گالری، زورخانه نوین فتوت فراخوانی برای گلریزان هنر ایران

حسین نوروزی

حسین نوروزی

هنر

127593
گالری، زورخانه نوین فتوت فراخوانی برای گلریزان هنر ایران

حسین نوروزی پژوهشگر هنر در یادداشتی به روزنامه ایران گفت: در فرهنگ ایرانی، نیکوکاری همواره با حفظ حرمت همراه بوده است. گلریزان از این منظر، نوعی نذر اجتماعی بود که در آن مردم با ظرافت و بزرگواری، دست یاری به هم‌نوع خویش می‌دادند.

گروه فرهنگی - ایران آنلاین: در گذشته‌های نه‌چندان دور، وقتی مردی از مردم گرفتار تنگدستی، بیماری یا خطای ناخواسته می‌شد، پهلوانان شهر دست در دست هم می‌گذاشتند و به رسم گلریزان، سفره جوانمردی می‌گستردند. در آن آیین، زر و سیم از سر مهر بخشیده می‌شد نه از سر منت. بخشش، لبخند داشت و آبرو، حرمت. گلریزان نه صدقه بود و نه نمایش سخاوت؛ مرام بود. مرامی که در عمق آن روح فتوت و انسان‌دوستی موج می‌زد. آن آیین باشکوه، در تکیه‌ها، زورخانه‌ها و میدان‌های کوچک شهرها برپا می‌شد؛ جایی که مردان فتوت، نه به‌خاطر قدرت بازو، بلکه به سبب بزرگی دل شناخته می‌شدند. امروز اما آن روح کهن در خطر فراموشی است، و زمانه ما بیش از هر زمان دیگر نیاز دارد تا از نو به معنای آن بازگردد. اما بازگشت چگونه ممکن است؟ پاسخش شاید در خود هنر نهفته باشد؛ در رنگ، در نقش، در خط، در مجسمه، در تصویر و در هر اثری که از دلِ انسان برمی‌خیزد تا به انسان دیگر امید ببخشد.

گلریزان؛ آیین نیکی و آبرو

در فرهنگ ایرانی، نیکوکاری همواره با حفظ حرمت همراه بوده است. گلریزان از این منظر، نوعی نذر اجتماعی بود که در آن مردم با ظرافت و بزرگواری، دست یاری به هم‌نوع خویش می‌دادند بی‌آنکه عزتش را خدشه‌دار کنند. کمک‌کنندگان، نه برتری می‌جستند و نه دیده‌شدن؛ افتخارشان در گمنامی بود. این آیین، برخلاف خیریه‌های امروزی که گاه با تبلیغ و نمایش همراه‌اند، از سادگی و رازداری‌ زاده شده بود. در گلریزان، همه «اهل» بودند؛ اهل مرام، اهل دل، اهل فتوت. و همین اهل بودن است که آن را به میراثی اخلاقی و ملی بدل می‌کند.

هنرمندان؛ پهلوانان زمانه نو

در جهان امروز، پهلوانی شکل دیگری یافته است. پهلوانی تنها در میدان کشتی نیست؛ در میدان معناست. هر که بتواند با اثرش، با قلم و رنگ و نغمه‌اش، مرهمی بر دل جامعه نهد، پهلوانی معاصر است. اهالی هنرهای تجسمی - نقاشان، مجسمه‌سازان، تصویرگران، خوشنویسان، گرافیک‌دیزاینرها، عکاسان و سفالگران-  می‌توانند حاملان همین مرام باشند. هنر ایشان، اگر در خدمت انسان قرار گیرد، ادامه همان فتوت دیرین است. تصور کن تابلویی از نقاشی ایرانی، یا خطی از خوشنویس معاصر، یا پوستری از گرافیک‌دیزاینر جوان، به نیت آزادی زندانی یا درمان بیماری به فروش برسد، در آن لحظه، هنر از دیوار گالری بیرون آمده و در زندگی مردم جاری می‌شود.

گالری به جای زورخانه

در گذشته، گلریزان در زورخانه‌ها برپا می‌شد؛ جایی که مردان، هم برای ورزش و هم برای تربیت نفس گرد می‌آمدند. امروز همان کارکرد را می‌توان در گالری‌ها جست. گالری نیز می‌تواند به میدان فتوت بدل شود. به جای نمایش قدرت بازو، نمایش توان دل و اندیشه؛ به جای پهلوانی جسم، پهلوانی جان. در چنین میدانی، هنرمندان می‌توانند آثارشان را به نیت یاری خلق کنند و مردمی که برای تماشای آن آثار می‌آیند، در حقیقت برای شرکت در آیینی از نوعی دیگر حضور یافته‌اند؛ آیین انسانیت. اگر در گذشته، ضرب زورخانه آهنگ بخشش بود، امروز قاب‌های رنگ و نقش می‌توانند همان آهنگ را بنوازند. هر نمایشگاه می‌تواند گلریزانی باشد، هر اثر، قطره‌ای از باران مهر.

فراخوانی برای یک حرکت ملی

اکنون که جامعه ما بار دیگر نیازمند پیوندهای انسانی و همدلی است، چه نیکوست اگر اهالی هنر با الهام از این سنت کهن، «گلریزان هنر ایران» را به یک جنبش ملی و مداوم بدل کنند. چنین حرکتی می‌تواند سه پایه داشته باشد:
۱- هنرمندان، که با خلق یا اهدای آثار خود، چراغ اول را روشن می‌کنند. ۲- گالری‌داران و مجموعه‌داران، که با گشودن درِ گالری‌های خود، آن را به میدان فتوت بدل می‌سازند و بستری شایسته برای فروش و حمایت فراهم می‌کنند. ۳- مردم و دوستداران هنر، که با خرید آگاهانه، با حضور در چنین رویدادهایی و با گفتن و نوشتن از آن، این حرکت را جان می‌بخشند. شاید خریدارِ امروز نداند که با خرید تابلویی از یک هنرمند، چه بسا دستِ کودکی از رنج نجات یابد، بیماری درمان شود، یا زندانی بی‌پناهی به آغوش خانواده بازگردد. در این چرخه، هر نگاه، هر لبخند و هر ریال، بدل به قطره‌ای از کرامت می‌شود.

بازگرداندن روح نذر به بستر هنر

در روزگاری که بسیاری از ارزش‌های اخلاقی در هیاهوی مصرف و رقابت کمرنگ شده‌اند، هنر می‌تواند مأمن دوباره نذر و نیت باشد. هر هنرمند، هر مجموعه‌دار، هر گالری‌دار و حتی هر خریدار می‌تواند سالی یک بار سهمی از دل خویش را نذر کند؛ خواه اثری باشد، خواه هزینه خریدی، خواه فرصتی برای ترویج. چنین نذری، نه برای دیده‌شدن، بلکه برای دیده‌نشدنِ درد است. اثر هنری که با نیت نیک خلق یا خریداری شود، نوری از خود به جا می‌گذارد که در دل‌ها می‌تابد. این همان تداوم فتوت است در لباسی نو.

دعوتی به گلریزان باستانی در هیأت امروز

در روزگار پهلوانی، مردم بی‌هیاهو گرد هم می‌آمدند و بی‌ادعا دست در دست هم می‌نهادند تا گرهی از زندگی انسانی دیگر بگشایند. اکنون زمان آن است که همین روح در کالبد امروز بازآید. گالری‌ها، سالن‌های نمایش و حتی فضاهای آنلاین فروش آثار هنری می‌توانند صحنه گلریزان‌های نوین شوند. مجموعه‌داران می‌توانند بخشی از آثار خود را برای چنین مقصودی در اختیار بگذارند و مردم، با خرید اثر یا حضور در این حرکت، می‌توانند در رهایی انسان‌هایی شریک شوند که نامشان را شاید هرگز ندانند، اما برکت حضورشان در زندگی آنان جاری می‌شود. شاید روزی برسد که در تقویم فرهنگی ما، روزی با نام «گلریزان هنر ایران» ثبت شود؛ روزی که در آن از شمال تا جنوب، از تبریز تا بندرعباس، از کارگاه‌های کوچک تا گالری‌های بزرگ، هنر برای انسان می‌تپد.

پهلوانی در جامه هنر

گلریزان هنر، بازآفرینی همان روح جوانمردی است که قرن‌ها مردم این سرزمین را به هم پیوند می‌داد. امروز که جهان سرد و پراکنده است، هر حرکت کوچک از این دست می‌تواند شعله‌ای در تاریکی باشد. هنرمند، اگر دلش گرم بماند.

 

بــــرش

هنر و فتوت؛ دو جلوه از یک جوهر

ریشه هنر و فتوت هر دو در عشق است. فتوت، عشق به انسان است و هنر، عشق به زیبایی. هر دو بدون عشق، تهی می‌شوند. فتوت می‌گوید ببخش، هنر می‌گوید بیافرین. و بخشیدن و آفریدن، دو چهره یک معنا هستند. هنرمندی که اثرش را برای رهایی دیگری می‌آفریند، از جوهر فتوت بهره‌مند است. نقاشی که رنگ را نذر امید می‌کند، مجسمه‌سازی که تندیسی برای رهایی می‌سازد، عکاسی که لحظه‌ای از کرامت انسانی را جاودانه می‌کند، همه ادامه‌دهندگان همان پهلوانانی‌اند که روزی در زورخانه نامشان برده می‌شد. هنر وقتی در خدمت انسان قرار گیرد، از سطح زیبایی عبور می‌کند و به مرتبه «نیکوکاری معنوی» می‌رسد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر