سراب اف-۳۵، جنگندههایی كه شايد به عربستان نرسند
وحيد اخوت،مدیر ميز خليج فارس انديشكده مرصاد در یادداشتی نوشت: موافقت رئیسجمهوری ایالات متحده، با فروش جنگندههای پیشرفته اف-۳۵ به عربستان سعودی، بار دیگر بحثهای داغی را پیرامون موازنه قدرت در خاورمیانه، آینده عادیسازی روابط میان ریاض و تلآویو و عمق استراتژیك اتحادهای ایالات متحده در منطقه برانگیخته است.
تحلیلگران اقتصادی و رسانههایی مانند ایندیپندنت، انگیزه اصلی ترامپ را نه در یك استراتژی نوین امنیتی، بلكه در منافع اقتصادی جستوجو میكنند. برای ترامپ، فروش این جنگندههای گرانقیمت به معنای تزریق میلیاردها دلار به اقتصاد آمریکا، ایجاد هزاران شغل و كاهش هزینههای تولید برای شركت لاكهید مارتین از طریق افزایش تیراژ تولید است[۴]. این منطق تجاری باعث شده تا او هشدارهای امنیتی متحدان سنتی خود را نادیده بگیرد، امری كه به گفته نیوزویك میتواند به ایجاد شكاف و تنش در اتحاد استراتژیك واشنگتن و تلآویو منجر شود[۵]. با این حال، سیاستمداران صهیونیست، برخلاف نظامیان، رویكردی عملگرایانهتر اتخاذ كردهاند. رسانههای نزدیك به نتانیاهو گزارش میدهند كه رهبران سیاسی با درك اجتنابناپذیر بودن تمایل ترامپ به این معامله، به جای مخالفت مطلق، استراتژی «معاملهگری» را در پیش گرفتهاند تا در ازای سكوت در برابر فروش اف-۳۵، امتیازات دیپلماتیك كلانی در پروندههای دیگر، از جمله كاهش فشار برای تشكیل كشور فلسطین یا دریافت تضمینهای امنیتی گستردهتر در رابطه با آمریکا، كسب كنند[۶]. از منظر منطقهای نیز، تحلیلگران عرب معتقدند كه دستیابی عربستان به این تسلیحات، همراه با برنامه هستهای كه ریاض به عنوان بخشی از بسته عادیسازیطلب كرده است، میتواند موازنه قدرت در منطقه را تغییر داده و عربستان را از یك متحد وابسته به یك قدرت مستقل با توان بازدارندگی بومی تبدیل كند[۷][۸].
با این حال، اگر از هیاهوی رسانهای و جنجالهای سیاسی فاصله بگیریم و به عمق واقعیتهای استراتژیك، فنی و بوروكراتیك حاكم بر سیاست خارجی و نظامی ایالات متحده نگاه كنیم، تصویر متفاوتی آشكار میشود. نگاهی دقیق به سرنوشت معاملات مشابه در گذشته، بویژه تجربه امارات متحده عربی و تركیه، نشان میدهد كه وعده فروش اف-۳۵ به عربستان سعودی، بیش از آنكه یك واقعیت قریبالوقوع نظامی باشد، شاید یك «سراب سیاسی» و ابزاری برای اغوای ریاض جهت ورود به توافق عادیسازی است. تجربه امارات متحده عربی در این زمینه بسیار آموزنده و قابل انطباق با وضعیت فعلی عربستان است. پس از امضای توافقنامه عادیسازی روابط میان امارات و رژیم صهیونیستی (توافق ابراهیم)، دولت ترامپ در آخرین ساعات حضور خود در كاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۱، قراردادی به ارزش ۲۳ میلیارد دلار برای فروش ۵۰ فروند جنگنده اف-۳۵ به ابوظبی امضا كرد. این اقدام فراتر از وعدههایی كه اكنون به عربستان داده میشود، بود و از مرز وعده، به حد قرارداد رسید. اما با گذشت نزدیك به پنج سال از عادیسازی روابط و علیرغم همسویی كامل سیاستهای ابوظبی با منافع غرب و رژیم صهیونیستی، حتی یك پیچ از این جنگندهها به خاك امارات نرسیده است. دلیل این امر، فراتر از تغییر دولتها در آمریکا، ریشه در ساختار پیچیده حاكمیت ایالات متحده و شروط فنی و امنیتی سختگیرانه دارد. كنگره آمریکا اگرچه در سال ۲۰۲۰ نتوانست با قاطعیت جلوی این معامله را بگیرد، اما فضای سیاسی واشنگتن همواره نسبت به نقض برتری كیفی رژیم صهیونیستی حساس بوده است. اما ضربه نهایی به معامله امارات نه توسط كنگره، بلكه توسط شروط فنی پنتاگون وارد شد. آمریکا فروش این جنگندهها را مشروط به قطع همكاریهای فناورانه امارات با چین (به ویژه در زمینه شبكه نسل پنجم هوآوی) و تضمین عدم نشت تكنولوژی كرد؛ شروطی كه امارات آنها را نقض حاكمیت ملی خود دانست و مذاكرات را به حالت تعلیق درآورد.
حال اگر وضعیت عربستان را با امارات مقایسه كنیم، موانع پیشروی ریاض به مراتب بزرگتر و غیرقابلعبورتر است. اگر معامله امارات به خاطر چند آنتن مخابراتی چینی به بنبست خورد، عربستان سعودی دارای روابط استراتژیك عمیق نظامی و هستهای با پكن است. گزارشها حاكی از همكاری ریاض و پكن در كارخانههای تولید موشك بالستیك و توسعه برنامه هستهای غیرنظامی است. تصور اینكه ایالات متحده حاضر باشد پیشرفتهترین جنگنده خود را كه مملو از حساسترین سختافزارها و نرمافزارهاست، در كشوری مستقر كند كه مستشاران نظامی و فنی چینی در زیرساختهای حساس آن حضور دارند، با منطق امنیت ملی آمریکا در تضاد كامل است. شرط آمریکا برای عربستان قطعاً «قطع كامل» این روابط استراتژیك با چین خواهد بود؛ بهایی كه ریاض با توجه به تغییر نظم جهانی و نیاز به شركای متنوع، هرگز حاضر به پرداخت آن نخواهد شد. بنابراین، اف-۳۵ برای عربستان به مثابه یك «تله» عمل میكند: ابزاری برای وادار كردن ریاض به انتخاب انحصاری واشنگتن و قطع رابطه با پكن، بدون آنكه تضمینی واقعی برای تحویل جنگنده وجود داشته باشد.
نكته بسیار مهم دیگر در تحلیل این ماجرا، استراتژی «فاصله نسلی» (Generation Gap) آمریکا در قبال متحدان منطقهای است. حتی اگر فرضاً تمام موانع سیاسی برداشته و قرارداد امروز امضا شود، واقعیتهای لجستیكی و خط تولید شركت لاكهید مارتین مانع از تحویل سریع این جنگندهها میشود. در حال حاضر، كشورهای عضو ناتو و شركای نزدیك آمریکا (مانند فنلاند، آلمان، كانادا و لهستان) در صف تحویل اف-۳۵ قرار دارند و خط تولید تا سالهای پایانی دهه حاضر پر است. در خوشبینانهترین حالت، اولین اسكادران اف-۳۵ سعودی زودتر از سالهای ۲۰۳۰ تا ۲۰۳۲ عملیاتی نخواهد شد. این تاریخ دقیقاً زمانی است كه طبق برنامهریزیهای پنتاگون، پروژه جنگنده نسل ششم آمریکا (NGAD) و به مرحله عملیاتی میرسند و بنا به تجربیات قبلی، این جنگنده اگر در رژیم صهیونیستی زودتر از آمریکا عملیاتی نشود، دیرتر عملیاتی نخواهد شد. این بدان معناست كه آمریکا تنها زمانی اجازه ورود اف-۳۵ به كشورهای عربی را میدهد كه رژیم صهیونیستی را به نسل بعدی تكنولوژی (نسل ششم) مجهز كرده باشد و برتری كیفی حفظ شود. بنابراین، زمانی كه خلبانان سعودی سوار بر اف-۳۵ شوند، این جنگنده دیگر «لبه تكنولوژی» نخواهد بود و موازنهای در برابر رژیم صهیونیستی ایجاد نخواهد كرد. این تأخیر سیستماتیك، اف-۳۵ را از یك سلاح استراتژیك تغییردهنده بازی، به یك قرارداد تجاری معمولی و دیرهنگام تبدیل میکند كه دیگر فاقد فایده راهبردی است. [9]
فروش جنگنده نسل پنجم نیازمند یك پروسه پیچیده همگامسازی نرمافزاری، آموزشی و لجستیكی است كه بدون همراهی بدنه كارشناسی پنتاگون و تأیید كمیتههای كنگره عملاً اجرایی نیست. بنابراین، حتی امضای ترامپ پای قرارداد، نمیتواند فیزیك خط تولید و قوانینِ امنیت ملی را دور بزند.
منابع:
1. Anadolu Agency. «Trump says Saudi F-35s will be «top of the line» despite Israeli objections.» November 2025.
2. Anadolu Agency. «Zionist Organization of America slams Trump administration's plan to sell F-35 to Saudi Arabia.» November 2025.
3. The Times of Israel. «IDF formally opposes US plans to sell F-35 fighters to Saudi Arabia.» November 2025.
4. The Independent. «F-35 fighter jet price: Why Trump is pushing Saudi deal.» November 2025.
5. Newsweek. «Trump's F-35 Sale to Saudi Arabia Threatens to Antagonize Israel.» November 2025.
6. Israel Hayom. «F-35 sale to Saudi Arabia: Israel eyes diplomatic gains, Palestinian state trade-off.» November 2025.
7. Al-Araby Al-Jadeed. «What does Saudi acquisition of F-35s mean for the region and the USی» November 2025.
8. Al-Araby Al-Jadeed. «F-35s and the nuclear file: Bin Salman's visit to Washington raises Israel's alarm.» November 2025.
9. Ynet News. «Analysis of the US-Saudi arms deal implications.» November 2025.
10. Arab Gulf States Institute in Washington (AGSIW). «The F-35 Test: A New Era for the U.S.-Saudi Strategic Partnership.» November 2025.
11. The National Interest. «Could Saudi Arabia Get F-35 If It Recognizes Israelی» November 2025.
علامت سوال مقابل استقلال نظامی عربستان
علاوه بر این، مسأله «نظارت بر مصرف نهایی» (End-Use Monitoring) و حاكمیت عملیاتی نیز مطرح است. اف-۳۵ جنگندهای مبتنی بر شبكه و نرمافزار است (مانند سیستمهای ALIS و ODIN)كه به آمریکا اجازه میدهد نظارت لحظهای بر وضعیت فنی و عملیاتی هواپیما داشته باشد. این سیستمها عملاً مانند یك «كیلسوئیچ» (Kill Switch) عمل میکنند و واشنگتن میتواند در صورت بروز هرگونه تنش یا استفاده از جنگنده برخلاف منافع آمریکا یا رژیم صهیونیستی، ناوگان را از راه دور غیرعملیاتی یا «آجر» (Brick) كند. [10]
این واقعیت، مفهوم استقلال نظامی عربستان را حتی در صورت دریافت جنگندهها زیر سؤال میبرد و ریاض را بیش از پیش به پشتیبانی فنی آمریکا وابسته میكند.
رفتار عربستان نشان میدهد كه آنها از تجربه امارات و تركیه (كه از پروژه اف-۳۵ اخراج شد) درس گرفتهاند. ریاض اف-۳۵ را نه به عنوان یك «جایزه» برای عادیسازی، بلكه به عنوان یك «پیششرط» مطرح كرده است. ولیعهد سعودی با قرار دادن درخواستهای سنگین و سهگانه (اف-۳۵، پیمان دفاعی متقابل شبیه ناتو، و غنیسازی اورانیوم) در كنار شرط دور از دسترس «تشكیل كشور فلسطین»، عملاً هزینه عادیسازی را برای طرف مقابل بشدت بالا برده است. [11]
انتهای پیام/