در مسیر جهان پهلوان
میزان نقش آفرینی چهره های ورزشی در ایفای مسئولیت اجتماعی باید مروج این فرهنگ باشد که الگو بودن نه یک وظیفه بلکه بخشی از وظایف ورزشکاران است
ورزش
128067
گزاره «فرهنگ در ورزش» و نقشآفرینی ورزشکاران در ترویج فرهنگ اخلاقی و پهلوانی، همواره از مهمترین مطالبات جامعه از اهالی ورزش بوده است. این در حالی است که تقریباً تمامی باشگاههای ورزشی کشور، پیشوند «فرهنگی» را در نام خود دارند، اما رویکرد فرهنگی آنان هرگز همپای سایر فعالیتهایشان رشد نکرده و به بلوغ کامل نرسیده است.
سینا حسینی_ دبیر گروه ورزشی: از اینرو، رفتارهای معدود و اثرگذار برخی از ورزشکاران در حوزه مسئولیت اجتماعی، بهصورت خاص مورد توجه افکار عمومی قرار میگیرد و رسانهها نیز با بازتاب گسترده آن، میکوشند خلأ عمیق موجود در این عرصه را تا حدی جبران کنند. در این بین، نقشآفرینی مستمر چهرههایی همچون رسول خادم و علی دایی در زمینه فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، موجب شده است رفتار آنان به الگویی شایسته برای ورزش ایران تبدیل شود. با این حال، گرچه به طور حتم ورزشکارانی در رشته های مختلف هستند که در محدوده خود الگو به حساب می آیند، اما در عرصه کلان در مقایسه با این افراد، دیگر چهره های شناخته شده مشارکت محدودتری در عرصه مسئولیتهای اجتماعی دارند. هرچند در مقاطع خاص، حضور و همراهی ورزشکاران در حمایت از مردم پررنگتر میشود؛ بهعنوان نمونه، در جریان جنگ ۱۲روزه، ورزشکارانی چون سردار آزمون، امیرمحمد یزدانی، ابوالفضل زمانی و فرخ ناز ارباب با حضور مؤثر خود در صحنه، برای رفع مشکلات اسکان مردم تلاش کردند. با این وجود، چنین کنشهایی هنوز به صورت یک فرهنگ پایدار و درونیشده در میان ورزشکاران نهادینه نشده است. نکته تأملبرانگیز آنجاست که بسیاری از ستارگان ورزش، گزینههای کمهزینه و بیدردسر را برای مشارکت در رویدادهای اجتماعی انتخاب میکنند؛ دقیقاً همان رویکردی که اغلب باشگاهها و فدراسیونهای ورزشی نیز تا به امروز انجام دادند. این کنشها در عمل، چیزی جز واکنشهای نمادین و زودگذر در فضای مجازی نیست؛ واکنشهایی که نه از عمق فرهنگی برخوردارند و نه اثرگذاری اجتماعی پایدار. کالبدشکافی این پدیده نشان میدهد که بهرغم برخی اقدامات حداقلی از سوی سیاستگذاران و مجریان طرحهای فرهنگی، مقوله مسئولیت اجتماعی در ورزش هنوز به معنای واقعی آن در ساختار مدیریتی و فرهنگی ورزش کشور مطرح نشده است. از همین رو، ستارگان، ورزشکاران و مدیران باشگاهها از درک صحیح این مأموریت بزرگ اجتماعی بازماندهاند. نتیجه آن، وضعیت کنونی است که در آن، مشارکت اجتماعی ورزشکاران در رویدادهای مختلف، حضوری کمرنگ و صرفاً نمایشی دارد. اگر امروز چهره هایی داریم که به نمادهای اصیل فعالیت اجتماعی در عرصه ورزش تبدیل شدهاند، بیتردید علت آن انتخاب مسیر درست و پایبندی آنان به ارزشهای انسانی و مردمی است؛ همان راهی که جهانپهلوان تختی سالها پیش طی کرد. آنان با کنشهای صادقانه و بیمنت، نشان دادند که همواره در کنار مردماند و هرگز از مأموریتهای اخلاقی و اجتماعی خویش غافل نمیمانند، تفکری که متأسفانه هنوز برای بسیاری از چهرههای ورزشی، ناشناخته و مغفول مانده است.
چهار سال برای جا انداختن دو کلمه: مسئولیت اجتماعی!
احسان محمدی
رئیس سابق کمیته مسئولیت اجتماعی فوتبال
روزی که حکم «رئیس کمیته بازی جوانمردانه و مسئولیت اجتماعی» را در فدراسیون فوتبال گرفتم، حتی برخی از روزنامهنگاران ورزشی در توئیتر و اینستاگرام شوخی کردند و متلک پراندند که این پست «مندرآوردی» است! در حالیکه حتی یکبار به خودشان زحمت نداده بودند اساسنامه فدراسیون فوتبال را ورق بزنند تا ببینند ماده ۵۰ دقیقاً در مورد این کمیته است. یعنی یکی از کمیتههای رسمی و قانونی فدراسیون فوتبال که زیر نظر AFC وجود آن الزامی است. بخشی از ماجرا به سابقه ذهنی مخاطبان برمیگشت. اینکه آنها با «کمیته فرهنگی» در فدراسیون فوتبال آشنا بودند - که اتفاقاً عنوانی غیررسمی است- اما چیزی در مورد عنوان «مسئولیت اجتماعی / Social Responsibility نمیدانستند، چه رسد به شرح وظایف آن. چهار سال طول کشید تا در خود فدراسیون و وزارت ورزش و جوانان آنقدر این مفهوم را تکرار کردم و اهمیت و ضرورتش را برشمردم تا سرانجام اندکی(فقط اندکی) این اصطلاح جا بیفتد. اینکه در ورزش جهان، موضوع چند بعدی و وسیعی به نام مسئولیت اجتماعی داریم و «فرهنگ» یکی از بخشهای آن است.
توجه به محیط زیست، بهداشت و سلامت، ایجاد فضای مناسب برای ورزش همه افراد با هر درجه از توانمندی جسمانی، مبارزه با معضلات اجتماعی هر کشور (فقر، تصادفات رانندگی، بیماریهای همهگیر، تغذیه ناسالم، بازیهای خیریه، حمایت از افراد آسیبدیده اجتماعی و...) همه و همه بخشهایی از «مسئولیت اجتماعی» ورزش و ورزشکاران است.
دقت کنیم که در تمام اسناد بینالمللی، ورزشکاران وظیفه «حل مشکلات» اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی را بر عهده ندارند، اما در راستای مسئولیت اجتماعی، خوب است نسبت به «ارتقای آگاهی» (Increase awareness) قدم بردارند.
برخلاف نقدها نسبت به اینکه در ورزش ما فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی بهاندازه کافی انجام نمیشود، خوشحالم که حالا مفهوم «مسئولیت اجتماعی» به اسناد وزارت ورزش و جوانان اضافه شده است. هر اداره کل و باشگاه لازم است فردی با این عنوان را بهکار گیرد و دیگر یک عنوان «مندرآوردی» نیست که به کسی هدیه شده باشد. اگر افراد مناسب و آگاه در این حوزه نه مازاد سایر واحدهای دیگر فعال شوند این امیدواری به اثرگذاری واقعی هم بیشتر خواهد شد.
راه درازی در پیش داریم تا این مفهوم، از یک بعد فانتزی و صرفاً الزام و اجبار نهادهای بینالمللی در ساختارهای ورزش کشور، به یک بخش پویا و فعال تبدیل شود، بخشی که مدیران و رؤسای فدراسیونها برایش جایگاهی سزاوار ببینند و بودجه و اعتبار به آن اختصاص دهند و اقدام عملی بخواهند، نه صرفاً بنر و بیلبوردی برای عکسگرفتن و گزارشدادن به مقامات، که یعنی ما خیلی نگران «فرهنگ» هستیم!
کارنامه موفق خارجیهای شاغل در ایران
گروه ورزشی/ نقشآفرینی مربیان و بازیکنان خارجی شاغل در ورزش ایران در زمینه مسئولیت اجتماعی را میتوان الگویی الهامبخش برای ورزشکاران ایرانی دانست. این چهرهها در دوران حضور خود در ایران، با مشارکت در فعالیتهای خیریه و اجتماعی، تصویری انسانی و تأثیرگذار از ورزش حرفهای به نمایش گذاشتند.
از جمله شاخصترین نمونهها، کارلوس کیروش، سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران بود که بارها با حضور در مؤسسههای خیریه تهران، از کودکان دارای معلولیت دیدار و به آنان کمک میکرد. برانکو ایوانکوویچ، سرمربی موفق پرسپولیس نیز در جریان زلزله کرمانشاه و سیل شمال کشور، با جمعآوری کمکهای مردمی و حضور در مناطق آسیبدیده، نقش مؤثری ایفا کرد.
همچنین وینفرد شفر و ریکاردو ساپینتو با حضور در میان کودکان کار و بیماران سرطانی، با دلجویی، آنان را در مسیر درمانشان همراهی کردند. در کنار آنها، گابریل کالدرون نیز با حضور در بیمارستان تالاسمی و دیدار با کودکان مبتلا به سرطان، جلوهای از تعهد و انساندوستی را نشان داد.
در میان بازیکنان خارجی نیز نمونههای مشابهی دیده میشود؛ از جمله یاسر آسانی، بازیکن آلبانیتبار استقلال که با حضور در جمع بیماران سرطانی نشان داد مسئولیت اجتماعی، مرز و ملیت نمیشناسد.
وقتی قهرمانان امید میکارند
فرخ حسابی/ در صدر فهرست ورزشکاران جهانی که در مسئولیتهای اجتماعی مشارکت فعال دارند، لیونل مسی و کریستیانو رونالدو قرار دارند، دو چهره جهانی که رقابتشان سالهاست نهفقط در زمین فوتبال، بلکه در عرصه انساندوستی نیز ادامه دارد.
مسی از سال ۲۰۰۷ «بنیاد لیونل مسی» را راهاندازی کرد که تاکنون در ساخت بیمارستان کودکان در بارسلونا، کمک به آموزش در آمریکای جنوبی و درمان کودکان بیمار در آرژانتین نقش داشته است. طبق گزارش فدراسیون فوتبال اسپانیا، این بنیاد سالانه بیش از ۳ میلیون یورو در پروژههای آموزشی و بهداشتی سرمایهگذاری میکند.
کریستیانو رونالدو نیز با حمایت از پروژههای بشردوستانه، از جمله کمک چندمیلیوندلاری به یونیسف، صلیب سرخ و مراکز سرطان کودکان شناخته میشود. او چندینبار هزینه درمان کودکان بیمار را بهصورت شخصی پرداخت کرده و در سال ۲۰۲۰ یکی از هتلهای زنجیرهای خود را برای اسکان کادر درمان در دوران کرونا اختصاص داد.
نمونههای مشابه در سایر رشتهها نیز فراوانند . سرنا ویلیامز، ستاره تنیس با بنیاد خود به آموزش دختران در آفریقا و آمریکا کمک میکند و تاکنون بیش از ۱۰ مدرسه ساخته است. لبران جیمز، فوقستاره بسکتبال NBA، با تأسیس «مدرسه I PROMISE» به معنی «قول میدهم» در اوهایو، به صدها کودک از خانوادههای کمدرآمد امکان تحصیل رایگان داده است.
در فوتبال، همچنین کیلیان امباپه فرانسوی نیز بخش قابل توجهی از درآمد تبلیغاتیاش را به خیریههایی که برای کودکان محروم فعالیت میکنند، اهدا میکند. تحقیقات دانشگاه آکسفورد نشان میدهد حدود ۷۰ درصد از ورزشکاران حرفهای در اروپا و آمریکای شمالی به نوعی در فعالیتهای اجتماعی یا خیریه مشارکت دارند. این آمار گویای آن است که چهره انسانی و مسئولیت اجتماعی ورزش در حال پررنگتر شدن است.
دغدغه مدال طلا بیشتر از خدمت به مردم است
علی سرلک
رئیس کمیسیون فرهنگی کمیته ملی المپیک
در حالی که حضور ورزشکاران ایران در عرصه فرهنگسازی و مسئولیت اجتماعی چندان پررنگ نیست، اما نمونههای درخشانی نیز وجود دارند که با جدیت در این مسیر گام برداشتهاند. ورزشکارانی چون رسول خادم و علی دایی از جمله چهرههایی هستند که دغدغه جامعه را داشته و در مسیر کمک به نیازمندان یا آزادی زندانیان گامهای مؤثری برداشتهاند. البته گل سرسبد همه آنان، جهان پهلوان تختی است که همچنان الگویی بیبدیل از اخلاق، مردمداری و مسئولیت اجتماعی به شمار میآید.
کمرنگی نقش اجتماعی بیشتر ورزشکاران را باید در ساختار معیوب ورزش کشور جستوجو کرد. در واقع ورزش ما به گونهای طراحی نشده که ورزشکار را به وظایف خود در قبال جامعه آگاه و متعهد کند. نگاه روانشناختی و فرهنگی ما به ورزش، بیشتر معطوف به مدال طلا، سکوی قهرمانی و پیروزی است؛ نگاهی که تمام تمرکز نظام تربیت بدنی را به مدال طلا و سکوی اول محدود کرده و حتی ورزشکارانی که مدال نقره و برنز میگیرند هم مورد توجه نیستند. چنین نگرشی، جریان ناسالمی را در روح ورزشکاران پدید آورده و آنان را از مفهوم عمیق «خدمت به مردم» دور کرده است.
از سوی دیگر، مدیران و طراحان حوزه ورزش نیز مسئولیت اجتماعی را بیشتر در قالب شعار و بیعملی طرح کردهاند؛ به همین دلیل همراهی واقعی از سوی ورزشکاران شکل نگرفته است. در نتیجه، ظرفیت عظیم ورزش که میتواند همچون جرثقیلی قدرتمند بارهای سنگین جامعه را بردارد، بلااستفاده مانده است. حتی چهرههایی مانند رسول خادم نیز با وجود تلاشهای مؤثر، در پرداختن به مسئولیت اجتماعی جهتدار کار کرده که این خود ضعف ساختاری در نظام حکمرانی ورزش را نشان میدهد.
ورزش ایران زمانی میتواند جایگاه واقعی خود را بیابد که از فضای باندبازی و جناحگرایی فاصله بگیرد و به عرصه نگرش عمیق، تحلیل و مدیریت جسورانه نزدیک شود. انتخاب مدیرانی با دغدغه واقعی ورزشی، میتواند این مسیر را هموار کند که البته شرط آن، سالم بودن فضا و دوری از ملاحظات سیاسی است.
بهرغم همه کاستیها، ورزش ایران بالنده، رو به پیشرفت و افتخارآفرین است و در مقایسه با دیگر کشورها از کارنامهای موفق برخوردار است، اما در مقایسه با ظرفیتهای درونی خود، هنوز جای رشد فراوان دارد. همانگونه که در جنگ 12 روزه ۷۷ ورزشکار شهید داشتیم، امروز نیز ورزشکاران میتوانند در مواجهه با بحرانهای انسانی و جهانی، مانند مسأله غزه، نقشآفرین و گرهگشا باشند. احترام ما نثار همه ورزشکاران و مدیرانی است که صادقانه پای کار ایران ایستادهاند.
کشتیگیری که بعد از قهرمانی هم مردم را فراموش نکرده
رحیمی: فرهنگسازی با حرف و شعار اتفاق نمیافتد
مهری رنجبر/ حسن رحیمی آزادکار ملیپوش وزن 55 و 57 کیلو و نفر سوم المپیک ۲۰۱۶ ریو، قهرمان و نایب قهرمان جهان و قهرمان آسیا، یکی از آنهایی است که مسئولیت اجتماعی را فراموش نکرده. او سالهاست بعد از کشتی، این بار دوشادوش رسول خادم به مردم کمک میکند.
چطور شد با رسول خادم در خیریه علیابنابیطالب همراه شدی؟
من سالها شاگرد پهلوان رسول خادم بودم، مسابقه دادم و در واقع زندگی کردم. از نزدیک دیدهام که پهلوانی فقط مدال و تکنیک نیست. در تاریخ ورزش ایران سجایای اخلاقی بزرگانی مثل جهان پهلوان تختی را شنیدهام اما انسانیت پهلوان رسول خادم را دیدهام. رسول خادم ادامه همان مکتب است؛ پهلوانی در سکوت، مردانگی در عمل، و کمک بیمنت به مردم. خیریه خادمین علیابنابیطالب دقیقاً جایی است که میشود شخصیت واقعی او را دید؛ کار بیسروصدا، کمک به خانوادههای نیازمند، احترام به عزت مردم، در این مسیر درسهای بزرگی از ایشان گرفتم. تواضع، مسئولیت اجتماعی، اخلاق ورزشی و اینکه محبوبیت باید خرج مردم شود. برای من باعث افتخار است که کنار چنین انسانی باشم. خیلیها قهرمان دنیا میشوند، اما پهلوان بودن چیز دیگری است. رسول خادم برای من یادآور مکتب پهلوان تختی است؛ شجاعت، شرافت و خدمت به مردم. خوشحالم که میتوانم در کنار او، هرچند کوچک، سهمی در کمک به مردم کشورم داشته باشم.
فعالیتهای این گروه چقدر جنبه فرهنگسازی دارد؟
فرهنگسازی با حرف و شعار اتفاق نمیافتد؛ با عمل اتفاق میافتد. وقتی مردم میبینند یک قهرمان یا ورزشکار وقت میگذارد، پای کار میآید و کنار خانوادههای آسیبدیده میایستد، این پیام از هزار سخن قویتر است. بعد از این فعالیتها خیلی از دوستان ورزشکار خودشان وارد کار خیر شدند. به نظر من این یعنی اثرگذاری واقعی؛ ما دنبال سروصدا نیستیم دنبال نتیجه و کمک واقعی هستیم.
آیا این فعالیتها فقط تأثیر اجتماعی دارد یا در زندگی شخصی شما هم اثر گذاشته است؟
قسم میخورم قبل از اینکه به خانوادهها کمک شود، خود ما آرام میشویم. وقتی وارد خانهای میشوی که امیدش را از دست داده، بعد از کمک، حال خودت بهتر میشود. آدم یاد میگیرد شکرگزار باشد، قضاوت نکند و قدر داشتههایش را بداند. مدال ارزشمند است، اما لبخند خانوادهای که غصهاش کم شده، چیز دیگری است. این کارها اجتماعی است، انسانی است، اخلاقی است، و مطمئنم ماندگارتر از هر مدالی خواهد بود.
چرا نقش ورزشکاران در مسئولیت اجتماعی در ایران کمرنگ است و اغلب به استوری در شبکه های اجتماعی ختم میشود؟
ما ورزشکاران بزرگی در ایران داریم، اما بعضیها شاید تصور درستی از زندگی بعد از قهرمانی ندارند یا فکر میکنند مسئولیت اجتماعی با یک پست در فضای مجازی تمام میشود. یک قهرمان باید بداند محبوبیت و موفقیتش از دعای خیر همین مردم است، از جیب همین مردم، از اشک و شادی آنها. وقتی به این باور برسد و مشاوره درست بگیرد، نه فقط در فضای مجازی، بلکه در میدان واقعی کنار مردم خواهد بود. محبوبیت یک ورزشکار میتواند امید بسازد، انگیزه بدهد و حتی زندگی خانوادهای را تغییر دهد؛ به شرط اینکه مسئولیتش را قبول کند، همانطور که فردی چون رسول خادم قبول کرده و سالهاست بیمنت پای این مسیر ایستاده است.
ضعف در مسئولیت اجتماعی و افزایش بیاخلاقی
دکتر مجید خاتونی
مدیرعامل انجمن جامعه ورزش و فرهنگ ایران
مفهومسازی مسئولیت اجتماعی در حوزههایی مانند ورزش در حال قوام است. به همین دلیل بسیاری از سازمانها و باشگاههای ورزشی طرحهایی ارائه کردهاند و فعالین ورزشی و قهرمانان کنشها و اقداماتی همسو با این جنبش داشتهاند.
حس دگرخواهی و مسئولیتپذیری اجتماعی ورزشکاران برآمده از گفتمان اخلاق در ورزش است. یعنی در گستره ورزش علاوه بر اخلاق حرفهای با اخلاق اجتماعی نیز مواجه هستیم. ورزشکاران در سبک زندگی ورزشی خود علاوه بر انگیزههای ورزشی و تجاری، انگیزههای اخلاقی و انسانی را مهم میدانند و آن را جزو وظایف رفتاری خود قرار میدهند. به همین علت است که شاهد حضور برخی از ورزشکاران در برنامهها و فعالیتهای خیرخواهانه هستیم.
اینکه چرا گفتمان مسئولیت اجتماعی در ورزش کشور هم در ساحت سازمانی و هم در ساحت فردی کمرنگ و کمخاصیت است، دلایل مختلفی دارد. یکی از دلایل اصلی مورد اشاره، عدم فهم مدیران ارشد ورزش کشور از فلسفه و چیستی ورزش و کارکردهای جامعهساز آن است. این فقر فکری و شناختی چالشآفرین است و موجب بیتوجهی به کارویژههایی چون مسئولیت اجتماعی میشود. غیبت مؤلفه مسئولیت اجتماعی در ساختار سازمانهای ورزشی یا حضور نمایشی و کماثر آن باعث میشود این موضوع در بین موضوعات فنی و نتایج مسابقات و حواشی ورزشی مغفول بماند.
از یک سو اشاعه پدیده نتیجهگرایی افراطی موجب میشود، ارزشها و کنشهای اخلاقی در محیط ورزش کمرنگ جلوه نماید. وقتی همه چیز به مسائل فنی و برد و باخت خلاصه شود، همین نقطه آغاز کجفهمی و کجرویها میشود. از سوی دیگر ضعف مدیریت در حوزههای آموزش و فرهنگ و ورزش کشور باعث شده میراث غنی پهلوانی در کشور رو به ضعف و فقر پیش برود و ورزشکاران نسل جدید با تمام ابعاد چنین سرمایه فرهنگی آشنا نشده و نتوانند از آن محافظت کنند.
شعارزدگی مسئولان، حضور افراد غیرمتخصص در جایگاههای فرهنگی ورزش و از بین رفتن قبح بیاخلاقی در ورزش در پیدایش شرایط کنونی نقش دارد. تضعیف نظام ارزشها، روح ورزش را کدر و فقر اخلاق را هم ایجاد میکند. چنین وضعیتی جلوهای از توسعه نیافتگی ورزش کشور را نشان میدهد.
حاشیه پررنگتر از متن است
گروه ورزشی/ ضعف ساختاری در بدنه آموزشی ورزش ایران سبب شده است ورزشکاران شناختی عمیق و همهجانبه نسبت به رویکردهای فرهنگی و مفهوم «مسئولیت اجتماعی» در عرصه ورزش نداشته باشند. در حالی که در جهان حرفهای ورزش، Social Responsibility بخشی جداییناپذیر از هویت ورزشکار تلقی میشود. از سطوح پایه، مربیان و مدرسان به ورزشکاران میآموزند که «الگو بودن» نه یک امتیاز، بلکه جزئی از وظایف شغلی آنان است؛ حضور فعال در فعالیتهای خیریه، محیطزیستی و رویدادهای اجتماعی، انتظاری طبیعی و عمومی از چهرههای ورزشی محسوب میشود.
نبود پیوست فرهنگی منسجم و کارآمد در سالهای اخیر، موجب شده است مقوله فرهنگ در ساختار ورزش کشور مغفول بماند؛ امری که به افزایش اخلاقگریزی و بروز ناهنجاریهای غیرمرسوم در این حوزه ختم شده است. علاوه بر این، نگاه سلیقهای و مقطعی مدیران ورزشی در ادوار مختلف نیز سهم بسزایی در تضعیف بنیان فرهنگی ورزش داشته است.
اگرچه تمامی مدیران ورزش کشور در سالهای اخیر بر گسترش فرهنگ و ایفای نقش اجتماعی تأکید داشتهاند، اما تأثیر عینی آن در عرصه ورزش چندان محسوس نیست؛ چنانکه منتقدان بر این باورند، حاشیه همچنان بر متن ورزش سایه افکنده است.
کریمی:مسئولیتپذیری اجتماعی ورزشکاران باید تقویت شود
پریسا غفاری/ بر پایه مفهوم مسئولیت اجتماعی، از آنجا که ورزشکاران حرفهای نیز عضوی از جامعه به شمار میروند و همانند سایر اقشار در برابر محیط پیرامون خود مسئولاند، ضروری است علاوه بر بهبود عملکرد ورزشی، در جهت ارتقای کیفیت زندگی اجتماعی مردم نیز گام بردارند. مسعود کریمی، رئیس کمیته فرهنگی فدراسیون بسکتبال، با تأکید بر این موضوع به خبرنگار «ایران» میگوید:«ورزشکاران با انجام فعالیتهای اجتماعی نهتنها به هدف شغلی خود خدمت میکنند، بلکه به اجتماع و در مقیاسی گستردهتر، به جامعه نیز یاری میرسانند. بر همین اساس، با تکیه بر مفاهیمی چون هویت ایرانی، ارتقای تعاملات اجتماعی، افزایش دانش فرهنگی و ترویج اخلاق و منش پهلوانی، تلاش کردهایم از ردههای پایه فرهنگسازی را آغاز کرده و حس مسئولیتپذیری اجتماعی را در میان ورزشکاران تقویت کنیم.»
آزادی زندانیان جرائم غیرعمد
گروه ورزشی/ با اینکه جامعه ورزش ایران حضور پر رنگی در کارهای فرهنگی و ایفای مسئولیت اجتماعی ندارند، اما خیلی هم بیتوجه نیستند و بعضی از ورزشکاران وظیفه خود را فراموش نمیکنند و با آزادسازی زندانیان جرائم غیرعمد لبخند را به روی لبهای خانوادهها مینشانند. سال قبل قهرمانان ورزش از کشتی تا فوتبال و بدنسازی و پرورش اندام، والیبال نشسته و تکواندو برای آزادی زندانیان قدم برداشتند. هادی چوپان، مهدی طارمی، علیرضا جهانبخش، سردار آزمون، کریم انصاریفرد، علی دایی، احسان حاجصفی و پیام نیازمند از معروفترین ستارههایی هستند که از طریق ستاد دیه زندانی آزاد کردند. البته پیام نیازمند گلر پرسپولیس، احسان حاجصفی بازیکن سپاهان و امیر نوری در آزادسازی زندانیان غیرعمد حرفهای شدهاند. یکی از فوتبالیستها هم ترجیح میدهد بدون اینکه اسمش باشد زندانی آزاد کند. حسن یزدانی نایب قهرمان المپیک 2024 پاریس موتور ۴۰۰ میلیون تومانی که پاداش مدال نقره المپیک بود را فروخت و زندانی آزاد کرد، هادی ساروی قهرمان کشتی فرنگی المپیک ۲۰۲۴ پاریس هم برای آزادی ۱۵ زندانی نوشهری کمک کرد. یونس امامی قهرمان کشتی جهان دوبندهاش را فروخت تا زندانی آزاد کند. زهرا عارف نجاتی ملیپوش والیبال نشسته زنان ایران، با حراج انگشتر اهدایی مقام معظم رهبری پدران زندانی را به خانوادههایشان برگرداند.
انتهای پیام/