حال پیدا می‌کنند و خودروهایی خلق می‌کنند که هم آشنا و هم آینده‌نگر هستند.
 
مرسدس Vision Iconic؛ جایی که روح با آینده ملاقات می‌کند
به گزارش Motor۱، این خودروها با شخصیت قوی و منحصر به فرد خود، عناصر تاریخی را با نگاهی مدرن بازتعبیر می‌کنند؛ نمونه‌هایی مانند کانسپت C آئودی، iX۳ تولیدی جدید ب‌ام‌و و ویژن آیکونیک مرسدس‌بنز، پیش‌بینی‌کننده‌ دورانی پر از فلسفه‌های نوین طراحی هستند. اما این رویکرد فراتر از ظاهر است. هدف، تثبیت طراحی مدرن در حافظه و ارائه‌ حس پیوستگی و اطمینان به راننده در جهانی پر از عدم‌قطعیت است. هر شرکت نیز این کار را به سبک خود انجام می‌دهد. نمای جلوی ویژن آیکونیک هیچ ابهامی باقی نمی‌گذارد: مرسدس می‌خواهد چه بگوید؟ جلوپنجره‌ آن با خطوط افقی کرومی مشخص اما جمع‌وجور، تقریباً شبیه یک مربع گرد، از سری Ponton تا افسانه ۳۰۰SL. چراغ‌های گرد و فرو رفته، حال و هوای کلاسیک را به بدنه‌ کشیده و پرقدرت خودرو می‌بخشند. بدنه حجیم اما متناسب، گویی از یک ماده واحد تراشیده شده است: سطوح صاف و تیز، سقف کم ارتفاع و خط کمربند بالا، خودرو را شبیه یک تک‌پیکره‌ فناوری جلوه می‌دهد. رنگ مشکی بدنه با عناصر نوری که تضادهای چشمگیری ایجاد می‌کنند، این حس را تقویت می‌کند.
اما Vision Iconic فراتر از یک تمرین طراحی است؛ یک فلسفه در خود دارد. مرسدس با بازگشت به عناصر آشنا مثل جلوپنجره‌ها اطمینان بصری در جهانی در حال تغییر ارائه می‌دهد. این برند آینده را رد نمی‌کند؛ بلکه با فرم‌هایی که زبان گذشته را می‌گویند، آن را در آغوش می‌کشد و هویت خود به ‌عنوان نماد ظرافت رسمی و لوکس منطقی را تقویت می‌کند.
 
آئودی Concept C و ب‌ام‌و iX۳؛ گذشته عمودی
 آئودی و ب‌ام‌و نیز خطوط عمودی را دوباره کشف کرده‌اند. کانسپت C آئودی، به‌تازگی توسط طراح «ماسیمو فرانچلا» معرفی شده، جلوپنجره‌ای دارد که شکل هشت‌ضلعی سنتی را کنار گذاشته و به ساختاری تقریباً نئوکلاسیک (Neo-classical)؛ (برگرفته از هنر کلاسیک با شیوه‌ای مدرن) عمودی، باریک و خیره‌کننده تبدیل شده است.
سال‌ها جلوی خودروهای آئودی به شکل افقی طراحی می‌شد و گاهی جلوپنجره با کاپوت ادغام می‌شد، همانند آئودی ۱۰۰ دهه ۱۹۹۰ یا طراحی‌های فریم تکی اخیر. برای یافتن پیشینه‌ کانسپت C باید به دوران Auto Union بازگردیم. عناصر نمادین آن دوران، اکنون با نگاه مینیمالیستی مدرن بازگشته‌اند. Auto Union شرکت خودروسازی آلمانی بود، که در سال ۱۹۳۲ با ادغام چهار خودروساز بزرگ آلمانی تأسیس شد.
در iX۳ خودروی جدید ب‌ام‌و نیز جلوپنجره‌های دوگانه معروف ب‌ام‌و باریک و عمودی شده‌اند و بازگشتی به نماد کلاسیک برند هستند که فراتر از عملکرد، به عنصر امضای طراحی تبدیل شده است. در هر دو نمونه، زبان طراحی اضافات بی‌فایده را حذف می‌کند تا فرم خالص آشکار شود؛ جایی که هر جزئیات معنی دارد. گذشته در اینجا تنها تزئین نیست؛ بلکه معماری است. ارجاعات بصری آشنا و متقارن و یادآور زمانی بهتر‌ هستند.
 
وقتی گذشته، آینده بود: طراحی آرت‌دکو آلمانی
برندهای آلمانی همیشه با تاریخ خود بازی کرده‌اند. در اوایل دهه ۲۰۰۰، پروژه‌هایی مانند «مایباخ اکسلرو» که در ایتالیا ساخته شد و همچنین طراحی آئودی روزمایر که از خودروهای مسابقه‌ای قدیمی الهام گرفته بود، طرح‌هایی را ارائه دادند که از زیبایی‌شناسی دهه ۱۹۳۰ الهام گرفته بودند. این خودروها قدرت را بیشتر از زیبایی نشان می‌دادند و ظاهری شبیه به خودروهای خیالی داشتند. آنها نمونه‌های بزرگی از طراحی بودند که ترکیبی از خودرو و مجسمه‌سازی را به نمایش می‌گذاشتند.
یکی دیگر از نمونه‌های کمتر شناخته‌شده، طراحی ب‌ام‌و کوپه مایل میگلیا در سال ۲۰۰۶ بود که طراحی آن نیز تحت تأثیر این سبک بود: شکل‌های منحنی، چراغ‌های پنهان و بدنه‌ای شبیه به خودروهای قدیمی که انگار از زمان دیگری آمده است. اما در آن زمان، این ایده‌ها پیچیده بودند و برای تولید انبوه مناسب نبودند. اما حالا شرایط فرهنگی تغییر کرده است. مردم فقط به دنبال چیزهای جدید نیستند، بلکه به دنبال معنا و مفهوم نیز هستند. پیشرفت فناوری و ظهور خودروهای برقی امکان طراحی‌های جدید را فراهم کرده است.
 
نه فقط نوستالژیک، بلکه بازتفسیر
برندهای دیگر نیز طراحی نوستالژیک را به یک استراتژی هدفمند تبدیل کرده‌اند. به عنوان مثال، رنو با نسخه‌های برقی مدل‌های R۴، R۵ و توئینگو تلاش دارد تا ظاهر قدیمی را حفظ کند و این طراحی‌ها را برای نسل جوان جذاب کند. فیات پیش‌تر با مدل ۵۰۰، فولکس‌واگن با مدل‌های بیتل و ID.Buzz و البته مینی نیز همین مسیر را طی کرده‌اند. در همه این موارد، گذشته از طریق طراحی جشن گرفته می‌شود و هیچ طعنه‌ای در آن نیست. برندهایی که نام‌های تاریخی را روی مدل‌های کاملاً جدید می‌گذارند، پیچیده‌تر هستند؛ مانند فورد پوما و فورد کاپری که اکنون کراس‌اوورهای برقی و اسپرت هستند و جز نشان تجاری و حس پویایی، با مدل اصلی خود چندان مشترک نیستند. سیتروئن، که همیشه با طراحی پیشرو شناخته می‌شود، همچنان با کانسپت‌های غیرمنتظره ما را شگفت‌زده می‌کند. حتی قوس شیشه جلوی مدل اول C۳ در سال ۲۰۰۲ کافی بود تا افسانه گذشته را زنده کند و فروش را افزایش دهد.
 
طراحی آینه زمان
طراحی، مانند سینما و موسیقی، بازتاب دوران ماست. همان‌طور که صفحات گرامافون دوباره محبوب شده‌اند، بسیاری از طراحان خودرو نیز برای الهام گرفتن به گذشته نگاه می‌کنند. اما این صرفاً نوستالژی نیست؛ بلکه ضرورتی برای بیان احساس است. در جهانی پر از عدم‌قطعیت، روندی آشکار است: چنگ زدن به آنچه همیشه به ما آرامش داده و بازتبدیل دوباره‌ آن به احساس.


انتهای پیام/
دیدگاه ها