کارشناسان بین المللی در پنل «خیانت به دیپلماسی: پرونده تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران» عنوان کردند

ایستادگی ایران دربرابر یکجانبه گرایی آمریکا

سیاست

130870
ایستادگی ایران دربرابر یکجانبه گرایی آمریکا

علی حسن خلیل، معاون سیاسی رئیس پارلمان لبنان و محمد عامرصی، معتقدند پرونده تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران»، در چهارچوب کنفرانس بین‌المللی «حقوق بین‌الملل تحت تهاجم: تجاوز و دفاع» با اشاره به اهداف پنهان آمریکا و اسرائیل از حمله به ایران، اقدامات آمریکا و اسرائیل در توجیه استفاده از زور را اقدامی شکست خورده و مغایر با منشور ملل متحد عنوان کردند.

ایران آنلاین:  در مؤسسه صلح و دیپلماسی روز یکشنبه در پنل تخصصی با عنوان «خیانت به دیپلماسی: خلیل با اشاره به اینکه در حال حاضر تحت تأثیر تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران ، مفهوم قانون و مشروعیت بین‌المللی کاملاً تقلیل یافته و از سازوکار جمعی به اقدامات یک‌جانبه بر اساس موازنه قدرت تبدیل شده است، گفت: نباید اجازه داد که منطق یک‌جانبه‌گرایی که یک کشور را هدف قرار می‌دهد، نهادها و دولت‌های دیگر را از خطر پیش‌رو غافل کند. محمد عامرصی نیز عنوان کرد: نتیجه این اقدامات مردم ایران را بیش از پیش متحد کرد و تحت پرچم کشورشان گرد هم آورد، همچنین نشان داد که ایران یک کشور همسایه مثل سوریه، لبنان یا عراق نیست، جایی که اسرائیل بتواند یک روز صبح تصمیم بگیرد: «خب، برویم و بمباران کنیم، چون مدت زیادی است آنجا نبوده‌ایم.» ایران این‌گونه نیست و هیچ‌گاه نخواهد بود.

با هدف مقابله با یکجانبه گرایی،  باید مرجعیت واقعی ماده دوم منشور احیا شود

علی حسن خلیل
معاون سیاسی رهبر جنبش امل لبنان

نقطه اتکای حقوق بین‌الملل که پس از جنگ جهانی دوم بنا شد، امروز فرو ریخته است؛ مرجعیت معیاری ماده دوم منشور ملل متحد عملاً سقوط کرده یا دچار دگرگونی شده است. نمونه عینی آن چیزی است که امروز در لبنان، بویژه در نحوه برخورد و مقایسه با ماده ۵۱ منشور ملل متحد تجربه می‌کنیم. در جریان تجاوزات اسرائیل به لبنان، زمانی که موضوع توافق برای توقف درگیری‌ها بررسی می‌شد، بحث جدی‌ای مطرح شد؛ مذاکره‌کننده لبنانی تأکید روشنی داشت که حق دفاع از خود نباید از چهارچوب حقوق بین‌الملل، متن و روح منشور سازمان ملل تجاوز کند. اما اسرائیل و حامیان آن تلاش کردند مشروعیت جمعی را کنار بزنند و به سمت اقدامات یک‌جانبه تحت عنوان «دفاع از خود»، با توجیه «دفاع پیشگیرانه» حرکت کنند، در نتیجه این امر، کل نظام حقوق بین‌الملل تضعیف شد؛ بویژه با اقداماتی که دشمن اسرائیلی هر روز به بهانه حق دفاع از خود مرتکب شد. این وضعیت خطرناک‌ترین شکل نقض حقوق بین‌الملل است، زیرا مفهوم قانون و مشروعیت بین‌المللی کاملاً تقلیل یافته و از سازوکار جمعی به اقدامات یک‌جانبه بر اساس موازنه قدرت تبدیل شده است.
همین وضعیت را در حمله به ایران نیز مشاهده کردیم. این اقدام نقض آشکار حقوق بین‌الملل و بی‌اعتنایی به مسیر دیپلماتیک است؛ نه فقط تجاوز مستقیم به ایران، بلکه مشابه همان چیزی است که در لبنان هم تجربه می‌کنیم. هر حمله‌ای که اسرائیل علیه لبنان انجام داده یا می‌دهد، ضربه‌ای است به مشروعیت بین‌المللی، حقوق بین‌الملل و روح ماده ۵۱ منشور ملل متحد.
این دگرگونی از مدیریت جمعی به اقدامات فردی دولت‌ها در سطح تحریم‌ها نیز دیده می‌شود؛ ایران امروز از همین موضوع رنج می‌برد. این نوع تجاوز حتی اگر مستقیم و نظامی نباشد، سلاح اقتصادی را برای وادار کردن کشورها به تسلیم به‌کار می‌گیرد. این اقدامات همزمان با تضعیف همه نهادهای جمعی و سازمان‌هایی است که وظیفه صیانت از قانون بین‌الملل را دارند، ازجمله آژانس‌ها و نهادهایی که پیش‌تر درباره‌شان سخن گفتیم.
همین روند را در تهدید کشورهایی در آمریکای لاتین نیز می‌بینیم؛ تهدیدهایی که با عناوینی چون «مهار خطر» یا «حفظ نظم عمومی» توجیه می‌شوند و به‌روشنی از خطوط قرمز حقوق بین‌الملل عبور می‌کنند و آن را می‌شکنند.
ما در لبنان با این چالش روبه‌رو هستیم و در این مسیر با ایران اشتراک داریم: مسأله اصلی این است که چگونه کشورها را دوباره به مسیر التزام به حقوق بین‌الملل بازگردانیم. امید داریم که همه ابزارهای لازم از سوی نهادهای منطقه‌ای و بین‌المللی برای توقف این تجاوزگری‌ها به‌کار گرفته شود.
نباید اجازه داد که منطق یک‌جانبه‌گرایی که یک کشور را هدف قرار می‌دهد، نهادها و دولت‌های دیگر را از خطر پیش‌رو غافل کند. باید روح جدیدی در نظام روابط بین‌الملل دمیده شود؛ بر پایه نص و مبانی قانون بین‌الملل و منشور ملل متحد. باید مرجعیت واقعی ماده دوم منشور احیا شود و تفسیر دقیقی از چگونگی استفاده از ماده ۵۱ و جلوگیری از سوءاستفاده برخی کشورها از آن برای توجیه تجاوز علیه دیگران ارائه گردد.

 

مردم ایران دربرابر حمله زیر پرچم شان متحد شدند

محمد عامرصی
مشاور خاورمیانه در مؤسسه صلح و دیپلماسی

باید میان اقداماتی که آمریکا و اسرائیل تحت «توجیه حقوقی» انجام داده‌اند و «انگیزه پنهان» پشت این اقدام، تمایز قائل شد. طبق ماده ۲ منشور ملل متحد، استفاده از زور تنها زمانی مجاز است که کشوری مورد حمله قرار گرفته باشد یا برای دفاع از خود اقدام کند یا هیچ راه دیگری برای استفاده مشروع از زور وجود ندارد.
آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها برای توجیه اقدام خود در برابر سازمان ملل، به ماده ۵۱ استناد کرده‌اند و گفته‌اند که باور داشتند تهدید ایران قریب‌الوقوع است، اما هیچ‌گونه مدرکی به سازمان ملل ارائه نکردند که نشان دهد ایران واقعاً آماده حمله به پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه یا حمله به اسرائیل بوده است. اسرائیل، غرب و همچنین قدرت‌های اروپایی و ایالات متحده، همگی درصدد بودند تا ایران را تضعیف کنند و به این نتیجه رسیدند که باید هرچه سریع‌تر به دو هدف دست یابند: اول اینکه با حمله به ایران به‌طور کامل توانایی این کشور در موضوع هسته‌ای متوقف شود و دومین هدف آن‌ها، تسریع روند تغییر حکومت در ایران بود. این دو هدف، مهم‌ترین انگیزه‌های پنهان بودند اما واضح است که آنها چنین اهدافی را آشکارا اعلام نمی‌کنند.
بیایید تحلیل کنیم که چه اتفاقی افتاد و ببینیم که در هر دو انگیزه اصلی-حذف برنامه هسته‌ای و تغییر حکومت- مشخص شده این ابتکار غربی به‌طور گسترده‌ای شکست خورده است.
در مورد تغییر حکومت، این اتفاق هرگز رخ نداد و احتمال وقوع آن نیز بسیار کم بود، به‌خصوص اگر آنها از مشاوره افرادی استفاده می‌کردند که تجربه بیشتری در درک ایران داشتند. اما آنها به برخی مخالفان نشسته در واشنگتن، چند نفر در اروپا و اسرائیل اعتماد کردند و فکر می‌کردند این امر شدنی است. در واقع، نتیجه این اقدامات مردم ایران را بیش از پیش متحد کرد و تحت پرچم کشورشان گرد هم آورد، همچنین نشان داد که ایران یک کشور همسایه مثل سوریه، لبنان یا عراق نیست، جایی که اسرائیل بتواند یک روز صبح تصمیم بگیرد: «خب، برویم و بمباران کنیم، چون مدت زیادی است آنجا نبوده‌ایم.» ایران این‌گونه نیست و هیچ‌گاه نخواهد بود. بنابراین، تغییر رژیم به‌عنوان یکی از اهداف کاملاً شکست خورده شناخته می‌شود.
نابودی برنامه هسته‌ای ایران کمی پیچیده‌تر است. این حملات منجر به فروپاشی کامل برنامه هسته‌ای ایران نشده است. ایران هوشمندانه تصمیم گرفته در پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) باقی بماند و تا کنون از آن خارج نشده، اگرچه حق قانونی چنین اقدامی را دارد.
ایران در حال توسعه انرژی هسته‌ای برای مصارف صلح‌آمیز بود و حمله به این تأسیسات همچنین نقض مستقیم قوانین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و «ان.پی.تی» بود. در پاسخ، ایران نامه‌ای بسیار قوی به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد.

تا جایی که من اطلاع دارم، دولت ایران هنوز به مجمع عمومی سازمان ملل مراجعه نکرده است، در حالی که مکانیزمی به نام «اتحاد برای صلح» وجود دارد که ایران می‌تواند از آن استفاده کند تا به مجمع عمومی بگوید: «ما در شورای امنیت به جایی نرسیدیم، لطفاً شما این موضوع را بررسی کنید و با دیوان بین‌المللی دادگستری و کارشناسان سازمان ملل همکاری کنید تا این مسأله حل شود و چنین کاری تکرار نشود.» نکته پایانی من این است که این اقدام یک پیشینه بسیار خطرناک ایجاد کرده است. نگاه کنید آمریکا اکنون در ونزوئلا چه می‌کند. آیا ونزوئلا به هیچ شکل به آمریکا حمله کرده است؟ خیر. توجیه این است که با مواد مخدر علیه آمریکا می‌جنگد. این هیچ توجیهی طبق ماده ۲ منشور سازمان ملل برای حمله آمریکا به ونزوئلا نیست.

 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست