لیدرها؛ فقدان بازدارندگی واقعی
ورزش
128953
در سطح اجتماعی، رفتارهای پرخاشگرانه هواداران، بازتاب مستقیم شرایط روانی و فرهنگی جامعه است. استادیوم در واقع، آیینه جامعه است.
علیاکبر محمدزاده_ حقوقدان و مدرس دانشگاه: زمانی که شهروندان با فشار اقتصادی، ناکامی اجتماعی و کمبود فضاهای تفریحی روبهرو هستند، استادیوم به محلی برای تخلیه هیجان تبدیل میشود، اما وقتی این هیجان مدیریت و هدایت نشود، به خشونت و بینظمی میانجامد.
اما در سطح حقوقی، مسأله به فقدان نظام مسئولیت و آموزش هواداری بازمیگردد. در آییننامه انضباطی فدراسیون فوتبال (اصلاحیه ۱۴۰۱)، مواد ۵۵ تا ۵۷ به صراحت مسئولیت باشگاهها نسبت به رفتار تماشاگران بیان شده است. طبق بند ۳ ماده ۵۶، باشگاه میزبان موظف است «از بروز هر گونه رفتار غیرورزشی توسط تماشاگران خود پیشگیری کند.»
ولی در عمل، نه باشگاهها در انجام این وظیفه فعالاند و نه سازوکار مؤثری برای کنترل رفتار هواداران در ورزشگاهها وجود دارد. به بیان سادهتر، مشکل ما نه در نبود قانون، بلکه در نبود اراده برای اجرای آن است.
در مقایسه با نظامهای حقوقی حرفهای در فوتبال دنیا، مجازاتهای ما اغلب جنبه شکلی و نمادین دارند. مثلاً در اروپا بر اساس FIFA Disciplinary Code (۲۰۲۳) و آییننامه یوفا، اگر هواداران باشگاهی شعار نژادپرستانه بدهند یا درگیری فیزیکی ایجاد کنند، باشگاه در اولین تخلف با محرومیت از میزبانی و در تکرار، با کسر امتیاز یا حتی سقوط اجباری مواجه میشود. این یعنی قانون، هزینه سنگینی برای بینظمی تعیین کرده است.
اما در ایران معمولاً جریمهها به چندصد میلیون تومان محدود میشود که برای باشگاههای بزرگ هزینهای ناچیز است. بدتر اینکه در اغلب موارد، نه باشگاه مقصر شناخته شده و نه هوادار خاطی شناسایی میشود. در نتیجه هیچ بازدارندگی واقعی شکل نمیگیرد.
در ایران، متأسفانه گاهی مرز میان این دو نهاد مخدوش است. بسیاری از تخلفات اخلاقی (مثل تحریک هواداران، فحاشی لیدرها یا رفتارهای خلاف شأن مدیران) نه در کمیته اخلاق، بلکه در کمیته انضباطی رسیدگی میشود و در نتیجه جنبه فرهنگی و بازدارنده خود را از دست میدهد.
پدیده لیدر در ایران یکی از معضلات ساختاری است. در هیچیک از نظامهای حقوقی ورزشی دنیا، فردی به نام «لیدر» چنین جایگاه غیررسمی اما مؤثری ندارد. در ایران، لیدرها عملاً در جایگاهی بین هوادار، واسطه و گاه کارگزار باشگاه قرار میگیرند و هیچ مادهای در آییننامه فدراسیون، رابطه آنها را با باشگاه تعریف نکرده، اما در عمل بسیاری از تصمیمات مربوط به فضای هواداری، بلیتفروشی و حتی شعارهای سکوها، از طریق لیدرها مدیریت میشود.
این وضعیت، مصداق بارز خلأ حقوقی و فقدان شفافیت است. بر اساس اصل شفافیت در مقررات فیفا، هر فردی که به نحوی در فوتبال نقش رسمی یا تأثیرگذار دارد، باید دارای وضعیت حقوقی مشخص، قرارداد مکتوب و تعهد اخلاقی باشد؛ در غیر این صورت مسئولیت او قابل پیگیری نیست. در نتیجه وقتی لیدرها به ابزار تبلیغاتی یا حمایتی مدیران باشگاه تبدیل میشوند، نقش خود را از «نماینده هوادار» به «ابزار فشار و کنترل» تغییر میدهند که مغایر با روح ورزش و اصول اخلاق حرفهای است.
انتهای پیام/