اندیشکده شورای آتلانتیک زمینهها و دلایل یک پدیده را بررسی کرد؛
پیشروی چین در شبکه انرژی عراق
جهان
129358
در حالی که شرکتهای آمریکایی تلاش میکنند حضورخود در صنعت انرژی عراق را پررنگتر کنند، چین بیسروصدا اما قدرتمند جای پای خود را در یکی از استراتژیکترین بخشهای اقتصاد عراق تثبیت کرده است.
گروه جهان: از میادین نفتی جنوب تا طرحهای چند میلیارد دلاری زیرساختی، حضور پکن در انرژی عراق نه تنها کاهش نیافته، بلکه ابعاد عمیقتری پیدا کرده است. پرسش کلیدی این است؛ چرا با وجود تمایل دولت محمد شیاع السودانی به تنوعبخشی شرکای نفتی، چین همچنان بازیگر مسلط باقی مانده است؟
پاسخ را باید در ترکیب پیچیدهای از مزیتهای تجاری جذاب، مدل تأمین مالی منحصربهفرد و رویکرد بلندمدت چین به امنیت انرژی جستوجو کرد. شرکتهای چینی حاضرند با حاشیه سود کمتر و ریسک بیشتر وارد پروژههایی شوند که بسیاری از غولهای غربی آنها را اقتصادی نمیدانند. در عین حال، بغداد با بهرهگیری از منابع اعتباری چین، توانسته پروژههای حیاتی انتقال آب، توسعه گاز و افزایش ظرفیت تولید برق را به جریان اندازد؛ پروژههایی که غرب حاضر نبود برای آنها چنین تسهیلات مالی ارائه دهد.
به این ترتیب، حتی اگر دولت عراق برای موازنه ژئوپلیتیکی به همکاری با آمریکا نیاز داشته باشد، واقعیت میدانی نشان میدهد چین فعلاً در انرژی عراق دست بالا را دارد و خروجش، نه آسان است و نه محتمل. شورای آتلانتیک در گزارشی به نوشته جرد لوی و بن ون هیوولن، به اینکه چرا چین در بخش انرژی عراق نقش فعالی دارد و در آن باقی خواهد ماند، پاسخ میدهد.
سابقه حضور چین در عراق
علیرغم تلاشهای محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، برای افزایش مشارکت ایالات متحده در بخش انرژی، دولت او همزمان روابط خود با چین را نیز گسترش داده است. این گسترش از طریق واگذاری پروژههای جدید بالادستی به شرکتهای چینی و تأمین مالی پروژههای زیرساختی حیاتی توسط پکن صورت گرفته است.
چین حتی پیش از دوران نخستوزیری السودانی، بزرگترین بازیگر خارجی در بخش بالادستی عراق بود و چندین میدان نفتی بزرگ در جنوب کشور را اداره میکرد. در تنها مزایده برگزارشده در دوران السودانی (دور پنجم و ششم در مه ۲۰۲۴)، شرکتهای ملی نفت چین و شرکتهای خصوصی اکتشاف و تولید چینی سلطه کامل داشتند. شرکتهای بزرگ غربی اما علاقهای نشان ندادند؛ تنها شرکت شل پیشنهادی ارائه داد که موفق نبود و شرکتهای آمریکایی عملاً غایب بودند. تنها شرکت غیرچینی که موفق به جذب سرمایهها شده، گروه عراقی KAR بود.
به نظر میرسد، تأمین مالی چین به شرکتهای این کشور این امکان را داده که در پروژههای زیرساختی حیاتی انرژی عراق برنده شوند. بر اساس برنامهای که مدتها قبل از دولت السودانی از سال ۲۰۱۹ آغاز شده، عراق روزانه حدود ۱۵۰ هزار بشکه از درآمد نفتی خود را به حسابی امانی واریز میکند که به عنوان وثیقه برای دریافت وام از شرکت دولتی سایناشور چین (Sinosure) عمل میکند.
در ابتدا این منابع برای تأمین مالی پروژههای غیرانرژی استفاده میشد، اما دولت السودانی آن را برای پیشبرد دو پروژه مهم زیرساختهای حیاتی بخش انرژی مورد استفاده قرار داده است. اول، پروژه خط لوله ۲.۶ میلیارد دلاری برای انتقال آب تصفیهشده دریا به میادین نفتی، به شرکت مهندسی نفت چین واگذار شده و دوم، پروژه خط لوله گاز یک میلیارد دلاری برای اتصال میدان گازی استان انبار به تأسیسات تولید برق است که برخی از آنها توسط شرکتهای چینی ساخته شدهاند. همچنین، تأمین مالی چین ممکن است سرنوشت پروژه عظیم ۱۸ میلیارد دلاری شرکت ژئو-جید پترولیوم چین را رقم بزند؛ پروژهای که شامل توسعه بالادستی میدان نفتی طوبا در شهر بصره عراق، ساخت پالایشگاه نفت، دو نیروگاه، کارخانه پتروشیمی و کارخانه کود شیمیایی است که میتواند به نتیجه برسد.
جذابیت چین برای عراق روشن است. در بخش بالادستی، شرکتهای چینی حاضرند شرایطی را برای تجارت بپذیرند که شرکتهای غربی و شرکتهای اکتشاف و تولید آمریکایی به سادگی آن را نمیپذیرند.
موفقیت چین در مزایدههای ۲۰۲۴ بیشتر به ساختار مزایده مربوط بود تا ترجیح سیاسی عراق؛ ساختاری که تنها معیار آن برای برنده شدن، پذیرش حاشیه سود پایین بود. این ساختار، شرکتهای چینی را در موقعیت برتری قرار داد، زیرا شرکتهای چینی، بویژه شرکتهای ملی نفت چین که بهصورت عمودی ادغام شدهاند، میتوانند از طریق واگذاری پیمانکاری به شرکتهای تابعه خود سود کسب کنند.
در عین حال، شرکتهای اکتشاف و تولید کوچک چینی نیز میتوانند با هزینه کمتری نسبت به همتایان غربی خود فعالیت کنند و با سهولت نسبی به تأمین مالی دولتی دسترسی داشته باشند، زیرا پکن حضور قوی در بخش بالادستی عراق را بهعنوان یک اولویت استراتژیک برای تأمین بلندمدت عرضه نفت خام حیاتی میداند.
با این حال، دولت السودانی همچنان به همکاری با شرکتهای بزرگ نفتی و شرکتهای اکتشاف و تولید ایالات متحده علاقهمند است، حتی اگر این شرکتها نتوانند در مناقصه آزاد با شرکتهای چینی رقابت کنند. از این رو، دولت سودانی پس از مذاکرات دوجانبه، قراردادهای بزرگی را با شرکت انرژی توتال و BP امضا کرد و مذاکرات مداومی با Chevron و ExxonMobil در جریان است. دولت السودانی همچنین تفاهمنامهای را با شرکت خصوصی اکتشاف و تولید ایالات متحده انرژی HKN امضا کرده است.
برش
چرا عراقی ها، چین را ترجیح می دهند؟
مقامات نفتی عراق اغلب ترجیح خود را برای فناوری و رویکرد شرکتهای بزرگ غربی ابراز کردهاند. از سوی دیگر، براساس تحقیقات آتلانتیک، افزایش سرمایهگذاری آمریکا در انرژی عراق از دید سیاستگذاران بغداد، ابزاری برای کاهش خطر تحریمهای وزارت خزانهداری ایالات متحده علیه نهادهای عراقی تلقی میشود.
با نزدیک شدن به انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶، شرکتهای آمریکایی و چینی با دولت جدید عراق وارد تعامل خواهند شد. حتی اگر نخستوزیر جدیدی روی کار بیاید، سیاستهای انرژی عراق احتمالاً تحت تأثیر همان نیروهایی خواهد بود که رویکرد السودانی را شکل دادهاند. در هر ترکیب سیاسی، شرکتهای چینی به دلیل شرایط تجاری مطلوب و دسترسی آسان به تأمین مالی، همچنان مزیت خواهند داشت. در عین حال، عراق به دلیل ظرفیت فنی و ارزش ژئوپلیتیکی، به همکاری با شرکتهای بزرگ ادامه خواهد داد.
انتهای پیام/