تحلیل مصطفی نجفی از تحرکات راهبردی تهران و محور مقاومت پس از جنگ ۱۲ روزه؛
آمادگی برای نقشآفرینی مؤثرتر در درگیریهای آینده
سیاست
129202
کارشناس مسائل استراتژیک، معتقد است که تجربه جنگ اخیر، بهویژه در حوزه آفندی، موجب تقویت توان بازدارندگی ایران شده و همزمان، دیپلماسی فعال برای جلوگیری از شعلهور شدن جنگ در دستور کار قرار گرفته است. همکاریهای فزاینده با چین و روسیه نیز چشمانداز جدیدی از تعاملات راهبردی را ترسیم میکند.
گروه دیپلماسی_ ایران آنلاین: مصطفی نجفی، کارشناس مسائل استراتژیک در گفتوگو با «ایران» چشمانداز آمادگیهای آتی و تحرکات راهبردی تهران و هم پیمانانش را تشریح میکند و تأکید دارد که بازیگران محور مقاومت پس از درسآموزی از وقایع اخیر، خود را برای ایفای نقش فعالتر و مؤثرتر در هر درگیری احتمالی آماده ساختهاند؛
تلاش تهران برای تقویت توان نظامیاش در چه حوزهها و سطوحی متمرکز است؟
در حوزه آفندی که توانایی ایجاد بازدارندگی را دارد، ظرفیتهای بیشتری برای بازیابی و ارتقا وجود دارد. به نظر میرسد نیروهای مسلح در نتیجه مواجهه با واقعیتهای جنگ 12 روزه درسهای آموزندهای گرفتهاند و آن تجربهها اجازه داده است تا ظرفیتهای داخلی قابل توجهی برای بازسازی و توسعه توان آفندی شکل گیرد؛ چرا که بخش آفندی کمتر به کمکهای خارجی وابسته است. براساس مشاهدات و شواهدی که دنبال میشود، بخش آفندی کشور، بهویژه توان موشکی و پهپادی، حتی نسبت به پیش از جنگ 12 روزه بهطور چشمگیری گسترش یافته است. در این گسترش، عوامل و اقداماتی نقش داشتهاند که به تقویت و افزایش ظرفیتهای آفندی منجر شدهاند.
آیا متحدان ایران از جمله چین و روسیه در این روند تقویت نظامی نقشی داشتهاند؟
توسعه همکاریهای ایران با روسیه و چین نسبت به قبل و حتی حین جنگ، بهطور قابل توجهی افزایش یافته است. این وضعیت دلایل متعددی دارد؛ بخشی از آن به تمایل خود ایران برای همکاری بیشتر با روسها و چینیها برمیگردد و بخشی دیگر به تهدیداتی مرتبط است که این کشورها از ناحیه آمریکا و غرب درک میکنند. به نظر میرسد روابط ایران با روسیه و چین پس از جنگ، مساعدتر و سازندهتر از دوره پیش از جنگ و حتی حین جنگ شکل گرفته است و این میتواند نویددهنده گسترش همکاریها در آینده باشد.
آیا این کمکها عملاً به تحویل تسلیحات به ایران منتهی شدهاند یا صرفاً انتقال فناوری و دانش فنی مطرح بوده است؟
تسلیحات مختلف از جمله جنگنده، پدافند و سامانههای استراتژیک، الزامات و پروتکلهای متفاوتی دارند و همکاری در سطح راهبردی پیششرط سیاسی میطلبد. هرگونه همکاری نظامی با چین یا روسیه نیازمند تعیین تکلیف سیاسی، برنامهریزی دوجانبه و زمانبندی است. ایران پیشتر با روسیه همکاریهایی داشته اما باز هم زمان لازم است. در نهایت، گسترش روابط به تصمیم سیاستگذار و آمادگی طرف مقابل بستگی دارد؛ بهنظر میرسد دستکم تا حدی آمادگی در طرف مقابل وجود دارد و خصوصاً با چین میتوان با اطمینان بیشتری گفتوگو کرد؛ هرچند چین نیز مدل و ملاحظات خاص خود را دارد که تا حدودی شبیه الگوی روسیه است.
به نظر شما ایران همپای تقویت توان نظامی خود ،در حوزه دیپلماسی چه کرده است؟
تحلیل من این است که پشت پرده اقداماتی در جریان است که در گام اول هدف آنها کاهش تنش و جلوگیری از وقوع جنگ است. این اقدامات بیشتر به ترجیحات و اولویتهای خود ایران مرتبط است اما اگر ترجیحات طرف مقابل را نیز در نظر بگیریم، به نظر میرسد پروژهای کلان در حال اجراست که هدف آن، بهویژه از منظر دیپلماسی جلوگیری از شعلهور شدن جنگ است. دیپلماسی تنها میتواند جلوی وقوع جنگ را بگیرد اما بهتنهایی قادر به گرهگشایی از وضعیت نیست؛ اگر طرف مقابل ایران را ضعیف ببیند، انتظار امتیازدهی از موضع ضعف خواهد داشت. تقویت موضع دیپلماتیک مستلزم احیای قدرت ملی است که توانمندیهای نظامی، اقتصادی، هستهای و پایگاه مردمی را شامل میشود؛ چون بدون اهرمهای معنادار طرف مقابل به مصالحه تن نخواهد داد. مذاکره از موضع ضعف عملاً بینتیجه است، مگر آنکه هدف، تسلیم باشد.
متن کامل این گفتوگو را اینجا بخوانید.
انتهای پیام/