هر آنچه باید درباره بیتکوین از منظر سرمایهگذاری و نقش پول بدانیم
گذشته و آینده پول با نگاهی به چشمانداز رمزارزها
اقتصاد
130892
سمینار تخصصی «گذشته و آینده پول با نگاهی به چشمانداز رمزارزها» با حضور برخی صاحبنظران اقتصادی، سیاستگذاران حوزه سرمایهگذاری و فعالان بازار رمزارزها و داراییهای مالی در آکادمی سامان برگزار شد. شهرام شریف پرسش اصلی سمینار را اینطور مطرح کرد: «اگر پول یک نظام اعتماد است و بلاکچین نیز سازوکاری الگوریتمی برای تولید اعتماد ایجاد میکند، آیا اکنون در آغاز یکگذار بزرگ از اعتماد دولتی به اعتماد مبتنی بر الگوریتم قرار گرفتهایم؟»
گروه بورس: دکتر موسی غنینژاد و علی میرزاخانی از تاریخچه پول و نیاز به بازگشت به پول خصوصی در عصر جدید گفتند. دکتر فرهاد نیلی با بررسی ابتکارات رمزارزها از زمان تولد بیتکوین، چالشهای سیاستگذاری در این حوزه و فرصتهایی را که میتواند برای اقتصاد به همراه داشته باشد تشریح کرد. سهند حمزهای، کژفهمیهای مرتبط با رمزارزها و به طور خاص بیتکوین را شفاف کرد. در بخش دوم رویداد بهزاد بهمننژاد سه واقعیت بازار کریپتو به عنوان یک دارایی یا جایگزین نظام مالی سنتی را تحلیل کرد. در پنل پایانی نیز، امیرحسین خالقی از احیای پول خصوصی دفاع کرد، امیر بهزادینیا به کاربردهای عملی کریپتو برای کسبوکارها پرداخت و رحمان آراسته از برنامه بورس کالا برای پذیرش گواهی سپرده بیتکوین به عنوان یک ایده ایرانی برای توسعه بازارهای مالی سخن گفت.
پول، بزرگترین و کارآمدترین سازوکار اعتماد جمعی
شهرام شریف به موضوع «پول چیست و در طول تاریخ دچار چه تحولاتی شده است» پرداخت. او اشاره کرد که در ابتدا معامله پایاپای بود و بعد پول کالایی ظهور کرد و نهایتاً در قرن هفتم در چین، طلا بهعنوان پول رایج مورد استفاده قرار گرفت و در نهایت پول کاغذی متولد شد و امروز نیز با پدیده رمزارزها مواجهیم. او همچنین اشاره کرد که «پول کارآمدترین و جهانشمولترین اعتمادی است که بشر خلق کرده است.» به گفته وی از سال ۱۹۳۰ تاکنون، نظام پولی جهان نظام بانکها بوده اما از سال ۲۰۰۰ با انفجار اینترنت و تکنولوژی و برآمدن پولهای الکترونیک، این نظام دچار چالش شده است. شریف در ادامه گفت: «هماکنون ۸۰۰ میلیون نفر از مردم دنیا از کریپتو استفاده میکنند و ایندرحالی است که نظام مالی کنونی در مقابل این پدیده مقاومت میکند و آن را به رسمیت نمیشناسد. اما سؤال این است که این شکاف را چطور میتوان ترمیم کرد و راهحلهای سیاسی برای پر کردن آن چـیست؟»
شریف پول را فراتر از یک ابزار مبادله و بهعنوان «بزرگترین و کارآمدترین سازوکار اعتماد جمعی» توصیف کرد. او با اشاره به نگاه یوال نوح هراری تأکید کرد که تاریخ بشر را میتوان با توانایی ایجاد اعتماد میان انسانها سنجید و از این منظر، پول مهمترین اختراع تمدن است. بهگفته او، اگر پول یک نظام اعتماد باشد، آینده آن نیز با آینده مفهوم اعتماد گره خورده است.
شریف با مرور تحولات تاریخی گفت جهان از سال ۱۹۳۰ تاکنون در چهارچوب بانکداری مرکزی اداره شده است؛ ساختاری که با وجود بحرانهای مالی، جنگها، رکودها و فشارهای سیاسی، همچنان سازوکار رسمی خلق و توزیع پول بوده است. او افزود از دهه ۲۰۰۰ به بعد، جهش اینترنت و فناوریهای شبکهای مسیر تازهای برای پول الکترونیک، سیستمهای پرداخت دیجیتال و در نهایت بلاکچین ایجاد کرده و همین روند شکاف جدیدی میان «رسمیت دولتی» و «کاربرد واقعی مردم» بهوجود آورده است. بر اساس آمار ارائهشده، اکنون حدود ۸۰۰ میلیون نفر در جهان از رمزارزها استفاده میکنند، درحالیکه بسیاری از دولتها هنوز آنها را به رسمیت نمیشناسند.
او در ادامه پرسش اصلی سمینار را اینطور مطرح کرد: «اگر پول یک نظام اعتماد است و بلاکچین نیز سازوکاری الگوریتمی برای تولید اعتماد ایجاد میکند، آیا اکنون در آغاز یکگذار بزرگ از اعتماد دولتی به اعتماد مبتنی بر الگوریتم قرار گرفتهایم؟»
پول خصوصی راهی برای رهایی از چرخه شوم تورم
در ادامه علی میرزاخانی، مدیر واحد مطالعات آکادمی سامان تأکید کرد که فهم آینده پول بدون مرور سیر تکامل تاریخی آن امکانپذیر نیست. او تحول پول را در چهار مرحله اصلی توضیح و نشان داد که هر مرحله چگونه پاسخی به نیازهای عملی و نهادی جوامع بوده است.
به گفته وی، در اولین مرحله، مبادله بر پایه کالاهایی مانند نمک، صدف، چرم، غلات و پوست حیوانات انجام میشد؛ کالاهایی بادوام که نقش ابزار تسهیل مبادله را داشتند و این اقلام «نماینده قیمتهای نسبی» بودند و ارزش آنها لزوماً از ارزش ذاتی ناشی نمیشد. مرحله بعدی با ضرب سکههای فلزی آغاز شد. از حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد، حکومتها با ایجاد وزن استاندارد و مهر رسمی، سکههایی تولید کردند که هم اعتماد عمومی را جلب میکرد و هم قابلیت مبادله را افزایش میداد. اما در قرن هفتم میلادی، حمل طلا و نقره برای تجار دشوار بود و همین موضوع موجب شد صرافیها اولین «رسیدهای قابل انتقال» را منتشر کنند؛ رسیدهایی که عملاً بهعنوان پیشنمونه اسکناس عمل میکرد. پول کاغذی با پشتوانه فلزات گرانبها بود و بهاین ترتیب بانکها از دل همین صرافیها بهوجود آمدند و اسکناسهایی منتشر کردند که پشتوانه آنها طلا و نقره در خزانه بانک بود.
وی به انتشار پول در دوران مدرن اشاره کرد که ابتدا میدان رقابت میان بخش خصوصی و نهادهای حکومتی بود، اما این رقابت در نهایت با ایجاد بانکهای مرکزی به سود دولتها تمام شد و ساختار پولی جهان را به سمت انحصار دولتی سوق داد.
میرزاخانی توضیح داد که در مکتب
Currency School انتشار بیضابطه پول توسط بانکهای خصوصی عامل تورم دانسته میشد و پایین نگهداشتن مصنوعی نرخ بهره را منشأ سرمایهگذاریهای نادرست میدانستند. در مقابل، او به Banking School اشاره کرد که معتقد است بانکها به اندازه نیاز واقعی اقتصاد پول خلق میکنند و افزایش نقدینگی لزوماً به معنای تورم نیست.
میرزاخانی همچنین به جریان سومی اشاره کرد که بعدها با عنوان مکتب بانکداری آزاد شناخته شد. این گروه با نقد عملکرد بانک انگلستان تأکید داشتند که مشکل در «رقابت بانکها» نیست، بلکه «امتیاز انحصاری دولت» ریشه اصلی بیثباتی پولی است. بهگفته آنها، بانک انگلستان به دلیل پشتوانه حکومتی امکان چاپ پول بدون محدودیت داشت، اما بانکهای خصوصی مجبور بودند پشتوانه واقعی طلا و نقره را رعایت کنند و بنابراین رفتار مسئولانهتری داشتند. میرزاخانی گفت تورم فقط کاهش قدرت خرید نیست؛ بلکه سیگنالهای قیمتی را مختل میکند و این اختلال از خودِ افت ارزش پول هم مخربتر است. او افزود مهار تورم از نظر فنی دشوار نیست و «تقریباً همه اقتصاددانان راهش را میدانند»، اما از نظر سیاسی تقریباً ناممکن است، چون گروههای ذینفع اجازه برقراری انضباط پولی را نمیدهند.
او با اشاره به دیدگاه هایک توضیح داد که چرا این اقتصاددان در دهه ۷۰ میلادی خواستار «پول آزاد» شد. هایک این تحول را مشابهگذار تاریخی به تجارت آزاد میدید؛ گذاری که با تغییر باور عمومی، دولتها را وادار به عقبنشینی کرد.
میرزاخانی تأکید کرد همین مسیر باید درباره پول هم طی شود، زیرا پول دولتی یک انحصار پرهزینه است و جهان بهسمت گزینههای غیرمتمرکز حرکت میکند. بهگفته او، رمزارزها همان ابزاری هستند که هایک نیمقرن پیش پیشبینی کرده بود و امروز فناوری لازم برای تحقق آن وجود دارد.
میرزاخانی ظهور رمزارزها را بهعنوان نقطه عطفی در تاریخ پول معرفی کرد و توضیح داد که این تحول صرفاً یک «نوآوری تکنولوژیک» نیست، بلکه چالشی بنیانی برای انحصار دولتی در تولید پول بهحساب میآید؛ انحصاری که بیش از دو قرن بدون رقیب ادامه داشته است.
مقاومت دولتها طبیعی است اما پایدار نیست
موسی غنینژاد تأکید کرد: «یکی از مهمترین پیامهای رمزارزها این است که باور دیرینه درباره ماهیت پول این است که «فقط دولت میتواند آن را خلق کند» که پیشفرضی نادرست بوده است.» بهگفته او، بیتکوین و سایر رمزارزها نشان دادند که تولید پول میتواند بدون دولت، بدون بانک مرکزی و بدون پشتوانه سیاسی انجام شود.
بهگفته او، مرکز ثقل پول از دولت به فناوری در حال انتقال است و این همان چیزی است که هایک دههها پیش پیشبینی کرده بود. او گفت: «دولتها سالهاست که از چاپ پول برای جبران کسری بودجه استفاده میکنند و به همین دلیل، رمزارزها را تهدیدی برای منافع خود میبینند.»
غنینژاد ظهور رمزارزها را نه یک موج زودگذر، بلکه بازگشت دوباره ایده پول خصوصی به صحنه جهانی معرفی کرد؛ ایدهای که دههها در حاشیه بود، اما اکنون با پشتوانه فناوری بلاکچین به رقیبی جدی برای نظام پولی دولتی تبدیل شده است. او این روند را آغاز بزرگترین تحول پولی قرن بیستویکم دانست؛ تحولی که از نگاه او، دیر یا زود ساختارهای رسمی را مجبور به تغییر خواهد کرد.
سه کارکرد پول در اقتصاد
فرهاد نیلی، اقتصاددان با بررسی کارکرد سهگانه پول به معنای مبنای محاسبه، وسیله مبادله و ابزار حفظ ارزش پول تأکید کرد که رمزارزها توانستهاند در حوزه حفظ ارزش پول و وسیله مبادله شدن نقش خوبی را ایفا کنند. اما بهتر است مبنای محاسبه قرار نگیرند تا سیاستگذاران بهتر برای این نوآوری همراه شوند. او پیشنهاد کرد، همه چیز در ابتدا به صورت پایلوت اجرایی شود. او پیشنهاد داد در محلی کمجمعیت مانند جزیره کیش خرید داراییهای ارزشمند و نه خرید روزمره، بر بستر بلاکچین انجام شود تا نقاط قوت و ضعف آن مشخص شود و این باید مطالبه ما از نهادهای دولتی مثل بانک مرکزی باشد.
حرکت مرحلهای برای استفاده از کریپتو
در ادامه سهند حمزهای، مدیرعامل آبانتتر با مرزبندی روشن میان «بلاکچین» و «کریپتو» تلاش کرد نگاه رایج به این صنعت را اصلاح کند. او سخنان خود را با این جمله آغاز کرد که قضاوت درباره فناوری بلاکچین بر اساس رفتار بازار رمزارزها خطایی جدی است، زیرا رمزارز تنها یکی از خروجیهای این فناوری است و محدود کردن بلاکچین به نوسانات بیتکوین یا رفتار سرمایهگذاران، مانع درک ظرفیت واقعی آن میشود. حمزهای بلاکچین را یک «تخریب خلاق
(Disruptive innovation)» توصیف کرد؛ اختراعی که برای بازسازی زیرساختهای قدیمی آمده و اگرچه میتواند ساختارهای موجود را متحول کند، اما این تحول باید آرام، مرحلهبهمرحله و مبتنی بر آزمایشهای میدانی صورت گیرد.
او در ادامه کاربردهای عملی بلاکچین را در نظام پرداخت بررسی کرد و در تأیید پیشنهاد فرهاد نیلی، توضیح داد که در محیطهای کنترلشدهای مانند جزیره کیش میتوان کل شبکه پرداخت را بر یک بلاکچین خصوصی مستقر کرد. به گفته او، چنین شبکهای شفافیت کامل تراکنشها، ردیابی لحظهای و ایجاد یک دفتر کل واحد را ممکن میکند و بسیاری از هزینههای نظارتی و فنی نظام پرداخت را کاهش میدهد.
در ادامه وی نمونهای واقعی از «بانکداری بدون بانک» معرفی کرد. او پلتفرمهای لندینگ و باروینگ مانند Aave را مصداق بانکهای دیجیتال دانست و اشاره کرد که ارزش قفلشده این پلتفرمها حدود ۲۵ میلیارد دلار و حجم معاملات روزانه آنها نزدیک به ۱۰ میلیارد دلار است. حمزهای توضیح داد که این پلتفرمها همان کارکردهای بانک را انجام میدهند، اما بدون کارمند، بدون اعتبارسنجی متمرکز، بدون کاغذبازی و با امکان اعطای تسهیلات و سپردهگذاری لحظهای. او همچنین صرافیهای غیرمتمرکز را نمونه دیگری از این تحول دانست و به نقش بلاکچین در جذب سرمایه خارجی پرداخت و گفت کشورهایی که با محدودیتهای مالی و سیاسی روبهرو هستند میتوانند بخشی از ذخایر ارزی خود را به صورت بیتکوین نگهداری کنند و از این دارایی دیجیتال برای وثیقهگذاری بنگاههای داخلی استفاده کنند. او تأکید کرد بلاکچین میتواند خلأ ایجادشده توسط تحریمها در ورود سرمایه خارجی را تا حد زیادی جبران کند و تبدیل به کانالی جدید برای دسترسی اقتصاد به منابع جهانی شود.
سهند حمزهای چشمانداز آینده را اینگونه ترسیم کرد که در آن بلاکچین نه جایگزین رمزارز، بلکه جایگزین زیرساختهای ناکارآمد نظام مالی سنتی خواهد بود؛ فناوریای که بهجای رقابت با بانکها، میتواند مدل بانکداری، پرداخت و جذب سرمایه را از نو تعریف کند.
بازار در حال بازتعریف نقش رمزارزها است
بهزاد بهمننژاد، معاون واحد مطالعات اقتصادی آکادمی سامان در ارائهای با محوریت آینده بیتکوین و مقایسه بازار آن با طلا و سایر بازارها، یادآور شد که برخی از نامدارترین چهرههای اقتصاد مالی نسبت به آینده بیتکوین بسیار بدبیناند. بهگفته او یوجین فاما، برنده نوبل اقتصاد، پیشبینی کرده قیمت بیتکوین در ده سال آینده صفر میشود. همچنین وارن بافت در سال ۲۰۲۲ گفت اگر تمام بیتکوینهای جهان را حتی با قیمت ۲۵ دلار به او بدهند، باز هم حاضر نیست آن را بخرد. در مقابل، او به تغییر موضع چهرههایی اشاره کرد که ابتدا منتقد بیتکوین بودند اما بعدها آن را جدی گرفتند. لری فینک، مدیرعامل بلکراک، در سال ۲۰۱۷ بیتکوین را «ابزار پولشویی» خواند اما در سال ۲۰۲۴ آن را «ابزار مهم سرمایهگذاری» معرفی کرد. بهمننژاد گفت همین تغییر نگاه نشان میدهد بازار در حال بازتعریف نقش رمزارزهاست و رفتار بازار نیز همین نشانهها را تأیید میکند.
بهمننژاد با تمرکز بر جایگاه بیتکوین در اقتصاد جهانی، اختلافنظرهای جدی میان اقتصاددانان، سرمایهگذاران و مؤسسات مالی را بهعنوان نقطه آغاز بحث مطرح کرد. او گفت بیتکوین امروز یکی از موضوعاتی است که بیشترین شکاف فکری را میان صاحبنظران ایجاد کرده و همین موضوع نشان میدهد با پدیدهای نوظهور اما تعیینکننده روبهرو هستیم.
بهمننژاد به دادههای واقعی بازار اشاره کرد؛ ETFهای بیتکوین در ۱۲ ماه اول بیش از ۲۴ میلیارد دلار جذب کردند؛ رقمی بیشتر از ETFهای طلا. این آمار نشان میدهد بیتکوین نه رفتاری مشابه سهام دارد و نه شبیه طلا حرکت میکند؛ یک دارایی مستقل با ویژگیهای منحصربهفرد است. به گفته وی، هر دو دارایی عرضه محدود دارند، هر دو بازارهایی نقد و گسترده هستند و هر دو از دولتها مستقل عمل میکنند. اما بانکهای مرکزی طلا را برای پوشش ریسک میخرند و بیتکوین میتواند در آینده همین نقش پوشش ریسک را ایفا کند. این تشابهات باعث شده برخی تحلیلگران، بیتکوین را نسخه دیجیتالی طلا بدانند؛ داراییای که میتواند بهعنوان سپر محافظ در برابر ریسکهای ژئوپلیتیک و بیثباتی پولی عمل کند. بهگفته او، این ویژگیها بویژه برای کشورهایی که بهدنبال متنوعسازی ذخایر ارزی یا کاهش وابستگی به دلار هستند، اهمیت پیدا میکند.
بهمننژاد گفت پس از جنگ اوکراین و تشدید تحریمها، موج دلارزدایی تقویت شد و همین روند باعث شد طلا و بیتکوین همزمان وارد مسیر صعودی شوند و توجه سرمایهگذاران نهادی را جلب کنند. او تأکید کرد هرچند رفتار این دو دارایی مشابه نیست، اما هر دو بهعنوان پناهگاههایی مستقل از سیاستهای پولی دولتها اهمیت روزافزون دارند. او سپس به رشد سریع استیبلکوینها پرداخت؛ رشدی که بهگفته او پس از تحولات سیاسی اخیر آمریکا و پیروزی ترامپ شتاب بیسابقهای گرفت و بازار آنها را حدود ۷۰ درصد بزرگتر کرد و پیشبینی میشود ارزش این بازار طی سه سال آینده ممکن است به ۲ تریلیون دلار برسد. وی افزود استیبلکوینها از نظر کارکردی نیز مزیتهای جدی دارند: انتقال بینالمللی از چند روز به چند دقیقه میرسد و هزینهای که در کارتهای اعتباری حدود ۲ درصد یا در حوالهها حدود ۱۵ دلار است، در استیبلکوینها به کمتر از ۱۰ سنت کاهش پیدا میکند؛ تغییری که میتواند سیستم پرداخت جهانی را متحول کند.
بیتکوین در دنیا بهعنوان یک کلاس دارایی پذیرفته شده است
در ادامه سمینار تخصصی «گذشته و آینده پول با نگاهی به چشمانداز رمزارزها» و در پنل دوم که با محوریت کاربرد کریپتو در تجارت برگزار شد، امیرحسین خالقی، پژوهشگر اقتصادی با نقد پروژههای CBDC و پنهانکاری دولتها گفت تنها راهحل واقعی، پول خصوصی است و بهگفته او «بیتکوین بهترین نمونه آن است». او تأکید کرد اگر ابزار مبادله و ذخیره ارزش کارآمد باشد، مردم خود آن را انتخاب میکنند و دولتها نباید سلیقهشان را تحمیل کنند.
خالقی افزود بیتکوین مهمترین سلاح دولتها را از آنها میگیرد و طبیعی است که با آن مقابله کنند؛ همانطور که آمریکا بدون دلار عملاً چیزی برای قدرتنمایی نخواهد داشت. او استیبلکوینها را «خدمت مالی» دانست نه پول، و گفت اگر بیتکوین به پذیرش عمومی برسد، میتواند همان ثبات مورد انتظار از استیبلکوینها را ایجاد کند؛ درست مانند وضعیتی که طلا داشت و زمانی مرجع پولی بود. رحمان آراسته، مدیر بازارهای مشتقه بورس کالا، با مرور تجربه موفق ایران در «مالیسازی کالاها» گفت بازار سرمایه کشور ظرفیت پذیرش ابزارهای نوین را دارد و میتواند میزبان داراییهای دیجیتال هم باشد. بهگفته او فروش آنلاین چند ده تن طلا، جذب چند میلیارد دلار سرمایه در صندوقهای طلا و گواهیهای سپرده متنوع نشان میدهد ایران توانسته ابزارهای مبتنی بر دارایی فیزیکی را بومیسازی کند.
او با اشاره به اینکه بیتکوین در جهان به یک کلاس دارایی تبدیل شده، تأکید کرد زمان طراحی ابزارهای بومی برای ورود رسمی به این بازار در ایران فرا رسیده است. آراسته نتیجه ماهها بررسی را معرفی کرد: ایجاد گواهی سپرده بیتکوین بهعنوان نقطه شروع. او گفت حتی اگر نمونه مشابه خارجی وجود نداشته باشد، مهم انطباق ابزار با اقتصاد ایران است.
به گفته او هدف نهایی، فراهمکردن مسیر ETF بیتکوینی است؛ طرحی که تنها زمانی قابل تأیید است که پشت هر واحد آن دارایی واقعی و قابل راستیآزمایی وجود داشته باشد.
توکنیزیشن یکی از مهمترین ابزارهای نوین برای تأمین مالی
در ادامه امیر بهزادینیا، مدیر کسبوکار آبانتتر، با اشاره به محدودیتهای بازار سرمایه برای SMEها گفت بسیاری از بنگاههای کوچک امکان ورود به بورس و انجام IPO را ندارند و به همین دلیل از منابع رسمی تأمین مالی محروم میمانند. او توکنیزیشن را راهحلی عملی دانست که با توکنسازی بخشی از دارایی یا درآمد آینده شرکت، مسیر جذب سرمایه را برای این بنگاهها باز میکند. به گفته او این مدل یک «مبادله منصفانه» ایجاد میکند؛ شرکتها سرمایه جدید جذب میکنند و سرمایهگذاران در برابر پذیرش ریسک بیشتر، فرصت بازده بالاتر میگیرند.
او یکی از مزیتهای اصلی توکنیزیشن را معاملات ۲۴ ساعته و انعکاس لحظهای اطلاعات دانست؛ مزیتی که بویژه برای شرکتهای کوچک اهمیت دارد و شفافیت و کارایی بازار را افزایش میدهد. بهزادینیا تأکید کرد این سازوکار میتواند سد تاریخی ورود SMEها به بازار سرمایه را بشکند. رحمان آراسته نیز با اشاره به اینکه در بسیاری از روزها حجم معاملات کریپتو در ایران با بورس تهران برابری میکند، این روند را نشانه تغییر رفتار سرمایهگذاران دانست. او بر لزوم طراحی ابزارهای تنوعبخشی تأکید کرد تا سرمایهگذار بتواند میان رمزارز، سهام، اوراق بدهی و طلا بهسادگی جابهجا شود؛ تغییری که به عقلانیتر شدن رفتار سرمایهگذار و کنترل ریسک بازار کمک میکند. به گفته آراسته، سیاستگذار باید واقعیت رشد کریپتو را بپذیرد و بهجای رویکرد انفعالی، در شکلدهی به اقتصاد دیجیتال نقش فعال بگیرد تا از فرصتهای نوظهور عقب نماند.
انتهای پیام/