به بهانه ۵ آذر؛ سالمرگ استاد مرتضی ممیز
هیچ خطی را بیفکر نکـِش
حسین نوروزی پژوهشگر هنر به بهانه سالمرگ استاد مرتضی ممیز، یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.
گروه فرهنگ - ایران آنلاین: در آسمان هنر معاصر ایران، برخی ستارهها نه فقط میدرخشند، بلکه مسیر را روشن میکنند و نوری برجای میگذارند که نسلهای بعد از آن بهرهمند میشوند. استاد مرتضی ممیز یکی از آن ستارهها بود. امروز، به بهانه سالروز کوچ او، فرصتی است تا یاد کنیم از مردی که نه تنها گرافیک ایران را بنیان گذاشت، بلکه روح آن را ساخت، پرورش داد و به جهانیان شناساند.
ممیز را اغلب «پدر گرافیک معاصر ایران» مینامند، اما او بیش از این عنوانها بود: یک متفکر، آموزگار و بانی نهادهای صنفی مهم. در مسیر حرفهایاش، او چنان تأثیری در حوزه گرافیک ایران گذاشت که بدون شناخت دقیق میراث او، نمیتوان وضعیت امروز این رشته را درک کرد.
یکی از مهمترین میراثهای او، تأسیس و رشد «انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران ( IGDS)» بود. این انجمن، به همت او و همراهی جمعی از طراحان حرفهای شکل گرفت و به مکانی برای ارتقای جایگاه حرفهای گرافیک در ایران بدل گشت. IGDS نه تنها یک شبکه صنفی ساده بود، بلکه بستری برای پژوهش، استاندارد سازی دستمزدها، حمایت از طراحان جوان و ایجاد گفتوگوهای حرفهای شد. بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر، معتقدند که IGDS در بیش از دو دهه اخیر یکی از موفقترین، بامحتواترین و مؤثرترین انجمنهای گرافیکی در ایران بوده است و در پنج سال اخیر نیز تأثیرگذاری آن به وضوح افزایش یافته است. ممیز خود بارها تأکید میکرد که گرافیک، نه صرفِ هنر است و نه صرفِ تجارت، بلکه یک زبان اندیشهور است. پیش از هر قلمزنی، او ما را تشویق میکرد به «پژوهش»، «تفکر عمیق» و «واکَویی موضوع». برای او، طراحی بدون شناخت موضوعی عمیق، مانند ساختن خانهای بر خاک نرم بود که هرگز پایدار نخواهد ماند.
من که در دوره فوقلیسانس در دانشکده هنرهای زیبا شاگردش بودم، بهخوبی به یاد دارم که هر بار جلسات کلاس با او آغاز میشد، با جدیتی آرام و نگاهی نافذ اولین درس را اینگونه بیان میکرد: «طراحی بدون پژوهش، یعنی تیر در تاریکی.» این جمله، نه فقط شعار، بلکه قانون نانوشته کار ما شد. او تأکید داشت که طراح تنها زمانی حق دارد دست به طراحی بزند که موضوع را از عمق درک کرده باشد.
در جلسات نقد، ممیز با دقتی کمنظیر ضعفها را میگشود و پیشنهاد راه اصلاح میداد. صراحت او برای ما دانشجویان جوان گاهی دشوار بود، اما از آن صراحت، چنان ساخت و پرورش داده شدیم که امروز بسیاری از ما طراحی را نه فقط به چشم شغل، بلکه به چشم مسئولیتی اجتماعی میبینیم. یکی از جملات ماندگار او، وقتی به دانشجویی گفت: «اگر تصویرت نمیتواند از خودش دفاع کند، پس هنوز تصویر نیست.» این جمله مثل سندی شد در کارنامه زندگی حرفهای من و بسیاری از همنسلان من. اما روح ممیز فقط در کلاس و نقد زنده نبود؛ او یک نهادساز بود. باور او این بود که بدون ساختار حرفهای، گرافیک در ایران نمیتواند به جایگاه واقعیاش برسد. همین باور بود که منجر به تأسیس IGDS شد. او معتقد بود انجمن باید صدای طراحان باشد، جایگاهی برای بازشناسی حرفهای و پلی برای انتقال تجربه بین نسلها. وقتی میبینی IGDS امروز توانسته است طراحان جوان را با طراحان کهنهکار پیوند دهد، استانداردهای دستمزد و قرارداد را ارتقا دهد و موقعیت گرافیک در عرصه عمومی را تثبیت کند، بخش بزرگی از آن را مدیون خرد و اندیشه ممیز هستیم.
در عرصه خلق آثار نیز ممیز چهرهای بیبدیل بود. طراحی لوگو، پوستر، جلد کتاب، تصویرسازی و نشانهوارههای او نه به دنبال تزئین، بلکه در خدمت معنا بود. او مهارت ویژهای در حذف اضافات و سادهسازی فرم داشت؛ خطوط و سطوح در آثارش به گونهای سازماندهی شده بودند که معنا به وضوح منتقل میشد. از طراحی نشانههای موزهها تا سازمانهای فرهنگی، ممیز نشان داد که چگونه هنر میتواند ساده، قدرتمند و ماندگار باشد. نکته برجسته دیگر، نگاه فلسفی و اخلاقی او به گرافیک بود. ممیز معتقد بود که هر خط، هر فرم و هر ترکیب باید حامل پیام باشد و طراح مسئولیت سنگینی در قبال مخاطب دارد. این نگاه باعث شد نسلهای بعد از او، گرافیک را صرفاً به عنوان ابزاری تزئینی نبینند، بلکه آن را به چشم یک ادبیات تصویری جدی، فرهنگی و اجتماعی ببینند. من به عنوان یکی از شاگردان او، هنوز صدای او را میشنوم: «هیچ خطی را بیفکر نکش.» این توصیهها نه فقط در کلاسها، بلکه در طول مسیر حرفهای من نیز راهنمای عمل بوده است. همچنین خاطراتی از جلسات طراحی مشترک با استاد احصایی که من نیز همراه او بودم، یادآور نظم فکری و دقت بالای ممیز است. او جزئیات کوچک را با اهمیت میدید و به ما میآموخت که طراحی یعنی شناخت و پرداختن عمیق به هر جزء از موضوع.
IGDS در پنج سال اخیر توانسته با بهرهگیری از اصول و ارزشهایی که ممیز بنیان گذاشته بود، نقش کلیدی در توسعه حرفهای گرافیک در ایران ایفا کند؛ از سازماندهی دورههای تخصصی گرفته تا حمایت از طراحان جوان و ایجاد فرصتهای نمایشگاهی. این نشاندهنده تداوم تفکر و روش استاد در دنیای امروز است؛ میراثی که هنوز جریان دارد و به نسل جدید طراحان منتقل میشود. اکنون، با گذشت سالها از کوچ ممیز، گرافیک ایران همچنان سایه دست او را بر شانههای خود احساس میکند. هرگاه حرفه ما دچار سردرگمی یا آشفتگی میشود، بازگشت به میراث او راهنمایی است برای بازشناسی اصول اولیه: پژوهش، تفکر، دقت، اخلاق حرفهای و ساختار صنفی. این میراث، الگویی است که به ما نشان میدهد چگونه میتوان مسیر حرفهای را با کیفیت و تعهد طی کرد.
مرتضی ممیز رفت، اما او را نمیتوان صرفاً با نبود فیزیکی سنجید؛ چیزی که از او باقیمانده، جریان است؛ جریانی که از کلاسهای دانشگاه، جلسات نقد، انجمن IGDS و در دل هر طراح مسئولیتپذیر جاری است. او نه فقط یک طراح بزرگ بود بلکه معمار فکری گرافیک ایران و معلمی بود که الهامبخش نسلهای آینده شد. در پایان، میتوان با صدای بلند گفت: مرتضی ممیز نرفت؛ ممیز جریان شد. جریانی که هنوز جاری است، مسیر میسازد و چراغ راه بسیاری از ماست. روحش شاد و راهش پاینده باشد.
انتهای پیام/