جداسازی حماس از جامعه غزه ممکن است؟

محمدمحسن فایضی

محمدمحسن فایضی

جهان

127303
جداسازی حماس از جامعه غزه ممکن است؟

محمدمحسن فایضی_کارشناس مسائل فلسطین در یادداشتی نوشت: «تلاش هماهنگ برای تغییر انگیزه در جمعیت غزه برای کاهش حمایت از حماس»؛ این تحول، نه با ترس‌افکنی، بلکه با روایت‌هایی مبتنی بر هویت و معنا دنبال می‌شود.

ایران آنلاین: نئومی نیومن، رئیس سابق واحد تحقیقاتی در اندیشکده امنیت ملی اسرائیل به همراه مارگولین، پژوهشگر ارشد و استاد دانشگاه جورج تاون یادداشتی در اندیشکده آمریکایی واشنگتن نوشته‌اند که مسأله یادداشت آنها، راه حل حذف حماس است.
 
این یادداشت با این مسأله آغاز می‌شود که طرح 20 بندی ترامپ به وضوح تعریف نکرده است که «مقابله با افراطی‌گری» دقیقاً شامل چه مواردی است و استراتژی‌ای برای کاهش نفوذ ایدئولوژیک و نهادی حماس پس از نزدیک به دو دهه حکومت، ارائه نمی‌دهد.
 
لذا خیلی زود به سراغ اصل مطلب می‌رود و بر نکته‌ای اشاره می‌کند که در ماه‌های اخیر از سوی صهیونیست‌ها، تحلیل‌گران و اندیشمندان زیادی مطرح شده و در یادداشت‌های مختلف ستون بدون روتوش هم به آن اشاره کرده‌ایم.
 
نکته مورد اشاره این است که راهی برای حذف حماس بدون حذف پایگاه اجتماعی این جنبش در بستر جامعه نوارغزه ممکن نیست.
 
برای اتفاق این مسأله چندین تحول و تغییر را مفصل در این یادداشت دنبال می‌کنند که عبارتند از: قطع ارتباط امنیتی، قطع ارتباط سرزمینی و نهادی، بازسازی اجتماعی-نهادی و در نهایت «تحول».
 
مورد اول یعنی قطع ارتباط امنیتی میان حماس و بدنه اجتماعی غزه، بسیار به آنچه در لبنان دنبال می‌شود نزدیک است.
 
در یادداشت آمده است که گام‌های خاص در این فرآیند باید شامل ایجاد سایت‌های جمع‌آوری متمرکز سلاح، استقرار نیروهای امنیتی فلسطینی تأییدشده و آموزش‌دیده، وضع قوانین که اصل «یک اقتدار، یک قانون، یک تفنگ» را تثبیت می‌کند و بازیابی تدریجی زیرساخت‌های مدنی باشد. به موازات آن، کنترل‌های مرزی و
 
مکانیزم‌های نظارتی – به ویژه در امتداد مرز مصر و غزه – باید برای جلوگیری از قاچاق سلاح و تقویت اعتماد عمومی به روند غیرنظامی‌سازی اجرا شوند.
 
دو نویسنده این یادداشت به دقت بر این نکته تأکید می‌کنند که خلع سلاح باید در پازل اعتمادسازی روند غیرنظامی‌سازی و همراهی جامعه باشد و شعار سلاح در دست تک دولت می‌تواند این اعتماد و فشار را بسازد.
 
مورد دوم، قطع ارتباط سرزمینی و نهادی است. این مرحله شامل مواردی از جمله تفکیک میان شاخه نظامی و غیرنظامی مرتبط با حماس، قطع بازوی رسانه‌ای و اجتماعی حماس و همچنین انحصار مرجع اطلاعاتی و ارتباطات غزه در دست دولت تکنوکرات است. مشخص است که نویسندگان به خوبی از مؤلفه قدرت اجتماعی و نهادسازی‌های حماس در دو دهه اخیر در غزه و نقش آنها در اقتدار سیاسی و اجتماعی این جنبش به خوبی مطلع‌اند و می‌دانند بدون خلعِ قدرت رسانه‌ای و اجتماعی، کنترل حماس ممکن نخواهد بود.
 
مورد سوم، بازسازی اجتماعی- مدنی است. در این مرحله پس از کنترل اتمسفر منطق و اجتماعی‌سازی حماس در نوار غزه، باید به دنبال جایگزینی جدید در نوار غزه بود.
 
در این مرحله باید مؤلفه‌های قدرت حماس هم حذف شوند. نویسندگان تأکید دارند که بازسازی باید فراتر از خدمات اولیه شامل نابودی نفوذ حماس در داخل نهادهای دولتی، ایجاد یک اقتصاد عادلانه و تأسیس یک قوه قضائیه مستقل باشد. تمرکز باید به سرعت به سمت سرمایه‌گذاری در زیرساخت، اشتغال، آموزش و جامعه مدنی معطوف شود.
 
در ادامه تأکید می شود که «فرآیند پاکسازی حماس از نهادهای حاکمیتی باید تدریجی باشد، با شروع از آسیب‌پذیرترین بخش‌ها و گسترش به قوه قضائیه و دستگاه امنیتی.
 
بدون آن، هیچ بنیادی برای تغییر واقعی وجود نخواهد داشت.»
 
تأکید بر قوه قضائیه از مواردی است که کمتر در رسانه‌ها به آن پرداخته می‌شود اما نهادسازی ویژه حماس در موضوعات قضایی و رضایت مردم بر پایه احکام اسلامی از مؤلفه‌های کمتر پرداخته شده در نوار غزه و اقتدار اجتماعی حماس است.
 
مورد چهارم، تحول است: «تلاش هماهنگ برای تغییر انگیزه در جمعیت غزه برای کاهش حمایت از حماس.» منظور از این تحول، تغییر تفکر و نگرش اهالی نوار غزه است.
 
البته به دقت در مطلب اشاره شده است که «روایت‌های مؤثر بر اساس ترس ساخته نمی‌شوند، بلکه بر هویت و معنا استوارند.
 
برای برچیدن ایدئولوژی‌های جهادی، صرفاً رد کردن آنها کافی نیست. در ادامه تأکید می‌کند که در مورد غزه، معیارهای موفقیت باید بر تمایل عمومی برای حمایت از یک جایگزین حاکمیتی به جای حماس، آمادگی آنها برای مشارکت در تلاش‌های بازسازی و غیرنظامی‌سازی و خودداری آنها از کمک به حماس در بازسازی قابلیت‌های نظامی یا جذب اعضای جدید متمرکز شود.»
 
اما سؤال اینجاست که جامعه‌ای قرآنی با اتمسفر خاص اسلام سیاسی همراه با یک تجربه تاریخی طولانی مدت و لمس ذات و کنش رژیم صهیونیستی را آیا می‌توان به سادگی از پرادایمی به پارادایم جدیدی منتقل کرد؟

انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان