چگونه هند و ایران پیوندهای تمدنی خود را احیا میکنند؟
جانوی سونایا، کارشناس سیاست خارجی از هند در یادداشتی نوشت: وقتی گاجندرا سینگ شکهــاوات، وزیر فرهنگ و گردشگری هند در حاشیه بیستوششمین مجمع عمومی سازمان جهانی گردشگری در ریاض با همتای ایرانی خود، رضا صالحیامیری دیدار کرد، این دیدار فراتر از یک حرکت دیپلماتیک بود.
ایران آنلاین: این صرفاً یک عکس یادگاری دوجانبه نبود؛ بلکه احیای یکی از کهنترین شراکتهای فرهنگی آسیا به شمار میرفت؛ شراکتی که اکنون از دریچه گردشگری، قدرت نرم و پیوندهای راهبردی دوباره تعریف میشود.
هند و ایران طی قرنها با تاریخ، شعر، معماری و ضرباهنگ آرام تبادلات تمدنی، به هم پیوند خوردهاند. نفوذ فرهنگ فارسی در هنر، زبان و نظام حکمرانی هند -از معماری مغولی گرفته تا شعر اردو- بخش جداییناپذیری از هویت فرهنگی شبه قاره است.
در مقابل، سنتهای معنوی، تعاملات آشپزی و تبادلات آموزشی هند، سالهاست برای پژوهشگران و مسافران ایرانی جذاب بوده است. اکنون در جهان پساکرونا که گردشگری increasingly بهعنوان ابزار دیپلماسی دیده میشود، به نظر میرسد دو کشور قصد دارند این میراث مشترک را به یک مشارکت مدرن تبدیل کنند.
طبق اعلام وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ایران، هند بهعنوان «شریک راهبردی گردشگری» تعیین شده است؛ عنوانی که از نیات فراتر از تعارفات فرهنگی خبر میدهد. برنامه تنوعبخشی گردشگری ایران که هدف آن جذب ۲۰ میلیون گردشگر خارجی تا سال ۲۰۳۰ (در مقایسه با حدود ۵ میلیون در ۲۰۲۳) است، بازار بزرگ گردشگری خروجی هند با بیش از ۲۷ میلیون مسافر سالانه را یک منبع رشد حیاتی میداند.
گردشگری صرفاً درباره نوستالژی نیست؛ درباره اقتصاد نیز هست. پیش از همهگیری کرونا، گردشگران هندی سالانه حدود ۲۵ میلیارد دلار در خارج از کشور هزینه میکردند (طبق دادههای UNWTO) و این رقم دوباره در حال افزایش است. حتی بخش کوچکی از هدایت این جریان به سوی ایران، میتواند به اقتصاد تهران برای فاصله گرفتن از وابستگی به نفت و تحریمها کمک کند. برای هند نیز تشویق گردشگران ایرانی و برگزاری رویدادهای فرهنگی میتواند پیوندهای مردمی را تقویت کرده و سبد گردشگران ورودی آن را فراتر از بازارهای سنتی غربی گسترش دهد.
دلایل دو کشور برای اقدام در شرایط کنونی روشن است: موقعیت راهبردی ایران میان خاورمیانه و آسیای مرکزی و حضور اقتصادی و فرهنگی رو به رشد هند، نقطه همگرایی ایجاد میکند که گردشگری میتواند آن را انسانیتر کند. در حالی که دولتها در حال مذاکره خطوط لوله و بنادر هستند، مسافران این فاصلهها را طبیعیتر پر میکنند.
در هر بحثی درباره روابط ایران و هند، نمیتوان از بندر چابهار سخن نگفت؛ پروژهای که نماد ارتباط، تجارت و اعتمادسازی است.
چابهار در جنوبشرقی ایران و در ساحل دریای عمان قرار دارد و پاسخ هند به بندر گوادر پاکستان (با مدیریت چین) محسوب میشود. از طریق سرمایهگذاری هند در توسعه دو پایانه شهید بهشتی و شهید کلانتری، چابهار شریان حیاتی هند برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی بدون عبور از خاک پاکستان است. در مه ۲۰۲۴، هند و ایران توافقنامهای 10 ساله امضا کردند که به هند حقوق عملیاتی پایانه شهید بهشتی را اعطا میکند. طبق این توافق، شرکت IPGL هند متعهد به ۳۷۰ میلیون دلار سرمایهگذاری و اعتبار شد. چابهار تنها یک کریدور تجاری نیست؛ بلکه میتواند دروازه گردشگری و فرهنگی نیز باشد.
با توسعه خدمات مسافری و کشتیهای کروز، این بندر میتواند مسیرهای معنوی و فرهنگی را میان زائران هندی و شهرهای تاریخی ایران -از مشهد و شیراز تا اصفهان- و حتی فراتر از آن تا آسیای مرکزی ایجاد کند. مقامات گردشگری دو کشور به صورت غیررسمی درباره گنجاندن چابهار در مسیرهای گستردهتر گردشگری میراثی و دریایی که سواحل گجرات و بمبئی را به بنادر باستانی ایران متصل میکند نیز گفتوگو کردهاند. این نوع پیوند نرم کاملاً با سیاست «همسایه اول» و «اتصال به آسیای مرکزی» هند همراستا است و به ایران امکان میدهد از بازار عظیم گردشگران طبقه متوسط هند بهرهمند شود.
رضا صالحیامیری به درستی گفته است:«باید این سرمایه عظیم تاریخی را پایه توسعه گردشگری و همکاریهای فرهنگی قرار دهیم.» واقعاً هم روایت مشترک تمدنی -از شاعرانی چون مولانا گرفته تا پادشاهانی چون اکبر و شهرهایی مانند حیدرآباد که هنوز رد پای زیباییشناسی ایرانی-فارسی را دارند- یک برند آماده برای دیپلماسی گردشگری ایجاد میکند.
البته مسیر پیش رو به عملگرایی نیاز دارد. تسهیل روادید، ایجاد مسیرهای پروازی مستقیم میان شهرهای بزرگ (دهلی-تهران، بمبئی-شیراز) و کمپینهای تبلیغات دیجیتال ضروری است. هر دو کشور همچنین میتوانند از پلتفرمهای چندجانبه مانند UNWTO و بریکسپلاس برای تأمین مالی و بازاریابی مسیرهای مشترک میراثی استفاده کنند که اگر درست انجام شود، گردشگری میتواند چابهار فرهنگی باشد؛ یک کریدور مردمی که آنچه را ژئوپلیتیک به تنهایی نمیتواند، تقویت کند. این گردشگری تجسم دستور زبان جدید دیپلماسی خواهد بود؛ جایی که مسافران، نه فقط فرستادگان تجاری، بلکه حامل حسننیت دوجانبهاند. با توجه به چالشهای مشترک دو کشور در تصویرسازی بینالمللی و نیاز به تنوع اقتصادی، این پل فرهنگی یک موقعیت برد-برد کمنظیر است.
از غزلهای حافظ که هنوز در درگاههای دهلی طنینانداز است تا نسخههای سانسکریت نگهداری شده در کتابخانههای قم، داستان ایران و هند داستان غنای متقابل است. اکنون با فرصت گردشگری و بندر چابهار، ممکن است این داستان، دنبالهای مدرن بیابد؛ نه در قالب معاهدات، بلکه در قالب برنامههای سفر.
انتهای پیام/