ناصح بهرامبیگی پژوهشگر و نوازنده در گفتوگو با «ایران» مطرح کرد
زخم کاری شهری شدن بر تن موسیقی نواحی
هنر
129738
عموماً سنتها تحت تاثیر عواملی چون فرهنگ، جامعه و تکنولوژی قرار دارند و در گذر زمان ابعادی تازه به خود میگیرند. در عصر حاضر، به لطف رسانههای اجتماعی (social media)، این تغییر به شکل محسوستر و با سرعت بیشتری اتفاق میافتد. حال آنکه «تغییر» رخ داده در این برهه از تاریخ که در آن قرار داریم، چقدر در جهت «تخریبِ» یک فرهنگ و سنت و یا «پیشرفت» آن نقش دارد و یا اساساً این طرز نگاه درست یا غلط است، سؤالی است که آیندگان به آن جواب خواهند داد.
کاوه صادقیآزاد، روزنامه نگار: اما در این بین نهادهای فرهنگی، اسپانسرها، انجمنها و مؤسسههای هنری، برگزارکنندگان کنسرتهای موسیقی نقش کلیدی در ترویج هنرِ جدی و حفظ ریشهها دارند. در بحث فرهنگ، دولتها، به قول معروف، هرچقدر پول بدهند آش میخورند. اینکه چقدر به هنری جدی و هویتی اهمیت دادهایم و در جهت معرفی آن، نهادها، رسانهها و سیمایمان را متحد کردهایم به همان اندازه میتوان انتظار از میزان اصالت و هویت و پویایی فرهنگمان داشته باشیم. فرهنگ به خودی خود امری پویا نیست، برای زندهنگهداشتن آتشش میبایست دائماً پای آن هیزم ریخت. تجربه نشان داده است در جشنوارههایی همچون جشنواره ملی موسیقی جوان سوای اینکه به لحاظ پژوهشی میتوانیم آماری از پویایی برخی موسیقیها و یا حتی سازهای رو به انقراض نواحی مثل قوشمه و آواهای باستانی چون هوره و سیاچمانه و... داشته باشیم، در عین حال میتوانیم در تزریق انگیزه به نسل نوی موسیقی برای ادامه این مسیر کمک کنیم. حتی به واسطه همین رویدادهای هنری میتوانیم به اوضاع آموزش بنیادی و اصولی در مناطق ایران پی ببریم. امروزه شاهد هستیم بخشی از نسل جوانِ موسیقی اغلب ملودیهای قدیمی و فولکلور را با ژانرهای مردمپسند امروزی تلفیق میکنند تا به مذاق همسن و سالانشان خوش بیاید. بعضاً ریتمها و مدهای پیچیده موسیقی نواحی را به فرمهای سادهتر تغییر میدهند تا هضم محصول جدید برای مخاطب امروزی راحتتر باشد. نسل جوان علاوه بر آموزش سینه به سینه از معلمان خود در منطقه از محیطهای مجازی مثل یوتیوب، اینستاگرام و... بهره میبرند. برخی هم از آنجا که از منطقه مادری خود دور افتادهاند و در شهرهای دیگر زندگی میکنند به واسطه فضای مجازی ارتباط خود را با موسیقی محلیشان حفظ میکنند. اما در کل چه کسی اصالت را تعریف میکند؟ آیا غیر از این است که اصالت توسط مجریان آن منطقه معنا و مفهوم پیدا میکند؟ تغییرات در اجرای موسیقی استادان در گذشته نیز رخ میداده است اما امروز به واسطه رسانههای اجتماعی با سرعت بیشتر و محسوستری صورت میگیرد و موسیقی نواحی به سمت شهری شدن پیش میرود، اما به هر حال پژوهشگران و متخصصان امر میبایست به این سؤال پاسخ بدهند. ناصح بهرامبیگی، پژوهشگر و مدرس موسیقی، متولد شهر بوکان است و مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی و مدرک سازسازی در زمینه سازهای بادی نواحی همچون نرمهنای، دوزله، سُرنا و شمشال دارد. به بهانه رویکرد نسل جوان موسیقی نواحی گفتوگویی با ایشان کردیم که در ادامه میخوانید.
اگر بخواهیم حوزه فرهنگی موسیقی کردی را بررسی کنیم، چه ویژگی و چه تشابهی با موسیقی کردهای کشورهای همسایه دارد؟
بخشی از موسیقی کردی به خارج از مرزهای ایران برمیگردد. در دهه گذشته در خارج از ایران هم فعالیتهایی انجام شده که بر موسیقی غرب ایران تأثیر گذاشته است. مثلاً رویدادهایی که در چند سال گذشته در کرکوک یا جشنوارههای شعر و ادبیات در سلیمانیه و یا در سنندج برگزار شده که در آن آثار موسیقیدانان کرد ارائه میشود. در ترکیه، ارمنستان و عراق هم رویدادهایی برگزار شده و هنرمندان کردِ ایرانی مخصوصاً در دیوان و شمشادنوازی از آنها وام گرفتهاند. بخشی از این رویکردها اصولی و اصیل است، اما بخشی هم تحت تأثیر پاپ و فضای موسیقی تجاری و تبلیغات است.
نسل شما در دهه ۶۰ در کردستان با چه شرایطی برای فعالیت موسیقی روبهرو بود؟
دوران جنگ بود و با کمترین امکانات در موسیقی فعال بودیم. قبل از ما و در نسل های پیشین، در نظام فئودالی آن زمان، موسیقی صرفاً در دیوانخانهها، روستاها، خانقاهها، یا از سوی چوپانان و کشاورزان ارائه میشده است ولی از نسل ما به بعد، هنرمندان به مرور ابتدا با رادیو، تلویزیون و بعدتر اینترنت و کامپیوتر آشنا شدند و این ارتباطات باعث شد درک جدیدی از موسیقی پیدا شود.
نگاه شما به هنر موسیقی چیست؟
هنر موسیقی را فقط یک فن نمیبینم که بنوازیم و خوش بگذرانیم. بحث اصالت، فرهنگ و کلام در حوزه موسیقی آوازی برایم مهم است. معانی و تصاویری که شعر به ذهن شنونده یا خواننده تداعی میکند، مهم است. تلاش کردیم موسیقی به صورت آکادمیک پیش برود، البته نه به این معنا که اصالتش را از دست بدهد بلکه با این رویکرد که علاقهمندان هم تحصیلکرده باشند هم علم موسیقی بدانند و هم اصالت را حفظ کنند.
نسل جدید تحتتأثیر چه عواملی قرار گرفته؟
نسل جدید خیلی تحتتأثیر سوشیالمدیا و اینترنت است.
این طبیعی است. بالاخره تغییر وجود دارد وگرنه همه از اول تاریخ بشر تا الان باید یک موسیقی میشنیدند و مینواختند، اما مسأله این است که آیا این تغییر به مذاق مخاطبان خوش میآید یا نه. مثلاً دهه شصتیها عیناً مثل نسل قبل خود ساز نمیزنند.
خود من در بحث نرمهنای و دوزله و سُرنا شبیه استادان اواخر قاجار اجرا میکنم. استاد من ۹۵ تا ۱۰۰ سال سن داشت. روایتهایی را از دوره پهلوی اول به واسطه استادان شنیدهام و عیناً همانها را اجرا میکنم. استادم موسی قادر عبداللهزاده ۱۰۰ سال سن داشت، استاد اکبر یزدانی، قدرت آقایی و نبی خضری کلاً بالای ۸۰ سال سن داشتند. ثبت و اجرای عین به عین این روایتها برای من بسیار اهمیت داشته است.
وضعیت سازهای کردی در منطقه به لحاظ اصالت چگونه است؟
در حوزه تنبور وضع موسیقی خوب است، در نرمهنای و دف و ضرب کردی هم اوضاع خوب است، اما در خصوص «دیوان» اوضاع چندان خوب نیست. علاقهمندان در سالهای اخیر خیلی تحتتأثیر رپرتوار موسیقی ترکیه قرار گرفتهاند و نمیتوانند خودشان را از آن سیستم جدا کنند. یا رپرتوار گیتار است یا «باغلاما.» پذیرای نقدها هم نیستند. رپرتوارهایی منتشر کردهایم برای سازهای دف، دهل، تنبور، دیوان و سازهای دیگری مثل نرمهنای و دوزله که همگی ضبط شدهاند و در دسترس عموم قرار دارند. کتاب و فایلهای صوتی برای آموزش موجود است.
در موسیقی کردی «مقام» چه تعریفی دارد؟
در موسیقی کردی مقام فقط موسیقی با متر آزاد نیست. این تعریف از حوزه کرکوک و کرمانشاه که به آن «گرمیان» میگویند (به معنای گرمسیری) وام گرفته شده است.
مقامات آنجا همان سیستم مقامی بغداد و مَصَر هستند که قرنها پیش شکل گرفتهاند و به آنها مقام میگوییم. وگرنه ما در موسیقیمان حیران، بیت، قطار، کره و سیاهچمانه داریم که موسیقی متر آزادند. امروز غلط مصطلح است که به آنها مقام میگویند؛ کلاً به موسیقی متر آزاد مقامات میگویند. در اصل، مقام همان آوازهایی است که جزو حوزه موسیقی رسمی شرقی است که موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی و موسیقی آذری بودهاند. ما هم در موسیقی کردی لحنهایی مثل راست، نهاوند و ماهور داریم که بیشتر در آن حوزه رشد کردهاند.
نوازندگان چقدر دستشان برای بداههپردازی باز است؟
موسیقی کردی از معدود موسیقیهای قدیمی است که قطعات بیکلام زیادی دارد. مثلاً ۲۵ قطعه فولکلورسازی فقط با دوزله وجود دارد و بحث تنبور را باز نمیکنم. همین باعث خلاقیت نوازندگان شده است. یادم هست استادم قطعهای به اسم سوارسوار را روی تنبور اجرا میکرد، سه روایت مختلف را از هشت نوازنده نتنویسی تجمیع کردم. کتاب ضربی هم که مکتوب کردیم حاصل فیگورها و تکنیکهای ۲۷ نوازنده بود. پس خلاقیت وجود دارد، اما باید در چهارچوب اصالت باشد چرا که نوآوری، شناخت و سواد لازم دارد.
به نظر شما کدام سازها در موسیقی کردی با مشکل روبهرو هستند؟
اوضاع دیوان و کمانچه و آواز اصلاً خوب نیست. در عود وضعیت بینابینی دارد. البته نسبت به دیوان و کمانچه بهتر است. آواز هم به صورت پاپ عرضه میشود آن هم بسیار ضعیف. تلاش کردیم که خوانندههای خوبی پرورش بدهیم اما تا یک سطحی بالا میآیند و متأسفانه رسانههای اجتماعی خرابشان میکند. تصویری هم که از خوانندگی در موسیقی کردی در ذهن مردم وجود دارد با موسیقی هنری کردی بسیار فاصله دارد. شعر در موسیقی آوازی کردی بسیار اهمیت دارد، خواننده جدا از اینکه آشنایی با نوازندگی دارد ادبیات هم میشناسد و تلفیق این سه چیز یک خواننده تمامعیار میسازد. مسیر برای عرضه موسیقی پاپ و تریبون برای خواننده زیاد است: جُنگهای شادی و تبلیغ و پروپاگاندا برای برنامههای موسیقی؛ به این دسته میدان داده میشود و در نتیجه بخش جدی به این شکل رشد پیدا نمیکند. برنامههایی مثل فستیوال مقامات و جشنواره ملی موسیقی جوان برای معرفی موسیقی هنری و جدی کم است. سوای این، خوانندهها به موسیقی با متر آواز یا همان آوازی اهمیت چندانی نمیدهند و دنبال تصنیف و ترانه هستند. تکنولوژی هم در بخشهایی باعث رشد و پیشرفت هنرمندان نشده؛ با میکسر و برنامههای کامپیوتری صدایشان را عوض میکنند و خرابی صدا را با اکو و تقویتکردن صدا درست میکنند.
چه تلاشی برای بهبود این وضعیت شده است؟
مرتب بچهها و مربیها را جمع میکنیم. ماهی یکبار جلسه داریم، تبادلنظر میکنیم و میگوییم چه کاری بهتر است. در سنندج، بوکان و کرمانشاه، هنرمندان جمع میشوند و آسیبشناسی میکنیم. هنرجو باید قطعهای که اجرا میکند، بداند برای کیست و ریشهاش از کجاست. ای کاش قانونی از سوی نهادهای فرهنگی-هنری اعمال میشد در زمینه تدریس بیشتر دخالت میکردند. ولی بین ارشاد، فنیوحرفهای و سازمان جوانان موازیکاری هست. این چندگانگی باعث میشود هر کسی راه خودش را برود.
برخورد نسل جدید با موسیقی سنتی کردی چگونه است؟
مسأله همینجاست. مثلاً در موسیقی کردی «حیران» داریم که بر مبنای عشقورزی در فرهنگ کشاورزی و دامداری کردی شکل گرفته است. اما جامعه کردستان امروز شهری شده است. یک نوجوان شهری که کوه و چشمه و گل و بلبل ندیده، چطور میتواند معشوق معهود را با اینها تشبیه کند؟ برایش این ادبیات اصلاً خوشایند نیست و ارتباط نمیگیرد. مثلاً آواز هوره تقلید از صدای کبک و بز است، دو حیوانی که در جغرافیا و کتیبههای آن منطقه هستند، یعنی برای آن قوم اهمیت دارد و جزوی از زیستبوم آنها بهشمار میرود. امروز نوجوان شهری دیگر با این نوع تشبیهها ارتباط برقرار نمیکند.
یعنی شما معتقدید باید تغییر در آموزش صورت بگیرد؟
بله، تحریرها باید علمی آموزش داده شوند. بچههای موسیقی بهتنهایی نمیتوانند این کار را بکنند، چون دو مشکل دارند: یکی نداشتن توانایی علمی و سواد آکادمیک و دوم مشکل اقتصادی. مثلاً کسی مثل آقای مرادی که از آمریکا برگشته، در یک روستا هم آموزش میدهد هم پذیرایی میکند، چون موسیقی بهتنهایی تأمینکننده معاش نیست.
چه الگویی را سراغ دارید؟
کاری که ۸۰ تا ۱۰۰ سال پیش در موسیقی دستگاهی ایران انجام شد، یا کاری که آتاتورک در ترکیه برای موسیقی عثمانی کرد، یا کار حامد پاشا در مصر، یا کار حاجی بیگُف در موسیقی آذربایجان. همه اینها نمونههایی هستند که نشان میدهند با برنامهریزی میشود بستر موسیقی را درست کرد. بعد از آن است که خلاقیت و نوآوری و آهنگسازی رشد میکند.
برش
پس مشکل اصلی موسیقی کردستان نبود نوازنده یا ساز نیست.
دقیقاً. نوازندههای بزرگ زیادی از کردستان برخاستهاند. مشکل اصلی این است که ما در دوران گذار فرهنگی هستیم. از سنت به سمت شهرنشینی میرویم. متأسفانه نسل جدید هوره، سیاهچمانه و... نمیخواهد. امروز اکثریت طبقه متوسط کردستان نمیخواهد ۳۰ دقیقه موسیقی گوش بدهد، نه حوصلهاش را دارد نه بستر فرهنگیاش وجود دارد. شیوه زندگی تغییر کرده است.شما برای این تغییر چه راهکاری میبینید؟
باید برنامهریزی علمی داشته باشیم. دغدغه ما این است که موسیقی را نجات بدهیم. این کار فقط با موسیقیدان حل نمیشود. نیاز به ادیب، جامعهشناس و فیلسوف دارد. باید به لحاظ جامعهشناسی کردستان را تحلیل کنند و بعد سیستم آموزشی مناسب طراحی شود، نه روش سینه به سینه. دیگر دوران مکتبخانهای گذشته است. نسل امروز با آن روشها پیش نمیرود. به یک سیستم عقلی نیاز است که پشتوانه علمی، قانونی و اقتصادی داشته باشد.
انتهای پیام/