معادله حقابه؛ گرفتار میان خشکسالی و سدسازی
حامد حکمتآرا_ پژوهشگر و دکترای ژئوپلیتیک دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت: ایران و افغانستان در دو حوضه فرامرزی هیرمند و هریرود با یکدیگر مشترکند و دیپلماسی آب ایران با افغانستان، نقطه ثقل سیاست خارجی کشورمان در زمینه آبهای مشترک طی دهههای اخیر بوده است.
ایران آنلاین: چالش پیشرو در این زمینه بسیار جدی است: از طرفی برای ایران، تأمین حقابه از هیرمند و هریرود بسیار حیاتی است؛ بویژه با توجه به بروز بحران کمآبی و خشک شدن دریاچه هامون در شمال استان مرزی و راهبردی سیستان و بلوچستان و همچنین اختلال در تأمین پایدار آب آشامیدنی کلانشهر مشهد به عنوان دومین شهر بزرگ ایران.
از طرف دیگر نیز توسعه داخلی افغانستان طی دهههای اخیر عمدتاً مبتنی بر سدسازی و انحراف آب برای توسعه کشاورزی تعریف شده است؛ به گونهای که اشتغال حدود نیمی از جمعیت این کشور و بیش از یکسوم از تولید ناخالص داخلی آن مربوط به بخش کشاورزی است.
در همین راستا و در چهارچوب سیاست همسایگی، کاظم غریبآبادی معاون حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه، ۵ آبان برای مذاکره با مقامات هیأت حاکمه افغانستان در خصوص همکاریهای مرزی، آبی و قضایی به کابل رفت و پس از آن نیز دور جدید از دیپلماسی آب بین دو کشور در ۲۱ آبان میان مولوی فضلمحمد حقانی، سرپرست سفارت افغانستان و غریبآبادی انجام شد.
در ادامه این دیدارهای دیپلماتیک، ذبیحالله مجاهد سخنگوی هیأت حاکمه افغانستان، مدعی شد نارضایتیهای پیش آمده در خصوص حقابه ایران از هیرمند ناشی از تغییرات اقلیمی بوده است؛ چراکه سال گذشته افغانستان شاهد ریزش برف و باران نبوده و تمام منابع آب در این کشور خشک شده است. بر همین اساس، منابع آب رودخانه هیرمند نیز در سال گذشته کاهش یافته که بر وضعیت تأمین برق در قندهار و نقاط دیگر افغانستان تأثیر منفی گذاشته است.
البته گزارشهای معتبر نشان میدهند که افغانستان نیز همچون ایران در سالهای اخیر با خشکسالی آبی جدی مواجه شده است و کاهش سطح آبهای سطحی و زیرزمینی بویژه در حوضههای هیرمند و هریرود یکی از نگرانیهای عمده در این زمینه است.
مطالعات اقلیمی منطقه هم تأیید میکنند که افزایش دما، کاهش بارش برف و ذوب شدن یخچالها بویژه در رشتهکوههای هندوکش که رودخانههای هیرمند و هریرود نیز از همانجا سرچشمه میگیرند، بر چرخه پایدار آب در افغانستان تأثیر منفی گذاشته است. بنابراین، بخشی از کاهش حجم آب دریافتی ایران از هیرمند و هریرود میتواند نتیجه خشکسالی واقعی در افغانستان باشد.
اما افغانستان از گذشته تاکنون سدهایی را نیز روی رودخانههای فرامرزی هیرمند و هریرود ساخته است که سدهای اخیراً افتتاح شده «سلما»، «کمالخان» و «پاشدان» از آخرین موارد در این زمینه هستند.
این سدها مجموعاً ظرفیت بالایی جهت ذخیرهسازی و انحراف آب دارند. به باور برخی تحلیلگران در کنار بروز خشکسالی در منطقه، عدم مدیریت درست منابع آب مشترک و از جمله این سدسازیهای گسترده در شرایط خشکسالی هردو کشور همسایه و مشترک در حوضههای فرامرزی، نقش مهمتری را در کاهش شدید آبهای جاری به سمت ایران ایفا کردهاند.
در همین راستا، هرچند هیچگونه معاهده آبی بین ایران و افغانستان در خصوص هریرود وجود ندارد؛ اما معاهده ۱۳۵۱ هیرمند بین ایران و افغانستان، میزان حقابهای را که در شرایط عادی باید از سوی افغانستان تحویل ایران گردد را مشخص کرده است. اما طبق گزارشها در سالهای اخیر، میزان آبی که ایران از هیرمند دریافت میکند بسیار کمتر از میزان حقابه است. هیأت حاکمه افغانستان نیز خشکسالی و شرایط غیرعادی را عامل کاهش جریان آب به سمت ایران دانسته و هرگونه تخطی از معاهده هیرمند را نمیپذیرد.
به طور کلی، هرچند بخشی از بیانیه سخنگوی هیأت حاکمه افغانستان حقیقت دارد و این کشور با کاهش بارش و خشکسالی مواجه است؛ اما اینکه تمام منابع آب افغانستان خشک شده باشند، کاملاً اغراقآمیز است و این کشور با مهار آبهای موجود و از جمله آبهای مشترک، اقتصاد ملی و معیشت مردم خود را بهبود میبخشد.
به عبارت دیگر، هم خشکسالی وجود دارد و هم حکمرانی نامطلوب منابع آب و علم هیدروپلیتیک (تأثیر آب بر سیاست) در این زمینه نقش مهمی ایفا میکند: بیانیههایی مثل آنچه که ذبیحالله مجاهد در ادامه دیدارهای مقامات دو کشور گفته است، میتواند بخشی از یک سیاست دیپلماتیک و حقوقی ناشی از مسائل آبی منطقه باشد که هیأت حاکمه افغانستان برای امتیازگیری بیشتر در جریان مذاکرات آبی از آن بهره میبرد.
انتهای پیام/