شنیان دختر کردستان
تصاویری از سفر یک روزه رئیسجمهور به کردستان؛ قسمت پایانی
یوسف پزشکیان یادداشتی در خصوص سفر یک روزه رئیسجمهور به کردستان نوشت.
ایران آنلاین: تصویر هفتم - جلسات بدون نتیجه
جلسه رئیسجمهور با فعالان سیاسی تمام شدهبود و با استاندار و نمایندگان گفتگو میکردند. گمان میکنم مثل اغلب جلسات با فعالان سیاسی، عمده مطالب مطرح شده حول گلایه از انتصابات باشد. جنس و شیوه طرح کردن گلایهها عملا جلسات سیاسی را بلااستفاده و بدون نتیجه میکند. در جلساتی که بدون حضور رئیسجمهور هم بوده شاهد بودم که میزان نارضایتی از انتصابات بالاست. میتوان علت این نارضایتی را واکاوی کرد. چیزهایی در ذهن دارم که درباره انتصابات بگویم. اما حرف مهمتر این است که دوستان میتوانند دهها موضوع و مسئله مهم را برای کشور یا برای حزب و گروه خودشان پیگیری کنند اما همه را رها کردهاند و فقط به دنبال انتصابات هستند. گفتگوی رئیسجمهور به درازا میکشد و ما برای نماز مغرب جدا میشویم. نماز را چند نفری پشت سر آقای قائمپناه میخوانیم.
تصویر هشتم - آنچه میبینیم به آن میرسیم
وارد همان سالن بزرگ جلسات میشویم. سالن تقریبا پر از جمعیت بود. تعجب میکنم. تصورم این بود که در جلسه شورای اداری باید جمع کمتری حضور داشته باشند. جمعیت به ۶۰ الی ۷۰ نفر میرسید. شبیه سمینار یا همایش بود.استاندار طولانی صحبت میکند. دوباره تمام مطالبی را که در جلسات مختلف از صبح گفتهبودند یکبار دیگر تکرار میکند. از میان صحبتها آنچه که برایم جلب توجه میکند این است که کردستان دومین استان در تولید گندم است. همچنین اینکه ۸۰ درصد اراضی استان دیم هستند. بالاترین حجم گندم دیم کشور در اینجا تولید میشود. بعد نوبت به امام جمعه میرسد تا مطالبات استان را بیان کند. یکی از مطالبات امام جمعه حمایت از تیم فوتبال زنان استان بود. نماینده میگوید که همه حرفها را گفتهاند و چیزی برای من باقی نمانده. خوشحال میشوم که صحبتهایش زودتر تمام میشود. اما با اینکه همه حرفها را گفته بودند ایشان هم مفصل صحبت میکنند. اصل ۴۴، صدور مجوز کسب و کار، بازار بورس و سرمایه، حذف صفر از پول، مخالفت با حذف ارز ۲۴۵۰۰، مخالفت با چند نرخی شدن بنزین و ...حالا نوبت آقای قائمپناه است. یک تیم در معاونت اجرایی چند هفته کار کردهاند. مسائل استان را احصا کردهاند. با مسئولین استانی جلسه گذاشتهاند. وضعیت پروژههای نیمهکاره را درآوردهاند. مطالبات و درخواستهای مردمی را جمعآوری کردهاند. در نهایت با مشارکت استان تصمیم گرفتهاند که کدام پروژهها در اولویت قرار دارند و باید پیگیری شود و احیانا اگر بودجهای نیاز دارد تامین شود. اسلایدها را نشان میدهد. پروژههای دارای اولویت را که تفاهم کردهاند ذکر میکند و تمام. تنها یک مورد به آنچه که توافق شده بود اضافه میکنند: گویا سالن موسیقی (یا شاید نمایش) بود که ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشت. آقای قائمپناه میگوید به شرطی که استان نصف بودجه را تقبل کند، نصف دیگر را از محل بودجه ملی تامین میکنیم. استاندار هم میپذیرد. رئیسجمهور آخرین سخنران است. چند نکته کلیدی را یادداشت میکنم:۱- خطاب به مدیران میگوید که اصل جلب #رضایت_مردم است. از بیمارستان و نحوه برخورد پزشک با بیمار مثال میآورد. گاهی بیمار مرحوم میشود ولی خانواده بیمار از پزشک تشکر میکنند. چون شاهدند که پزشک تمام تلاش خود را کرده؛ و گاهی بیمار سلامت خود را باز مییابد. اما همراهان بیمار ناراحت و شاکی بیمارستان را ترک میکنند. رفتار پزشک و کادر بیمارستان در جلب رضایت بیمار بسیار مهم است. ۲- به آنچه میرسید که به آن میاندیشید. فکر کنید برای استانتان چه میخواهید؟ چه آیندهای برایش متصور هستید؟ این تصویر کارهای امروز شما را رقم میزند. مشخص میکند که سرگرم کارهای روزمره شوید یا برای آن تصویر تلاش میکنید. مثال از شهر #بازل در سوئیس میزند که یک شرکت دارویی کوچک به اندازه تمام #نفت ما درآمد برای کشورش به ارمغان میآورد.یادم نیست در جلسه گفت یا نه؟ ولی به خاطر دارم که در جلسات در سطح ملی نیز اینرا مطرح میکند که آیا ما میخواهیم کشور فولاد و ذوبآهن و سیمان و تراکتور باشیم؟ یا آینده دیگری برای کشورمان ترسیم کردهایم؟ هرآنچه تصور کنیم به همان میرسیم. و این مثل انگلیسی را میخواند که:
تصویر نهم - در هواپیما در مسیر برگشت
در پرواز برگشت دوستانی که به صورت پیشرو رفته بودند، به تیم اضافه میشوند. گفتگوهای پراکنده تا تهران ادامه دارد. شام هم در حین پرواز سرو میشود.
به اتفاقات کل روز فکر میکنم. اگر تمام مطالبات و مسائل در جلسات دیگری قبلا مطرح و بررسی و در نهایت روی یک جمعبندی توافق شدهاست، چرا باید این همه وقت گذاشته شود و همان مطالب دوباره طرح شود؟ آیا این کار تاثیر روانی مثبت روی جامعه میگذارد؟ آیا تبلیغ این نگاه که استانها باید محتاج مرکز باشند، و کسی از مرکز میآید و مشکلات را حل میکند اساسا درست است؟ آیا جز این است که اگر منابع به صورت عادلانه توزیع شوند و اختیار تصمیمگیری در استان وجود داشته باشد، اعتماد به نفس و به تبع آن عملکرد بخشهای مختلف استانهای کشور ارتقا پیدا میکند؟
رئیسجمهور از اینکه در سفرهای استانی مردم را به خیابانها نمیآورند، اظهار رضایت میکند و همراهان تایید میکنند. بعضی اتفاقات خوب در حجوم مشکلات و سختیها گم میشوند و دیده نمیشوند.
رئیسجمهور یک برگ کاغذ را میدهد دست آقای حاجیمیرزایی تا نگاه کند. حاجیمیرزایی متوجه صحبت رئیسجمهور نمیشود و آن را میدهد به حسن آقا تا در تهران تحویل بگیرد. بعد از چند دقیقه رئیسجمهور از آقای حاجیمیرزایی میخواهد کاغذ را پس بدهد. آقای حاجیمیرزایی تازه متوجه میشود که قرار بوده یادداشت را بخواند. رئیسجمهور توضیح میدهد که آنچه در یادداشت آمده معرفی تکنیک #SCAMPER است. هر کدام از حروف در SCAMPER حرف اول یک تکنیک برای حل مسئله است.(S) substitute, (C) combine, (A) adapt, (M) modify, (P) put to another use, (E) eliminate and (R) reverse.از چند صندلی آنطرفتر میگویم که #تریز (TRIZ#) مفصلتر از اسکامپر است و آنچه در اسکامپر هست در تریز هم هست. قرار میشود در تهران تکنیکهای تریز را نشان بدهم.
درباره نفت و انرژی صحبت میشود. رئیسجمهور میگوید که ما روزانه معادل ۹ میلیون بشکه نفت انرژی داریم که ۷ و نیم میلیون آن را مصرف میکنیم و ۱.۵ میلیون آن را صادر میکنیم. اگر ۱۰ ٪ در مصرفمان صرفهجویی شود، میشود ۷۵۰ هزار بشکه در روز. اگر هر بشکه 60 دلار باشد، سالانه میتواند بالای ۱۶ میلیارد دلار درآمد نفتی کشور افزایش پیدا کند. با این رقم میشود بسیاری از مشکلات امروز کشور را حل کرد.
به حسن آقا توضیح میدهم که خانمی که هنگام نهار دنبال زهرا میگشت رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان کردستان خانم دکتر شاهغیبی بود. خانم دکتر برای من نقل میکرد که با مادرم در دانشگاه همکلاس بوده. خاطراتی از دوران تحصیل و اولین روزشان در بخش اورژانس برای زهرا خانم تعریف میکند. خیال میکنم که آدمها میتوانند در ذهن دیگران به زندگیشان ادامه بدهند. زنده بودن افراد به زنده بودن یادشان است.
ساعت ۲۳ را گذشته است که هواپیما روی باند مهرآباد فرود میآید. فرود هواپیما به یادمان میآورد که هر فرازی را فرودی است. خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد ...
قسمت های قبلی را اینجا بخوانید
انتهای پیام/