نگاهی به فیلم «غریزه» ساخته سیاوش اسعدی؛
گام بلند عاشقانه
جواد صفوی منتقد سینما درباره فیلم «غریزه» یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.
گروه فرهنگی - ایران آنلاین: آنچه فیلم «غریزه» چهارمین ساخته سیاوش اسعدی را به اثری جذاب تبدیل کرده، رابطه عاشقانه میان دو شخصیت اصلی نوجوان فیلم با بازیهای خوب و تأثیرگذار ساینا روحانی و مهدیار شاه محمدی است. ارتباط دو نوجوان که در فضایی فانتزی تغزلی روایت میشود. «حوالی اتوبان»، «جیب بر خیابان جنوب» و «درخونگاه» سه فیلم قبلی اسعدی هرکدام در فضایی متفاوت اما با رویکردی مشابه به در قفس افتادن و زخمی شدن حقیقت یک عشق میپردازند.
ماجرای «غریزه» هم دور از فیلمهای قبلی فیلمساز نیست، هرچند که در ظاهر در دهه چهل شمسی روایت میشود. انتخاب آن دوره تاریخ معاصر از جهاتی فیلم را به محدودیت در انتخاب لوکیشن رسانده و از سوی دیگر دست فیلمساز در طراحی صحنه، تعریف روابط میان شخصیتها و نیز قصههای فرعی مرتبط با آنها باز شده است. شاید اگر داستان در این دوران تعریف میشد، دیگر با چنین نمایش پرشوری از پسر نوجوانی که اولین عشق را به آرامی و با تپش تند قلب خود حس میکند، روبهرو نبودیم.
«غریزه» که محصول سال ۱۴۰۰ است و به تازگی اجازه اکران پیدا کرده، برای سیاوش اسعدی یک گام بلند از منظر کارگردانی به شمار میرود. فرم فیلم تا حد زیادی با شور و حال عشق نوجوانانه دو شخصیت محوری هماهنگ است. به طور قطع نمیشود از تأثیر فیلمهای مشابهی همچون «درخت گلابی»، «سینما پارادیزو»، «مالنا»، «لولیتا» و «در حال و هوای عشق» در نحوه ساخت و پرداخت بصری و حتی باند صوتی فیلم بر زیباییشناسی غریزه گذشت. با این حال اسعدی به خوبی توانسته به رغم محدودیتهای پرداخت به مضامین تند احساسی در سینمای ایران، تصویری باورپذیر و مخاطب پسند و قابل نمایش به روی پرده ببرد. هر زمان دو شخصیت نوجوان در قاب دوربین قرار میگیرند، فیلم جان میگیرد و نگاه مخاطب به تمامی جوانب جلب میشود. با این حال و با وجود زحمتی که امین حیایی، پانتهآ پناهیها و ژاله صامتی در شخصیتهای فرعی فیلم کشیدهاند، تنیدگی داستان اصلی فیلم که این شخصیتها را به دو نوجوان عاشق فیلم پیوند میدهد، از استحکام کافی برخوردار نیست.
«غریزه» با پرداختی دقیقتر در مرحله فیلمنامه میتوانست به فیلمی همه چیز تمام تبدیل شود اما این اتفاق به درستی نیفتاده است. رابطه میان رسول خان (امین حیایی) و همسر صیغهایاش (ژاله صامتی) زمان اندکی از فیلم را به خود اختصاص میدهد. رخدادهای پیش برنده داستان و ارتباط میان شخصیتها تا نقطه انتهایی درام در نیم ساعت فیلم اتفاق میافتند و پرده دوم فیلم تقریباً به تمامی در خدمت نمایش ریزبافتی از رابطه پرکشش میان دو نوجوان قصه است. این مسأله اگرچه به کلیت روایت فیلم خدشه وارد میکند و ممکن است مخاطب را تا حدی خسته کند، اما کاملاً در خدمت درونمایه اصلی است که اسعدی به عنوان زیربنای اثر و نقطه تمرکز فیلم خود روی آن سرمایهگذاری کرده است. نمایشی محترمانه و اخلاقی از غریزه اصلی انسانی. غریزه در لغت به این شکل معنی میشود: «غریزه گرایش درونی و ذاتی ارگانیسمهای زنده به سمت رفتارهای مشخص است. غریزه به معنای علاقهها، مهارتها و معلوماتی است که موجود زنده بدون آموزش و از ابتدای تولد به صورت بالقوه یا بالفعل با خود دارد. الگوهای رفتاری غریزی از سرشت برمیخیزند و اکتسابی و آموختنی نیستند.»
در فیلم «غریزه»، هرچه گامهای ساده میان دختر و پسر نوجوان به سمت هم بیشتر میشود، تعریف نمایشی این واژه بر پرده سینما وضوح بیشتری میگیرد. دختر با سادهترین و حساب شدهترین کنشها، پسر را به واکنشی از جنس همین کشش و علاقه ذاتی به جنس مخالف وامیدارد. این کنش و واکنشهای مدام، بیشک برای آن دسته از مخاطبان فیلم که دوران نوجوانی و اوج غرایز و کششهای درونی خود را به تجربه لمس کردهاند، غیر قابل کتمان است. از این رو «غریزه» در سینمای امروز ایران که به طور عمده و به ناچار با آثار کم کیفیت و ضعیف کمدی پر شده، مجال و غنیمتی است تا بتوان از نمای دور و بر پرده سینما و در حین روایتی کلاسیک و عاشقانه، به دوران مهمی از زندگی یک انسان نگریست؛ دورانی که میتواند فردا و آینده خانواده، جامعه و کشور را بسازد.
در جهان امروز به فیلمهایی که معضلات و دغدغههای دوران نوجوانی را زیر ذرهبین ببرند، بسیار بها داده میشود اما «غریزه» سیاوش اسعدی به رغم خوشفکری فیلمساز در راه رفتن بر لبه تیغ، دست کم سه سال از پرده سینما محروم بود. امروز هم که فیلم در میان انبوه کمدیها فرصت نمایش و بررسی پیدا کرده، بایستی فراتر از یک فیلم ساده سینمایی، بلکه به عنوان یک اثر انسانشناسانه مورد تحلیل قرار گیرد. از آن جهت که سینما همچنان فرصتی ارزان و تأثیرگذار برای برون رفت از مسائلی است که خارج از سالن سینما گریبان جامعه را میگیرد.
انتهای پیام/