شنیان دختر کردستان

تصاویری از سفر یک روزه رئیس‌جمهور به کردستان

یوسف پزشکیان

یوسف پزشکیان

سیاست

128817
تصاویری از سفر یک روزه رئیس‌جمهور به کردستان

یوسف پزشکیان یادداشتی در خصوص سفر یک روزه رئیس‌جمهور به کردستان نوشت.

ایران آنلاین تصویر اول - داخل هواپیما
▪️ساعت ۶ و نیم صبح هواپیما به مقصد سنندج پرواز می‌کند. رئیس‌جمهور پولیور نازک زغالی به تن کرده، تصورش این بود که کردستان باید سردتر از تهران باشد. 
▪️با آقای حسین‌زاده کردی حرف می‌زند. خیال می‌کنم کردی حرف زدن برایش حس نوستالژیک دارد. خاطرات روزهای کودکی و نوجوانی‌اش را زنده می‌کند. 
▪️آقای قائم‌پناه زونکن سفید بزرگی به دست دارد. اطلاعات استان را جمع‌آوری کرده‌اند. وسعت، جمعیت، بیکاری، ازدواج، طلاق، ... صفحات را نمی‌بینم. صندلی من با صندلی رئیس‌جمهور فاصله دارد. می‌شنوم که می‌گوید «آقای ربیعی باید برای اینها برنامه بدهد. مگر مشاور اجتماعی نیست؟ ...». 
▪️آقای حاجی‌میرزایی درباره دستگیری تعدادی از جامعه‌شناسان گزارش می‌دهد. قرار می‌شود پیگیری کنند که علت دستگیری چه بوده. درباره دستگیری آقای تاجزاده هم صحبت می‌شود. به فکر فرو می‌روم که آیا تحلیلی از فایده و ضرر اقدامات‌مان داریم؟ دستاورد زندان ماندن آقای تاجزاده چیست؟ اگر می‌خواهند جلوی صحبت کردن‌شان را بگیرند، از داخل زندان هم می‌تواند بیانیه بدهد و حرف بزند. می‌ترسند که فرار کند؟! تاجزاده که فرار نمی‌کند. شاید چیزی می‌دانند که ما نمی‌دانیم. 
▪️صبحانه می‌آورند. به جز نان و پنیر که در همه پروازها متداول است، تخم‌مرغ و قارچ هم می‌آورند. حین خوردن صبحانه در صحبت‌های رئیس‌جمهور می‌شنوم که از حل نشدن مشکل تحصیل کودکان افغانستانی گله می‌کند. می‌شنوم که از جمع کردن برنامه استقبال‌ در خیابان‌ها اظهار خوشحالی می‌کند. کمی با دوستانی که کنار هم بودیم صحبت می‌کنیم. بقیه صحبت‌های رئیس‌جمهور را نمی‌شنوم.
▪️دوستان تشریفات یک پاکت به دست‌مان می‌دهند. برنامه سفر است. ۷ جلسه پشت‌سرهم تنظیم شده است. از ۸ صبح تا ۹ شب. نزدیک فرودگاه مقصد هستیم. خلبان اعلام می‌کند که هوای بیرون ۵ درجه است.

 تصویر دوم - نشست با فعالان اجتماعی و فرهنگی 
وارد جلسه می‌شویم، سرود جمهوری اسلامی را پخش می‌کنند. جایی در میان جمعیت پیدا می‌کنم و می‌نشینم. 
▪️مجری برنامه خانم است. نیمی از سخنران‌ها هم خانم بودند. از پررنگ بودن حضور خانم‌ها تعجب می‌کنم. 
▪️یکی از سخنران‌ها از مجوزها و مشکلات کار فرهنگی و هنری گلایه می‌کند. می‌گوید چرا هنرمند ایرانی باید آثارش را در اقلیم کردستان عراق منتشر کند؟ ردیف بودجه می‌خواهد برای تاسیس «خانه اندیشه و فرهنگ آینده نگاری کردستان». 
▪️یکی از تمرکز حساب‌های بانکی شرکت‌ها از تهران گلایه می‌کند.
▪️یکی از سخنران‌ها با ادبیات شیوا، روان و آهنگین درباره کردستان حرف می‌زند و خواسته‌هایی را مطرح می‌کند. همه حضار تشویقش می‌کنند. 
▪️مجری برنامه پس از اینکه سخنرانی آخرین نفر از فهرست سخنران‌ها تمام می‌شود، اعتراض می‌کند که برای هنرمندان فرصتی پیش‌بینی نشده است. اجازه می‌دهند که یک نفر از هنرمندان داوطلبانه بیاید و هر سخنی که دارد مطرح کند. چند ثانیه‌ای طول می‌کشد تا یکی دست بلند کند و بالا بیاید. لباس کردی به تن دارد. می‌گوید سرپرست گروه هزار دف است. می‌گوید سه سال است کارت هنرمندان داده‌اند ولی یک ریال در حساب کارت واریز نشده است. شعر هم می‌خواند. 
▪️حالا نوبت رئیس‌جمهور است. حرف‌های همیشگی‌اش را می‌زند. حرف‌هایی که هیچ‌گاه از شنیدن‌شان خسته نشده‌ام. چون از جنس یادآوری و تکرار است. برای این است که یادمان نرود که کجا می‌رویم. یادمان نرود که چه مسئولیتی بر دوش‌مان است. مضمون صحبت‌ها که با مفاهیم و جملات سرگردان در ذهن من در هم آمیخته چیزهایی شبیه اینهاست که:
بدون مردم نمی‌توان مشکلات کشور را حل کرد؛ مردم باید به صحنه بیایند. کمک کردن مردم می‌تواند در محله‌محوری، مسجد محوری، یا مدرسه‌محوری متجلی می‌شود. در اختیار دادن به استان‌ها برای فعال کردن ظرفیت‌های فراموش شده کشور متجلی می‌شود. و اینکه انسان‌ها چون معدن‌های طلا و نقره اند. اینکه خودش هم تا دیروز یکی شبیه همین مردم بود. و هر کدام از مردم می‌توانند بالا بیایند و رشد کنند و از کشور گره‌گشایی کنند. وظیفه دولت این است که موانع را بردارد، راه را باز کند تا مردم بتوانند حرکت کنند و پرواز کنند و خلاقیت‌هایشان شکوفا شود و ... 
▪️هنگام ترک جلسه یکی داد می‌زند که این یک صحنه‌آرایی است. از اینکه اجازه نمی‌دهند دو دقیقه حرف بزند گلایه می‌کند. آقای حاجی‌میرزایی نزدیک می‌شود که حرف بزند، ولی همچنان صدایش بلند است. به جای ۱۰ دقیقه فریاد زدن می‌توانست دو دقیقه حرف‌هایش را بزند. جلسه را ترک می‌کنم. نمی‌دانم حرف‌های این هم‌وطن‌ معترض‌مان به کجا می‌رسد.

 تصویر سوم - جلسات بهره‌ور؛ اشتغال 
▪️ با نیم ساعت فاصله، نشست دوم با سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی در محل همان نشست قبلی برگزار می‌شود. قرار است همه جلسات در همین جا برگزار شود. به جز نهار و نماز! 
▪️سخنران‌ها یکی پس از دیگری می‌آیند و می‌روند. در سفرهای استانی از یک جایی به بعد همه صحبت‌ها تکراری می‌شود (در بسیاری از جلسات در تهران هم همین است). درخواست تخصیص بودجه ملی برای پروژه الف؛ درخواست مجوز برای پروژه ب؛ درخواست بودجه ملی برای پروژه ج؛‌ گلایه از مشکل نهاده‌های دامی، فرودگاه کردستان، منطقه مرزی باشماق، معدن طلای کردستان که نیمی از طلای کشور را تامین می‌کند و ... 
▪️با خود فکر می‌کنم چه خوب می‌شد که پیش از جلسه ذینفعان و مسئولان جمع می‌شدند و همه مطالبات را در یک فایل اکسل وارد می‌کردند. در ستون ۱ مطالبات می‌آمد، در ستون ۲، اسامی افرادی که می‌خواهند این مطالبه را مطرح کنند می‌آمد، ستون‌های دیگری هم می‌شد طراحی کرد. مثلا ستون ۳ که نشان دهد برآوردن این مطالبه چگونه ممکن است؟ چقدر بودجه؟ مجوز از چه وزارت یا سازمانی؟ چقدر زمان؟ و ستون ۴ که نظر کارشناسی دستگاه‌های مرتبط را پرسیده باشند و آن‌جا درج شده باشد. و از همه مهم‌تر ستون ۵ که آیا واقعا به تصمیم و ورود رئیس‌جمهور نیاز دارد؟ یا اینکه یکی از وزرا یا خود استاندار یا رئیس یک سازمان خود می‌تواند مشکل را حل کند؟ آیا پیش از طرح مسئله با رئیس‌جمهور سایر راه‌ها را آزموده‌اند؟
▪️صحبت نماینده مجلس جلب توجه می‌کند. می‌گوید که همیشه با دکتر پزشکیان کردی صحبت کرده‌است و پس از ۱۴ سال اولین بار است که با دارد با او فارسی صحبت می‌کند. 
در هر نشست یکی از نمایندگان استان صحبت می‌کند. مشکلات استان را مطرح می‌کند و مطالبات را می‌گوید. 
▪️انتهای جلسه می‌خواهند چند پروژه را به صورت برخط افتتاح کنند. مثل همیشه مشکل اینترنت و صدا داریم. بالاخره تماس‌ها را با موبایل برقرار می‌کنند. عددها را یادداشت نمی‌کنم ولی شاید مجموع اشتغال پروژه‌ها به بالای ۲۰ هزار نفر می‌رسد. به یاد می‌آورم که چند روز پیش در جلسه‌ای بودیم که دوستانی از وزارت رفاه اعلام می‌کردند که امسال تا آخر شهریوز نزدیک به ۵۹۰ هزار نفر بیکار شده‌اند (یعنی از لیست پرداختی‌های بیمه‌ی شرکت‌ها حذف شده‌اند). علت را قطعی برق و تعطیلی کارخانه‌ها و کارگاه‌ها اعلام می‌کردند. حالا فکر می‌کنم که برای تحلیل وضعیت کلی اشتغال باید دو تا آمار را کنار هم داشته باشیم: آمار شاغلین جدید و آمار بیکار شده ها. تا ببینیم تراز اشتغال مان مثبت است یا منفی.
▪️انتهای نشست نوبت رئیس‌جمهور است. با خود می‌اندیشم که آیا می‌شود که در چنین جلسه‌هایی رئیس‌جمهور صحبت نکند؟ این همه آدم جمع شده‌اند و انتظار دارند رئیس‌جمهور چیزی بگوید. باز به این می‌اندیشم که چگونه می‌شود برای این همه سخنرانی مطالب متفاوت آماده کرد؟ اصلا مگر این همه مطلب متفاوت وجود دارد؟ آیا ریشه مشکلات در استان‌های مختلف یا روزهای متفاوت عوض می‌شود یا اینکه ریشه‌ها یکی هستند؟ آیا غیر از این است که رئیس‌جمهور باید به ریشه‌ها بپردازد و از حواشی بپرهیزد؟‌ مگرنه‌اینکه نقش و وظیفه رئیس‌جمهور نشان دادن جهت‌ها و به حرکت درآوردن نیروها است و ورود به جزئیات اجرا کار رئیس‌جمهور نیست؟  
▪️رئیس‌جمهور به ۴ اصل در نظام سلامت اشاره می‌کند: ۱- عدالت به معنای نگاه یکسان به فقیر و غنی و چیزی که بارها تحت عنوان سفره یکسان برای همه تکرار کرده است. ۲- روابط بین بخشی درون حاکمیت یعنی همه ارکان حاکمیت باید کمک کنند تا مشکل سلامت حل شود. ۳- مشارکت مردمی یعنی ۷۵٪ از وضعیت سلامتی مردم در دست خود مردم است و کاری از دست سیستم بهداشت و درمان ساخته نیست. سبک زندگی، سبد غذایی، محیط، عادت‌ها، ورزش و ... و ۴- انتخاب روش مناسب برای مواجهه با مشکل. مثلا اینکه بهداشت بر درمان تقدم دارد. بعد توضیح می‌دهد که این ۴ اصل فقط مربوط به سلامت نیست و چگونه برای سایر موضوعات مدیریتی قابل تعمیم است.
ادامه می‌دهد که مشارکت مردمی با محله‌محوری محقق می‌شود. مردم پای کار بیایند، دور هم جمع شوند، مشکلات محله‌هایشان را شناسایی کنند و برای رفع آن تلاش کنند. دولت هم کمک کند. جایی که توان و امکانات مردم پاسخگو نباشد، پای کار بیاید. دولت و مردم دست به دست هم بدهند و کشور را بسازند.  

تصویر چهارم - با علما 
می‌رویم برای نماز ظهر و عصر. تا وضو بگیرم و خودم را برسانم، جمعی که حاضر بودند نماز اول را پشت رئیس‌جمهور می‌خوانند. در وسط نماز اول یکی از علمای شهر هم به جمع اضافه می‌شود. نماز دوم را به امامت می‌ایستند. دوستان با دستان باز و  آقای حسین‌زاده با دستان بسته در کنار هم نماز می‌خوانند.  
 بعد از نماز، علمایی که دعوت شده بودند هم می‌رسند. همه با رئیس‌جمهور مصافحه و روبوسی می‌کنند. آن‌ها می‌روند نماز بخوانند و ما منتظر می‌مانیم تا نمازشان تمام شود و همگی به سالنی برویم که قرار است در آنجا نشست همراه با نهار برگزار شود. 
نماینده ولی‌فقیه و امام‌جمعه اهل تشیع استان گزارشی از  وضعیت طلبه‌ها و مشتاقان علوم دینی، روحانیون و ماموستاهای اهل سنت و تشیع و آماری از تعداد مساجد ارائه می‌دهد و بعد هم علما هرکدام نکاتی را مطرح می‌کنند. برخی مشکلات استان را (که تکرار صحبت‌های دیگران بوده) و برخی مشکلات صنفی از جمله مشکل مسکن ائمه جماعات را مطرح می‌کنند. شیخ ماموستاهای اهل سنت (متاسفانه اسمشان در خاطرم نمانده)، نکاتی از قرآن و می‌گوید و چند بیتی از مثنوی و حافظ  می‌خواند. بیت مثنوی را یادداشت می‌کنم:
هر که در قصری قرینِ دولتی است / آن جزای کارزار و مِحنَتی است
یعنی هر کس که به دولتی رسیده و در کاخی به سر می برد، اقبال و بخت یارش شده؛ به خاطر رنج و محنتی است که در راه جهاد با نفس متحمل شده است. شاید یک بیان دیگر از شعر سعدی است که «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود». 
بعد هم رئیس‌جمهور آیات و احادیثی در اهمیت وحدت و پرهیز از اختلاف می‌خواند.

 تصویر پنجم - شنیان
نشست بعدی درباره نهضت عدالت آموزشی است. ابتدا مدیر کل آموزش و پرورش استان صحبت می‌کند. بعد کلیپی از پروژه ساخت مدارس پخش می‌شود. یک معلم، یک دهیار، یک خیر هرکدام چند دقیقه صحبت می‌کنند. اما تاثیرگذارترین بخش سفر آشنایی با خانم توران نادری است. مادری که دختر خردسالش شنیان را در حادثه‌ای از دست می‌دهد و پول دیه‌ی دخترش را سرمایه می‌کند یا یک مدرسه بسازد. تا هرگاه از کنار مدرسه عبور می‌کند تصویر دخترش را در چهره فرزندانی که در آن‌جا درس می‌خوانند ببیند. 
تعریف می‌کند که ۱ و نیم میلیارد پول دیه بود. زمینی که برای مدرسه انتخاب شده بود، شیب داشت و هزینه خاک‌برداری ۱ میلیارد تومان می‌شد. یعنی پس از خاک‌برداری تقریبا چیز زیادی برای ساختمان مدرسه نمی‌ماند! نقل می‌کند با الهام از یکی صحبت‌های رئیس‌جمهور که در آن توضیح داده بود که در خراسان رضوی مردم با پیوستن به طرح #با_من چگونه در ساخت مدارس مشارکت می‌کنند. یکی می‌گوید آجرش با من، یکی می‌گوید کارگری‌اش با من، یکی می‌گوید غذای کارگرها بامن! اینگونه است که به سراغ مردم محلی می‌رود. کسی در جمع ماشین آلات سنگین داشته و کار خاک برداری را به عهده می‌گیرد. دیگرانی هم به کمک می‌آیند بالای ۴ میلیارد کمک جمع می‌کنند و کار را پیش می‌برند. مردم که پای کار بیایند سیمرغ بیدار می‌شود و پرواز می‌کند. 

بعدا یادم می‌آید که در کلیپی که ابتدای برنامه پخش شد، تصویر کلنگ زنی مدرسه را نشان می‌دهند که زنی کلنگ به دست می‌گیرد و اولین ضربه را که می‌زند به گریه می‌افتد و ... مجری برنامه به فارسی تعریف می‌کند که توران خانم درست شب قبل از کلنگ زنی خواب دخترش شنیان را می‌بیند که درست روی همان زمینی که قرار است مدرسه بشود ایستاده است و می‌خواند: «به نام خداوند جان و خرد» 
 

تصویر ششم - آینده از آن ماست

▪️نشست بعدی رئیس‌جمهور با فعالان سیاسی بود.  با آقای حاجی‌میرزایی از تیم رئیس‌جمهور جدا شدیم و به سالن دیگری رفتیم تا با مدیران آموزش و پرورش استان گفتگو کنیم. 

▪️در پارانتز عرض کنم که یکی از کارهایی که در نهاد با نظر آقای حاجی‌میرزایی پیگیری می‌کنم، مسائل مرتبط با آموزش و پرورش است. از چند هفته پیش آقای حاجی‌میرزایی این ایده را مطرح کردند که هر هفته به یکی از استان‌ها برویم و وضعیت پیشرفت پروژه‌های آموزش پرورش را بررسی و پیگیری کنیم. چند بار تلاش کردم که برنامه را تنظیم کنم اما نشد. بالاخره قرار شد، در سفرهای استانی رئیس‌جمهور، آقای حاجی‌میرزایی یک جلسه  با مدیران آموزش و پرورش استان (بدون حضور رئیس‌جمهور) داشته باشند. من هم ایشان را همراهی کنم. اولین همراهی‌ام سفر اصفهان بود. کردستان دومین جایی بود که تیم را همراهی می‌کردم.

▪️نکات مختلفی در جلسه مطرح شد. من بخش‌هایی را که به نظرم جالب بود یادداشت کردم.  نقل می‌کنم، شاید برای دیگران هم قابل استفاده باشد. 
تجربه ۱: در شروع سال سنجش آغازین داشتند. متوجه می‌شوند ۴۰٪ دانش‌آموزان در درک مطلب مشکل دارند. با ساز و کاری که وزارت آ.پ. طراحی کرده بود (تحت عنوان اجتماعات یادگیری) ایده‌ای را مطرح و اجرا می‌کنند: «داستان خوانی گروهی»؛ ارزیابی بعدی نشان می‌دهد که ۳۰٪ افزایش درک و یادگیری ایجاد شده است. از دانش‌آموزان می‌خواهند تجربه بهبود روش یادگیری را مکتوب کنند. تجربه‌نگاری را با دیگران به اشتراک می‌گذارند. 
تجربه ۲: برخی مدارس به عنوان مدارس پیشران تحول انتخاب می‌شوند. تولید محتوا و نیز راهبری تعدادی از مدارس مجاور به این مدارس سپرده می‌شود.
تجربه ۳: مسئول یکی از نواحی خاطره از دوران مدیریت مدرسه خودش نقل می‌کند. به مدرسه‌ای می‌رود که از کنترل خارج بوده. متوسط معدل دانش‌آموزان ۱۱ و خرده‌ای بود. می‌گوید تنها کاری که می‌کنم بازگرداندن «#حرمت» به روابط درون و بیرون مدرسه بود. احترام به اولیا، احترام به همکاران، احترام به دانش‌آموزان و ...! موقع تحویل دادن مدرسه به مدیر بعدی، متوسط معدل بالای ۱۴ شده بود. 
تجربه ۴: به نقش مهم فرمانداران در ساخت مدارس اشاره می‌کند. فرمانداری داشته‌اند (گویا فرماندار دیوان دره) که ۱۴ پروژه (یا ۱۱ تا) مدرسه‌سازی را در ۶ ماه اجرایی کرده است. در همین شهرستان برابر با بودجه دولتی کمک مردمی جمع شده است. 
تجربه ۵: از منطقه‌ای حرف می‌زنند که دهیار (آقای لایق رسایی) با کمک مردم و ماموستای روستا سنگ تمام می‌گذارند. ماموستا حبیب امام جماعت روستای علی‌آبادمشیر منطقه دهگلان به مردم می‌گوید که [الیوم] دادن زکات در جایی غیر از ساخت مدرسه حرام است. نقل می‌کنند که سر جاده می‌ایستاد و از مردم می‌پرسید که سهم‌شان را داده‌اند یا نه؟ مدرسه ۶ کلاسه را ۷ ماهه تمام می‌سازند. 
تجربه ۶: از معلم (گویا فنی‌حرفه‌ای) یک روستا می‌گویند که دکترای هنر دارد و علارغم امکان اشتغال در موقعیت‌های دیگر روستا را رها نمی‌کند. 
تجربه ۷: یکی از معاونین نقل می‌کند که جمعی از مدیران آ.پ. استان در دوره‌ای که در مشهد برای ارتقای کیفیت آموزش برگزار شده بود شرکت می‌کنند. در ۲۰ ساعت مسیر قطار فقط ۳ ساعت می‌خوابند و تمام مسیر درباره این صحبت می‌کنند که وقتی برمی‌گردند باید چه کار کنند. 

▪️وقتی صحبت‌ها را می‌شنوم بیشتر و بیشتر به #آینده امیدوار می‌شوم. مطمئن می‌شوم که «آینده» از آن ماست. 

▪️آقای حاجی‌میرزایی هم نکاتی را در جمع‌بندی طرح می‌کند. اشاره می‌کند که چنین فرصتی برای آ.پ. استثنایی است. می‌گوید رئیس‌جمهور اولین صحبتی که پس از اعلام آتش‌بس با ایشان داشته، این بوده که فردا وزیر و معاونین وزارت آموزش و پرورش را صدا بزند تا جلسه داشته باشند و پیشرفت کار را پیگیری کند. توصیه می‌کند که با جدیت بیشتر کارها پیگری شود.

▪️انتهای جلسه از من هم دعوت می‌شود چند کلمه‌ای صحبت کنم. حرف‌هایی در ذهنم بود که مطرح کنم. احساس می‌کنم که همه خسته‌اند. به نقل این تجربه اکتفا می‌کنم که: دانشجویانی که ما از کردستان داشتیم، کوشاتر، باانگیزه‌تر و به طور متوسط بهتر از دانشجویان سایر استان‌ها بودند. 

▪️در هواپیما در مسیر برگشت درباره کیفیت دانشجویان کرد فکر می‌کردم و ناگهان چیزی در ذهنم جرقه می‌زند. یادم می‌آید که در جلسه شورای اداری استان نقل می‌کنند که استان کردستان در آموزش‌عالی ضعیف است. خیال می‌کنم که شاید ضعف آموزش عالی استان باعث می‌شود که دانشجوهایشان برای تحصیل به استان‌های دیگر بروند. 
هرچند ممکن است این تنها دلیل برای انگیزه بالای دختران و پسران کرد برای تحصیل و پیشرفت نباشد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست