جامعه‌شناسی یک شادی نوظهور حامل کدام نگاه آسیب شناختی برای ماست؟

هالووین؛ جشن بی‌ریشه در خاک ما

محسن سلیمانی فاخر

محسن سلیمانی فاخر

فرهنگ

127742
هالووین؛ جشن بی‌ریشه در خاک ما

محسن سلیمانی‌ فاخر روزنامه‌نگار درباره جشن هالووین یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.

گروه فرهنگی - ایران آنلاین: چند سالی‌ست که در خیابان‌های تهران و دیگر شهرها، پاییز با نمادهایی غریب‌تر از همیشه می‌رسد: ماسک‌های ترسناک، لباس‌های خون‌آلود و کدوهای خندان. جشن هالووین، آیینی که روزگاری در میان اقوام سلت برای آرام کردن ارواح مردگان برگزار می‌شد، امروز در فضای مجازی و مراکز خرید به یکی از «ترندهای فرهنگی» بدل شده است. 

جوانان، بویژه در کلانشهرها، از این مراسم برای سرگرمی، عکاسی و حضور در جمع‌های متفاوت بهره می‌برند. اما در ورای این چهره‌ رنگارنگ، این جشن در خاک ما چه می‌کارد و چه می‌روید؟

گویی هالووین ریشه در مراسم پاگانی «ساوِن» دارد؛ جشنی که در آن، اقوام باستانی اروپا برای خدای مردگان قربانی می‌کردند و باور داشتند در این شب، مرز میان مردگان و زندگان باریک می‌شود. بعدها کلیسا با تغییر چهره‌ این آیین، آن را با نام «شب قدیسان» مسیحی‌سازی کرد. اما در این سال‌ها چهره‌ مذهبی آن کنار رفت و به یک کارناوال خیابانی با محور ترس، ماسک و فانتزی بدل شد.

هالووین امروزی، همانند بسیاری از پدیده‌های فرهنگی جهانی‌شده، محصول ترکیب بازار مصرف، صنعت سرگرمی و رسانه‌های فراملی است؛ جشنی بی‌خاستگاه در سرزمین ما که بدون درک بستر فرهنگی‌اش صرفاً به «نمایش تقلیدی» تبدیل شده است. 

رابرت مرتن، جامعه‌شناس آمریکایی، میان «کارکردهای آشکار» و «کارکردهای پنهان» تمایز می‌گذارد. کارکرد آشکار هالووین در ایران، برای جوانان، «سرگرمی، تخلیه هیجان و تجربه‌ متفاوت بودن» است. گویی این جشن، فرصتی برای رهایی موقت از روزمرگی، خلاقیت در پوشش و خروج از قواعد سختگیرانه اجتماعی به نظر می‌رسد.

اما در لایه‌های پنهان، کارکردهای دیگری نیز نهفته است؛ از جمله گسترش مصرف‌گرایی، تضعیف هویت فرهنگی و بازتولید وابستگی نمادین به فرهنگ غیر. وقتی فروشگاه‌ها و برندها از این مناسبت برای فروش لباس، لوازم آرایش و دکورهای ترسناک استفاده می‌کنند، آنچه گسترش می‌یابد نه خلاقیت فرهنگی، بلکه بازارِ تقلید است. این همان چیزی است که می‌توان آن را کارکردِ کژکارکردی دانست؛ یعنی پدیده‌ای که در ظاهر شادی‌بخش و سرگرم‌کننده و مهیج، اما در عمل می‌تواند اتفاقات ناخوشایندی برای نوجوانان و خانواده‌هایشان رقم بزند. 

هالووین و بحران زیبایی‌شناسی ایرانی 

گریم‌های خون‌آلود، نقاب‌های هیولا و رقص مرگ در شب سی‌ویکم اکتبر، با روح لطیف فرهنگ ایرانی که همواره مرگ را با تفکر، نه شوخی، مواجه کرده است، بیگانه است. جامعه‌ ایرانی، در طول تاریخ، مرگ را نه به‌مثابه نمایش، بلکه به عنوان‌ گذار و یادآور مسئولیت انسانی می‌داند. در چنین فرهنگی، زیبایی در زندگی، نور و مهر معنا می‌یابد، نه در تکرار تصاویر زشت و وهم‌آلود. از این منظر، رواج هالووین را می‌توان نوعی استعاره‌ بحران ذائقه‌ فرهنگی دانست؛ جایی که زشتی، شوخی و ترس، جای تأمل، ذوق و معنا را می‌گیرد. 

ایران سرزمین جشن‌ها و آیین‌های شادمانه اعم از ملی و دینی است؛ از قدیر و قربان گرفته تا مهرگان و سپندارمذگان و از چهارشنبه‌سوری تا یلدا. هر یک از این مناسبت‌ها ریشه در چرخه‌ طبیعت و نگاه دینی و معنوی به زندگی دارد. مثلاً در یلدا، ما از تولد دوباره‌ خورشید سخن می‌گوییم؛ در چهارشنبه‌سوری، از گذر از تاریکی و استقبال از روشنایی. این جشن‌ها، برخلاف هالووین، به جای دعوت به ترس، به زندگی و پیوند اجتماعی فرامی‌خوانند.

جوان ایرانی اگر قرار است جشن بگیرد، بهتر است جشنی بومی و هویتی داشته باشد؛ جشنی که از خاک و حافظه‌ جمعی او برآمده باشد. بازآفرینی مدرن این آیین‌ها می‌تواند به همان اندازه جذاب و مد روز باشد، بی‌آنکه به تقلید فروغلتیم.
 
نیاز به جشن، نیاز به معنا 

نکته‌ اساسی در نقد این پدیده، نادیده گرفتن نیاز نسل جوان به شادی و کارناوال نیست. جامعه‌ مدرن، برای حفظ پویایی و تعادل روانی، به فضاهای رهایی‌بخش و جمعی نیاز دارد. اما وقتی نظام فرهنگی نتواند این نیاز را در چهارچوبی بومی پاسخ دهد، میدان برای آیین‌های وارداتی باز می‌شود. نوجوان ایرانی نه شیفته ترس و جادو، بلکه تشنه‌ تجربه‌های جمعی متفاوت است؛ تجربه‌هایی که با هویت او بیگانه نباشد. اگر سیاست‌گذاران فرهنگی بتوانند در تقویم رسمی، برای جشن‌های ملی و آیین‌های خلاقانه‌تری میدان باز کنند، گرایش به مناسبت‌های غربی نیز خودبه‌خود فروکش خواهد کرد.

هالووین، در ایران بیش از آنکه یک آیین فرهنگی باشد، یک شکل مصرفی از سرگرمی است؛ تقلیدی که نه از معنا، بلکه از ظاهر تغذیه می‌کند. جامعه‌ای که ریشه‌های آیینی خود را فراموش کند، ناگزیر از وارد کردن نمادهایی می‌شود که هیچ قرابتی با زیست‌بوم و ذهنیت تاریخی‌اش ندارند. 

جوان امروز ایران سزاوار جشن وشادی است، اما جشنی که از درون فرهنگ او بروید، نه از ویترین فروشگاه‌ها و شبکه‌های اجتماعی. به جای تقلید از کارناوال مردگان، کارناوال زندگی خود را احیا کنیم.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ