در گفتوگوی «ایران» با منوچهر مرادی، مدیر کل اوراسیای وزارت امور خارجه مطرح شد
شانگهای و اوراسیا؛ ظرفیت پیش روی بخش خصوصی ایران
سیاست
130660
رباره تأثیر اسنپ بک بر مراودات بینالمللی اگر چه ممکن است این مسأله در بعضی حوزهها اثرگذار باشد اما در حوزه اوراسیا از آن جهت که غالب کشورهای این حوزه چه آنها که در سازمان همکاریشانگهای عضویت دارند و چه آنها که عضویت ندارند از دوستان جمهوری اسلامی ایران هستند این مسأله محدودیتی در مراودات و رفت و آمدهای دیپلماتیک مان خللی ایجاد نمیکند.
ایران آنلاین: در شرایطی که غرب در تلاش برای اعمال فشار علیه جمهوری اسلامی ایران است، دعوت از معاون اول رئیسجمهور کشورمان برای حضور در این اجلاس از سوی نخستوزیر روسیه چه معانی و پیامهای ضمنی دارد؟
به طور طبیعی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از اعضای اصلی در سطوح مختلف این اجلاسیهها شرکت میکند. اما درباره تأثیر اسنپ بک بر مراودات بینالمللی اگر چه ممکن است این مسأله در بعضی حوزهها اثرگذار باشد اما در حوزه اوراسیا از آن جهت که غالب کشورهای این حوزه چه آنها که در سازمان همکاریشانگهای عضویت دارند و چه آنها که عضویت ندارند از دوستان جمهوری اسلامی ایران هستند این مسأله محدودیتی در مراودات و رفت و آمدهای دیپلماتیک مان خللی ایجاد نمیکند. کما اینکه بسیاری از این کشورها و کشورهای منطقه از اساس مسأله اسنپ بک و بازگشت تحریمها را قبول ندارند. بطور مشخص باید به مواضعی که روسیه و چین در قبال این مسأله در شورای امنیت گرفتند یا در همین روزهای گذشته در شورای حکام مطرح کردند اشاره کنیم. این مواضع نشان میدهد که در این موضوع در کشورهای پیرامونی خودمان و به خصوص در حوزه اوراسیا با مشکل مواجه نیستیم همکاریهایمان و رفت و آمدهای دیپلماتیک در سطوح مختلف به طور معمول در جریان است؛ هم در حوزههای سیاسی و دیپلماتیک و هم در حوزهای اقتصادی، تجاری و فرهنگی.
ظرفیتهایی که برای حضور تجاری ایران در حوزه اوراسیا ایجاد شد از جمله برداشته شدن تعرفههای گمرکی کالاها و در مجموع حضور ما در سازمان شانگهای هنوز اثراتش در بخش خصوصی دیده نشده ، برای توجه دادن اقتصاد ایران به سمت این ظرفیتهای جدید چه برنامهای در نظر دارید؟
در این باره باید به چند موضوع توجه کنیم. اول اینکه باید بپذیریم که بخش خصوصی در ایران هنوز آن بخش قوی و چابکی که بتواند در همه عرصهها و صحنههای پیرامونی حضور پیدا کند نشده است. باید بپذیریم که بخش خصوصی ما مثلاً در قیاس با بخش خصوصی ترکیه که حضور بسیار فعالی در منطقه اوراسیا دارد حضورش ضعیفتر است. بخشی از این وضعیت به ساختار بخش خصوصی ما برمیگردد. نکته دوم اینکه اتحادیه اقتصادی اوراسیا ظرفیتهای بسیار زیادی را در اختیار ما قرار میدهد که ما متأسفانه بخش بسیار اندکش را توانستیم استفاده کنیم. البته ما موافقتنامه تجارت آزاد با اوراسیا را به تازگی و در اردیبهشت ماه سالجاری امضا کردیم. لذا نمیشود ارزیابی خیلی دقیقی از اثرات و میزان موفقیت در استفاده از ظرفیتهای جدید داشت. مهم این است که فضا برای تجار ایرانی باز است. دستگاههای اقتصادی ما مثل وزارت صمت هم این آمادگی را دارند که ظرفیتها و فرصتهای ایجاد شده را معرفی کنند. ولی خود بخش خصوصی هم باید این جوشش و تلاش را داشته باشد و پیگیر باشد و فضاهای جدید را کشف کند.
آیا تخمینی دارید که حجم مبادلات ما با کشورهای عضو شانگهای و کشورهای حوزه اوراسیا چقدر است و چه چشماندازی پیش روی آن قرار دارد؟
در مورد اتحادیه اقتصادی اوراسیا در سالجاری ظرف شش ماهه اول سال ۱۴۰۴، حدود 2.2 میلیارد دلار تجارت خارجی مان از طریق اتحادیه اقتصادی اوراسیا صورت گرفته است.
خیلی از نیازهای ما امروز از طریق اتحادیه اقتصادی اوراسیا قابل تأمین است. ولی چنانکه گفتم هنوز در شروع کار هستیم و امیدواریم با تلاشی که وزارت صمت میکند در معرفی این ظرفیتها و همین طور اقدام بخش خصوصی و تجار ما بتوانیم از این ظرفیتها بهره بیشتری بگیریم. من گمان میکنم 2.2 میلیارد دلار شاید یک دهم ظرفیتی است که از طریق اتحادیه اقتصادی اوراسیا میتوانیم داشته باشیم و فرصتهای بسیار بیشتری برای ما فراهم است.
در شرایط تحریم این سفر و حضور ما در اجلاس نخستوزیران شانگهای چه ظرفیتی برای مقابله یا تخفیف فشارهای تحریمی ایجاد میکند؟
به هر حال امروز ما با کشورهای غربی دچار مشکلاتی هستیم. یعنی آنها وارد مرحلهای از ارتباط با ما شدند که به نظر میرسد بنای تقابل دارند. همچنین به نظر میرسد در خیالات به تسلیم رساندن ایران بنا ندارند رابطهشان را به صورت عادی دربیاورند. در چنین شرایطی مشخص است که روابط ما با شرق دوچندان تقویت میشود. به هر حال، کشور نیازهایش از جمله کالاهای اساسی را تأمین میکند. امروز که ما با غرب دچار نوعی مواجهه هستیم، البته این مواجهه از طرف آنهاست و ما واقعاً بنا نداریم با غرب همیشه در تضاد و تخاصم باشیم ولی به هر حال آنها در چهارچوب سیاست فشار حداکثری بنا دارند بیشترین فشار را برای تسلیم کردن ما اعمال کنند که قاعدتاً هیچکس این سیاست را نخواهد پذیرفت. لذا تقویت رابطه با کشورهای شرقی یک ضرورت است. در این ارتباط هم در چهارچوب روابط دوجانبه میتوانیم همکاریهایمان را توسعه دهیم وهم در قالب تشکلهای منطقهای که فضای بسیار مناسبی برای ما فراهم کرده است. اهمیت تشکلها از این جهت است که ممکن است بعضی کشورهای منطقه به دلیل فشار کشورهای غربی ناچار به مراعات ملاحظاتی در ارتباط دوجانبه با ایران باشند، اما در چهارچوب تشکلهای منطقهای به طور طبیعی این فشارها کمتر خواهد شد و یا نخواهد بود. در حوزه اقتصادی به اعتقاد من اتحادیه اقتصادی اوراسیا و شانگهای بسیار حائزاهمیت است. در حوزه سیاسی و مسائل کلان ژئوپلیتیک هم خود سازمان همکاری شانگهای در واقع در حال بازسازی خودش است. کشورهای شرقی به طور مشخص، چین و روسیه نگاهشان به شانگهای بویژه بعد از سیاست تهاجمی غرب نسبت به چین و روسیه و ایران در حال بازنگری است و برای سازمان همکاری شانگهای هم اهداف دورتری دارند. از جهت سطح همکاریها و افزایش تعداد اعضای این تشکلها آینده خیلی روشنی خواهند داشت.
اخبار کارهای مشترکی که ایران در قالب شانگهای یا حتی بریکس با دولتهای دیگر انجام داده عموماً متمرکز بر مانورهای نظامی مشترک است، اما به نظر میرسد از پروژههای مشترک اقتصادی کمتر خبری شنیده میشود، چرا؟
چنین پروژههای اقتصادی مشترکی وجود دارد نه اینکه نباشد اما خب هنوز از حد مطلوب ما فاصله دارد. مثلاً در قالب بریکس که قبلاً پنج کشور و تشکیلاتی بود که کمتر ماهیت اقتصادی داشت و بیشتر یک گردهمایی از قدرتهای نوظهور بود که در تلاش بودند نوعی توازن را با کشورهای غربی ایجاد کنند. البته نه در جهت تخاصم بلکه در جهت حفظ استقلال رأی و دیدگاههای خودشان در عرصه بینالمللی. سازمان شانگهای به همین شکل به قول بنیانگذارانش پایه و اساسش برای مقابله با سه شر تروریسم، افراطگرایی و تجزیهطلبی گذاشته شد. بنابراین در ابتدا هدفگذاری اقتصادی معناداری نداشت بلکه بیشتر جنبه سیاسی و امنیتی داشت. در سالهای اخیر با افزایش تعداد اعضا، این سازمان به سمت همکاری اقتصادی بویژه در حوزههای بانکی، تجاری و حمل و نقل و... حرکت کرده است. اینها حوزههایی است که اعضای شانگهای در تلاش هستند بتوانند در این حوزهها با یکدیگر همکاری کنند ولی هنوز این ساختار جایگزین ارتباطات دوجانبه کشورها نشده است. شاید چون هنوز ساختارهای لازم تشکیل نشده و هم اینکه سازمان هنوز تشکیلاتی جدید و در حال نضج گرفتن است. به اعتقاد من، در حوزه اقتصادی اگر توجه بیشتری به اتحادیه اقتصادی اوراسیا بکنیم منافع اقتصادی بیشتری را تأمین خواهد کرد. در سازمان همکاری شانگهای به طور طبیعی اولویتها همچنان با حوزههای سیاسی و امنیتی است.
آیا سطح مبادلات تجاری ما با چین و روسیه فارغ از شانگهای یا بریکس مطلوب است؟
چین و روسیه علناً اعلام کردند با توجه به اینکه قطعنامه 2231 عملاً پایان یافته و تحریمها علیه ایران برداشته شده نسبت به تحریمها پایبند نخواهند بود. حالا من چون حوزه مسئولیت روسیه را دارم بیشتر مایل هستم که راجع به روسیه صحبت کنم. روسها هم صراحتاً اعلام کردند که توجهی نخواهند کرد و همکاریهای دو کشور را نه بر اساس قطعنامههای شورای امنیت بلکه بر اساس موافقتنامه جامع راهبردی که اخیراً لازم الاجرا شد رفتار خواهند کردند. به نظرم این فرصت بسیار خوبی است. در آن سند تقریباً تمامی حوزههای همکاری دو کشور دیده شده و میتواند مبنای بسیار خوبی برای کار تجاری اقتصادی ما با روسها باشد. برای طرف روس بسیار مهم است که اگر یک همکاری را با این کشور میخواهد شروع کند حتماً مبنای حقوقی و قانونیاش از قبل ایجاد شده باشد. اینجا اهمیت موافقتنامه جامع راهبردی معلوم میشود از باب اینکه به عنوان یک بنیان حقوقی برای دو طرف همکاری آماده است. ما الان پروژههای خیلی مهمی با روسیه داریم. از جمله پروژه رشت- آستارا که بسیار حائزاهمیت است زیرا رقابت جدی در موضوع کریدورها وجود دارد و تقریباً تمام کشورهای همسایه در تلاش هستند که بتوانند کریدورهای حملونقلی و ترانزیتی را راهاندازی کنند.
همچنین پروژههایی که ما در حوزه نفت و گاز و نیز ساخت نیروگاههای اتمی با روسیه داریم بسیار حایزاهمیت هستند. لذا عرضم این است که طرف روسی هیچ تغییری در مواضعش نسبت به ایران و در همکاری با ایران نسبت به قبل از اسنپ بک نداده است. اما حجم رابطه تجاری ما و روسیه به هیچ عنوان در حد و اندازه روابط دو کشور نیست. ما الان متأسفانه کمتر از ۵ میلیارد دلار تجارت داریم. بخشی از این وضعیت به این دلیل است که بخش خصوصی ما باید فعالیتش را بیشتر کند.
آن حوزههای سنتی امروز دیگر جواب نمیدهد و آینده تجارت را نمیشود صرفاً با اروپا پیگیری کرد. نه فقط روسیه که الان آسیای مرکزی هم یک ظرفیت بزرگ است و تمایل این کشورها به توسعه زیرساختهایشان فرصت بسیار خوبی را برای شرکتهای فنی مهندسی ما ایجاد کرده است.
انتهای پیام/