تشبیه «نفس عمیق» به شعر فروغ؛
تعبیر فیلمساز ایتالیایی از سینمای ایران چه بود؟
هنر
132081
کارگردان سینما گفت: اگر ایرانیها در هنر ریشهای دارند که باعث میشود علیرغم مشکلات منطقه در سینما بدرخشند، برای ادبیات غنی است؛ همچون «نفس عمیق» که مثل شعرهای فروغ فرخزاد است.
ایران آنلاین: جشنواره جهانی فیلم فجر پس از چهار سال وقفه، امسال و از این هفته در شیراز برگزار میشود. جشنوارهای که آخرین بار سال خرداد ۱۴۰۰ در تهران برگزار شد و میزبان هنرمندان و سینماگران بینالمللی بود. حالا پس از چهار سال جشنواره در حالی برگزار میشود که شیراز میزبان این دوره است و تعامل شعر و سینما، به عنوان رویکرد این دوره یکی از اتفاقات مهم این جشنواره در شرایط فعلی سینمای ایران است.
به گزارش ایرنا، به این بهانه با دانش اقباشاوی، کارگردان سینما به گفتوگو نشستیم تا درباره رویکرد جشنواره، حضور هنرمندان خارجی و راهکارهایی برای اعتلای سینما از دریچه جشنواره، صحبت کنیم.
روایت فیلمساز ایتالیایی از ابراهیم گلستان تا جوشش نسل به نسل در سینمای ایران
این جشنواره با تصویری که در حال حاضر از ما در جهان وجود دارد، چطور میتواند شانیت قبلی خود را بازیابی کند یا شانیت جدیدی بگیرد؟
اقباشاوی: این دوره از جشنواره ورای چهار سال توقف، پس از جنگ تحمیلی دوم برگزار میشود و این نشان از این دارد که جشنواره بینالمللی جدیدی برگزار خواهیم کرد. سینمای ما واقعا سینمای غیرممکنی است به این دلیل که داخل خاورمیانه با جنگ و ناآرامی و شرایط استاندارد فیلمسازی نیست.
درحالی که ما سینمایی داریم که وقتی به کشورهای دیگر میرویم، ایران را پس از نفت، پسته و فرش با سینما میشناسند و با این امکانات کم که در این حوزه بوده رسیدن به اعتبار جهانی برای سینمای ما، نشان دهنده ریشههای فرهنگی هنری و سواد و نبوغ وسعت یادگیری این هنر صنعت است.
۴۰ تا ۴۵ سال است که داریم در جهان فیلم میسازیم و جایزه میگیریم؛ پس لایق این هستیم که کشور ایران جشنوارهای بینالمللی داشته باشد تا دیگرانی که از آفریقا تا اروپا و اقیانوسیه، مشتاق و کنجکاو سینمای ایران هستند به ایران بیایند تا با آنها تعامل کنیم.
لورنزو اسپوتیسو فیلمساز ایتالیایی درباره فیلمهای ایرانی به ما گفت که در سینمای ایران تنوع ژانری و زیباشناسی وجود دارد و به من فیلمهای مورد علاقه اش را نشان داد. «خشت و آینه»، «دایره مینا»، «شب قوزی» و «طلای سرخ». میگفتند ایرانی ها در فرم و داستان گویی تنوع دارند و سینما نسل به نسل در آنها جوشش میکند.
برای همین این فیلمساز ایتالیایی گوشیاش را در آورد، عکس ابراهیم گلستان را به ما نشان داد و پرسید: این ابراهیم گلستان است و ما تایید کردیم. پرسید زنده است؟ آن زمان آقای گلستان در قید حیات بود. میگفت سینمای ایران از ابراهیم گلستان پیش آمده تا به شماها رسیده؛ میگفت سینما در ایران نسل به نسل میجوشد و پیش میرود.
برگزاری جشنواره فصای جهانی پیرامون ایران را بهتر میسازد
جداسازی بخش ملی و جهانی فیلم فجر را چطور میبینید؟
اقباشاوی: تجربه من این بود که وقتی مهمانان خارجی در بهمن ماه به ایران میآمدند و بازار فیلم در هتل لاله برگزار میشد، هم فرصت این را داشتیم که فیلمهایمان پخش شود و هم فرصت این بود که فیلمهای آنها را ببینیم. از طرفی فرصتی بود تا با مهمانان و پخشکننده های خارجی ممزوج شویم؛ مثلا آقای داریوش خنجی در آن زمان ورکشاپ گذاشتند و چقدر از آن استقبال شد. پخشکننده هایی مثل خانم کتایون شهابی فعال بودند؛ آن زمان اوایل دهه ۸۰ بود و شرایط خاورمیانه آرامتر بود.
این جداسازی بعد از جنگ اتفاق افتاده و من موافق آن هستم. احتمالا دبیرخانه در این فرصت کم فراز و نشیب بسیاری داشتند تا مهمان دعوت کنند و هماهنگی برای حضور آنها را فراهم کنند.
این فرصت خوبی است تا فیلمسازان ایرانی مقیم ایران با فیلمسازان جهان تلاقی کنند و سینمای ما دوباره زنده شود؛ چراکه به دلیل جنگ، فضایی را ایجا کردند که ایران خطرناک است و امنیت نیست اما برگزاری این جشنواره فضا را تغییر میدهد و میمون و مبارک است.
سریال «روزی روزگاری» مثل حکمتهای سعدی است
حضور سینماگران خارجی چطور میتواند به رشد و ارتقای سینمای ایران کمک کند؟
اقباشاوی: کتابی هست به نام «برخوردها در زمانه برخورد» که خاطرات ابراهیم گلستان در دهه ۲۰ در آبادان است. ایشان با یک شاعر معروف انگلیسی آشنا میشود که مهمان شرکت نفت است. وقتی با هم حافظ میخوانند، شاعر انگلیسی سه بار میپرسد که این شعر برای چه زمانی است و گلستان میگوید برای هزار سال پیش است. او میپرسد: یعنی ملت ایران هزار سال پیش به زبان امروز خود شعر میگفتند و گفت در زبان های انگلیسی و دیگر زبانها، این گونه نیست.
وقتی حافظ و سعدی در شیراز بودند و شیراز پایتخت بوده و شهر شعر و گل و معماری است؛ اتفاقا به تعبیری که سینمای ناب و اصیل سینمای شاعرانه است. «نفس عمیق» مثل شعرهای فروغ فرخزاد است یا سریال «روزی روزگاری» مثل حکمتهای سعدی است در فرم و لحن به شعر تنه میزند. شیراز شهر شعر است؛ اگر ایرانیها در هنر ریشهای دارند که باعث میشود علیرغم مشکلات منطقه در سینما بدرخشند، برای ادبیات غنی است و یکی از قله های ادبیات، شهر شیراز است.
حالا با حضور مهمانان خارجی و غیر ایرانی؛ آنها ابتدا با داشته های فرهنگی ما مثل حافظ و سعدی مواجه میشوند و بعد خودشان این ریشه ها را پیدا میکنند. میفهمند که «باد ما را خواهد برد» عباس کیارستمی شبیه به شعرهای خیام است؛ هم در محتوا و ساختار یا سینمای شاعرانه آنها از این شهر میآید.
جشنواره، محلی برای تبلیغ مجانی فیلمها و پخشکنندههاست. از طرفی روابط عمومی ما قوی میشود و دوما وسعت دید ما بیشتر میشود؛ ممکن است یک فیلمساز الجزایری یا چک از زوایای دیگری سینمای ما را بشناسد.
اما مهمترین راز این است که وقتی آنها با آثار خود میآیند و فیلمهای ما را میبینند و ما هم فیلم های آنها را میبینیم به این میرسیم که همه همکاریم و شبیه همیم و اعتماد به نفس فیلمساز ایرانی بالا میرود. نسبت به تجربیات خودش و فیلمهای ما نظرات خود را میگوید و ما اعتماد به نفس پیدا میکنیم.
تجربهای که فیلمسازان داشتند این بود که میرفتند در جشنوارهها شرکت میکردند، حالا با برگزاری جشنوراه جهانی میشود تجربه سفر خارجی را به ایران آورد. ما فاصلهای با سینماگران جهانی نداریم و جزو پنچ کشور اول سینمای جهان هستیم.
فیلم ایرانی هم این قابلیت را دارد که به شبکههای جهانی فروخته شود
آیا بازار فیلم کمکی به پخش و فروش فیلمهای ایرانی به دیگر کشورها میکند؟
اقباشاوی: اصل اساسی هر جشنواره بازار فیلم است؛ بقیه رنگ و لعاب است تا اقتصاد سینما بچرخد. فیلم ایرانی هم این قابلیت را دارد که فروخته شود و در شبکههای تلویزیونی جهان و پلتفرمهای بینالمللی پخش بود. این همه شبکه تلویزیونی از کانادا تا اتیوپی تا فیلپین و کره جنوبی که میتواند کپی فیلم ما را بخرد و آن را پخش کند.
اما بعد از کرونا که سالنها تعطیل و بعضی جشنوارهها حذف شدند، سیاست جشنوارههای بین المللی، پخش و اکران فیلمهای سرگرم کننده بود و شانس فیلمهای هنری و تجربی کمتر شد. این شاید خبر بدی برای فیلمسازان هنری و تجربی باشد اما این اتفاق دارد می افتد.
انتهای پیام/