تمرکززدایی هوشمند، استانها را به بازیگران میدانی سیاست خارجی بدل میکند
دیپلماسی استانی؛ پیوند سیاست همسایگی با واقعیتهای مرزی
سیاست
130297
نشستهای دیپلماسی استانی با حضور استانداران، سفرای ایران و بخش خصوصی، الگویی تازه برای همافزایی سیاست ملی و ظرفیتهای محلی فراهم کرده است؛ الگویی که با تفویض اختیارات و استقرار دبیرخانههای کمیسیونهای مشترک در استانها، میتواند چرایی سیاست همسایگی را با چگونگی اجرای آن در مرزها همراستا سازد. تجربه خراسان رضوی و رشد ۳۶ درصدی صادرات این استان نشان میدهد دیپلماسی استانی قادر است ظرفیتهای محلی را به فرصتهای راهبردی در روابط منطقهای تبدیل کند.
گروه دیپلماسی_ ایران آنلاین: وحید جلالزاده، معاون کنسولی، مجلس و ایرانیان وزارت امور خارجه، در گفتوگو با روزنامه ایران تأکید کرد که دیپلماسی استانی حلقه اتصال سیاست همسایگی با ظرفیتهای محلی است؛ رویکردی که با تمرکززدایی هوشمند میتواند استانهای مرزی را به بازیگران میدانی سیاست خارجی بدل کند.
با توجه به شکلگیری نشستهای دیپلماسی استانی، این الگو چگونه میتواند به یک مدل پایدار و قابل تعمیم برای تقویت ارتباط استانها با دیپلماسی ملی و افزایش تعاملات اقتصادی با همسایگان تبدیل شود؟
در ایران نیز همین مسیر در حال نهادینه شدن است. پس از اولین همایش دیپلماسی استانی در شیراز، دومین نشست منطقهای با محوریت استانهای شرقی کشور در مشهد برگزار شد. این نشستها فرصتی برای گفتوگوی مستقیم میان استانداران، سفرای ایران در کشورهای همسایه و فعالان بخش خصوصی فراهم میکند. حضور گسترده بخش خصوصی در این نشستها نیز ضامن آن است که تصمیمات صرفاً اداری نماند و به مرحله اجرا برسد. تجربه موفق خراسان رضوی که در نیمه اول سالجاری رشد ۳۶ درصدی صادرات را گذراند، نمونهای روشن از تأثیر این رویکرد است.
در چهارچوب سیاست «تفویض اختیارات» و تمرکززدایی هوشمند که استانداران را به بازیگران میدانی کمیسیونهای مشترک با همسایگان تبدیل میکند، ایران چگونه میتواند اطمینان یابد که این واگذاری، بهجای تولید ناهماهنگی به تقویت سیاست همسایگی و تبدیل ظرفیتهای استانی به فرصتهای راهبردی منجر شود؟
بخش مهمی از این سیاست، تفویض تدریجی اختیارات به استانهاست. دولت مصوب کرده است که استانداران در بسیاری از کمیسیونهای مشترک با کشورهای همسایه نقش جانشین وزیر را داشته باشند و دبیرخانههای اجرایی این کمیسیونها در استانها مستقر شوند. بهاینترتیب، تصمیماتی که در تهران اتخاذ میشود با درک دقیقتر از واقعیتهای میدانی و نیازهای محلی اجرا میشود. این همان چیزی است که از آن بهعنوان «تمرکززدایی هوشمند» یاد میکنیم؛ سیاستگذاری متمرکز، اجرای غیرمتمرکز، با هماهنگی کامل ملی.
در واقع، دیپلماسی استانی را میتوان بهعنوان یک تلاش هدفمند و راهبردی برای شناسایی، سازماندهی و فعالسازی انرژیها و ظرفیتهای متراکم موجود در استانها تعریف کرد. هدف این رویکرد آن است که این انرژیها و قابلیتها به جای ایجاد چالش، به فرصتهایی عملی و اثرگذار برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک بدل شوند. خراسان بزرگ نمونهای بارز و روشن از این ظرفیتها محسوب میشود؛ استانی که به واسطه تاریخ غنی و تمدن پرشکوه خود، شبکههای تجاری و مسیرهای ترانزیتی مهم و همچنین موقعیت استراتژیک همجواری با کشورهای پرجمعیت و در حال رشد منطقه به یکی از گرههای حیاتی و کلیدی در اجرای سیاست همسایگی و دیپلماسی استانی ایران تبدیل شده است.
این ترکیب منحصر به فرد از ویژگیهای فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی، خراسان را به سکویی برای پیوند سیاستهای ملی با واقعیتهای محلی و منطقهای بدل کرده و نشان میدهد که چگونه دیپلماسی استانی میتواند نقش یک ابزار عملی و اثرگذار را در تحقق اهداف کلان کشور ایفا کند.
با توجه به پیوند عمودی میان سیاست همسایگی و دیپلماسی استانی ، چگونه میتوان یک الگوی نهادی کارآمد طراحی کرد که «چرایی» ملی را با «چگونگی» اجرایی در استانهای مرزی همراستا سازد؟
از منظر ساختاری سیاست همسایگی و دیپلماسی استانی رابطهای عمودی دارند. سیاست همسایگی پاسخ به «چرایی» و «جهتگیری» روابط ایران با کشورهای پیرامونی است، اما دیپلماسی استانی پاسخ به «چگونگی» و «سازوکار تحقق» این روابط است. از تجارت مرزی گرفته تا گردشگری سلامت، از حملونقل و ترانزیت تا همکاریهای فرهنگی و دانشگاهی، میدان اجرای سیاست همسایگی در استانهای مرزی است. وقتی یک بیمارستان در مشهد بهعنوان پایلوت گردشگری سلامت برای بیماران آسیای مرکزی آغاز به کار میکند، یا یک منطقه آزاد در شرق کشور میزبان سرمایهگذاران افغانستانی میشود، این یعنی سیاست خارجی در زمین استانها به بار نشسته است.
متن کامل این گفتگو را اینجا بخوانید.
انتهای پیام/