نقد مینی سریال «مأموریت»، درام جنایی جدید «برد اینگلزبی»؛

شنا کردن در آب‌های عمیق گل‌آلود

احسان اسیوند

احسان اسیوند

هنر

127584
شنا کردن در آب‌های عمیق گل‌آلود

احسان اسیوند مترجم و منتقد سینما درباره مینی سریال «مأموریت» یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.

گروه فرهنگ - ایران آنلاین: نقش‌آفرینی کیت وینسلت در نقش پلیسی از طبقه کارگر و حومه فیلادلفیا در مینی‌سریال «Mare of Easttown/ میر از ایست تاون» (۲۰۲۱)، تحسین‌ها و نامزدی‌های امی را برای بازیگر و خالق اثر، برد اینگلزبی، به همراه داشت. اکنون اینگلزبی با درام جنایی جدیدی بازگشته است که این ‌بار ستاره سینما، «مارک رافالو» را در اختیار دارد؛ حالا مینی‌سریال «Task/ مأموریت»، معمای قتل و کشف قاتل را با تعقیب و گریز پلیس و خلافکاران جایگزین کرده است. در این میان، گرچه این دو سریال مستقیماً به هم مرتبط نیستند، اما از همان صحنه‌های ابتدایی می‌توان فهمید که هردو توسط یک تهیه‌کننده ساخته شده‌اند؛ وقتی «مأموریت» همان پالت رنگی خاکستری و قهوه‌ای را دارد و به مضامینی مثل زخم‌های نسلی و بی‌عدالتی ذاتی در جامعه می‌پردازد؛ اما این بار بر خلاف «میر از ایست تاون»، داستانی گسترده‌تر و گروه‌محورتر را ترسیم می‌کند: رابی (با بازی تام پلفری) پدری تنهاست که در مناطق روستایی پنسیلوانیا با فرزندانش و خواهرزاده‌اش مِیو (امیلیا جونز) زندگی می‌کند؛ پدر مِیو، یعنی برادر رابی، به‌ تازگی درگذشته است. 

رابی، روزها کارگر ماشین حمل زباله‌ است، اما شب‌ها همراه دوستش کلیف (رائول کاستیلو) به سرقت‌های جسورانه از یک باند موتورسوارِ قاچاقچی مواد مخدر، به نام «قلب‌های تاریک»، دست می‌زند. در سوی دیگر شهر، مأمور اف‌بی‌آی، تام برندیس (مارک رافالو)، از زمانی که همسرش توسط پسرشان کشته شد، از خدمت فعال کنار گذاشته شده است. اما وقتی مسئولیت یک تیم ویژه برای بررسی این سرقت‌ها، که به یک پرونده احتمالی آدم‌ربایی کودک ختم شده، به او سپرده می‌شود، دوباره به میدان بازمی‌گردد. حالا هر دو مرد، رابی و تام، در سوگ هستند و میان مواجهه با زخم‌هایشان و فرار از آنها گرفتار شده‌اند. اما تصمیمات بد، تصمیمات بدتری را به دنبال دارد و به‌زودی اوضاع از کنترل خارج می‌شود و سقوطی اجتناب‌ناپذیر در راه است. با همه اینها، این دو مرد بسیار متفاوت‌اند؛ تام مردی آرام، مؤمن و دور از میدان عمل است، در مقابل، رابی پرجنب‌ و جوش و بی‌پرواست. اما شباهت‌هایی هم دارند: هر دو با غم و اندوهی طاقت‌فرسا و تنش‌های خانوادگی دست‌ و پنجه نرم می‌کنند و با چالش‌های سختی در نقش پدر بودن مواجه‌اند.

در این میان، گرچه تام و رابی هر دو شخصیت‌های مرکزی سریال هستند، اما این شخصیت‌های مکمل داستان هستند که سریال را به اوج می‌رسانند؛ به عنوان مثال نام سریال از تیم بین‌سازمانی‌ای گرفته شده است که رئیسِ تام، کتلین (با بازی درخشان مارتا پلیمپتن)، او را مأمور رهبری آن می‌کند؛ اعضای تیم هم شامل لیزی (آلیسون الیور)، افسر پرانرژی اما مضطرب پلیس ایالتی، آنتونی (فابین فرانکل)، کارآگاهی کاتولیک و آلیا (توسو امبدیو)، زنی که از خشونت خانگی جان سالم به در برده، هستند. 

در سوی دیگر، هم‌دستانِ رابی، کلیف (رائول کاستیلو) و پیچز (اوون تیگ) و اعضای باند «قلب‌های تاریک» قرار دارند. بازیگرانی که هر کدام به داستان چندلایه سریال انسجام می‌بخشند. اما آنچه این گروه‌های متفاوت را به هم پیوند می‌زند، نقش حمایتی شخصیت‌ها در خانه و ناتوانی‌شان در محافظت از عزیزان‌شان در برابر خشونتی است که در محل کار با آن مواجه‌اند یا خود مرتکب می‌شوند؛ تام و دخترخوانده‌اش امیلی (سیلویا دیونیچیو) هنوز در یک خانه زندگی می‌کنند، اما غیبت همسر تام، سوزان (میریل انوس) و پسرش ایتن (اندرو راسل)، شکافی عمیق میان‌شان ایجاد کرده. از سویی دیگر، رابی و خواهرزاده ۲۱ ساله‌اش، میو (امیلیا جونز، بازیگر برنده اسکار فیلم «کودا»)، پس از مرگ پدر میو و ترک ناگهانی همسر رابی، تلاش می‌کنند فرزندان رابی را با هم بزرگ کنند. درون باند موتورسوارها هم، پری (جیمی مک‌شین) برای نجات شاگردش جیسون (سم کیلی) وارد عمل می‌شود تا او را از مجازات‌های بی‌رحمانه سران کارتل نجات دهد. اینها همه، اهداف متضادی هستند، در پیرنگی پرتنش و نفسگیر، که توسط کارگردانان «جرمایا زاگار» و «سالی ریچاردسن ویتفیلد» هدایت شده‌اند. 

در این خرده داستان‌ها، «مأموریت» با بررسی همه جوانب تقابل جنایتکار و مأمور قانون و منطقه خاکستری میان آنها که رابی در آن قرار دارد، به اوج می‌رسد؛ مانند «میر از ایست تاون»، «مأموریت» نیز گاهی بسیار تاریک و تلخ می‌شود، اما تغییر زاویه دید، اندکی آرامش به مخاطب می‌دهد؛ وقتی پدرها برای سبک کردن بار زندگی فرزندان در تلاش مداوم هستند و تنها دلگرمی، برای ما، این است که آنها در این مسیر تنها نیستند.
نکته دیگر اینکه در میان جنجال‌های جنایی و مأموریت‌های پلیسی سریال «مأموریت»، بحث‌های زیادی درباره زندگی و مرگ، خدا، گناه و بخشش مطرح می‌شود. مثلاً، عنوان یکی از قسمت‌ها- «فراتر از اندیشه‌های درست و نادرست، رودی هست»- اقتباسی است از شعر مولانا. در جایی دیگر، وقتی تام در گفت‌و‌گو با رابی، پرنده‌ آواره را این‌گونه توصیف می‌کند: «پرنده‌ای که از محدوده طبیعی‌اش خارج شده، آن ‌قدر دور رفته که راه بازگشت به خانه را فراموش کرده»؛ خوب می‌دانیم که درباره پرنده‌ها صحبت نمی‌کند. 
منابع:empireonline.com/ eu.usatoday.com/ independent.co.uk/ latimes.com

برش

غرق شدن در گم گشتگی ها
فیلمنامه اینگلزبی، با دقت و تأمل، زخم‌ها و انگیزه‌های شخصیت‌های اصلی را آشکار می‌کند و به ‌تدریج اما مؤثر، مخاطب را با نمایش آسیب‌پذیری افرادی که هر یک به نوعی گم‌گشته‌اند، درگیر می‌سازد؛ انگار «مأموریت»، از ما می‌خواهد در آب‌های عمیقی شنا کنیم که گاه گل‌آلود می‌شوند، اما در نهایت ما را به ساحل امن می‌رسانند... تجربه‌ای که ارزش پیمودن را داشت.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر