فرهاد فخرالدینی و محمد میرزمانی در گفت‌وگو با «ایران» از زنده‌یاد ناصر مسعودی می‌گویند؛

خاموشی بلبل گیلان

هنر

132760
خاموشی بلبل گیلان

استاد ناصر مسعودی، خواننده‌ پیشکسوت موسیقی فولک گیلان درگذشت. مراسم تشییع این هنرمند بزرگ امروز شنبه ۸ آذر برگزار می‌شود و پیکر او در جوار مزار میرزا کوچک‌خان جنگلی آرام می‌‌گیرد. آخرین دیدار با زنده‌یاد ناصر مسعودی به مردادماه سال ۹۶ برمی‌گردد. در یکی از روزهای گرم تابستان در روزنامه ایران میهمان حضور پرمهرش بودیم.

ندا سیجانی - گروه فرهنگی: مهربانی خاصی در نگاهش به چشم می‌خورد. موهای سپید و خط و خطوطی که بر صورتش نقش بسته بود، سیمای زیبایش را مهربان‌تر کرده بود و هرگاه لب به سخن می‌‌گشود تا خاطرات گذشته و موسیقی فولک منطقه را روایت کند، جملاتش همچون هوای طرب‌انگیز گیلان بر دل و جان لطافت خاصی می‌‌بخشید؛ آنچنان که گویا در همان سرسبزی نشسته‌ای و او نغمه «جنگل» را آرام آرام زمزمه می‌‌کند؛ هنرمندی که به بلبل گیلان شهره است و بی‌تردید این عنوان از سرچشمه‌های همان موسیقی‌هایی است که طی این سال‌ها با نام بزرگانی چون ناصر مسعودی زنده مانده است.

زنده‌یاد ناصر مسعودی فعالیت خود را از سال ۱۳۲۸ آغاز کرد و به گفته خویش، سابقه کاری‌اش به تاریخ پیوسته و طی این سال‌ها در موسیقی گیلکی که زادگاهش بود، چه در کار ترانه و قطعات فارسی هرچه در توان داشته عرضه کرده است.

در بخشی از یک گفت‌وگو ناصر مسعودی آغاز فعالیت خود را این گونه تعریف می‌‌کند: «همکاری من با رادیو از سال ۱۳۳۹ آغاز شد و حدود ۱۰ سال با استاد احمد عبادی در برنامه گل‌ها به مدیریت داوود پیرنیا فعالیت داشتیم و بعد از فوت ایشان این همکاری با آقایان رهی معیری و محمد میرنقیبی ادامه یافت. آن دوران فریدون ناصری، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی و مصطفی کسروی در شورای موسیقی رادیو بودند و من در ارکسترها موسیقی گیلکی و ایرانی می‌خواندم.»

او طی سال‌ها فعالیت هنری‌اش، آلبوم‌هایی چون «کوراشیم»، «پرچین» و «قلندر» را با همکاری و تنظیم احمدعلی راغب و بعد از آن نیز چندین تک آهنگ با همکاری علی اکبرپور منتشر کرد. بعدها هم آلبومی از اشعار شیون فومنی ارائه کرد به نام «هلاچین» و آخرین کارش اثری با همکاری مجید درخشانی با نام «حالا چرا؟» نام داشت. قطعه «گل پامچال» هم از آثار ماندگار این خواننده است.

زنده‌یاد ناصر مسعودی، قریب به ۵۰ آواز در برنامه «گل‌ها» (در قالب «برگ سبز»، «شاخه گل»، «گل‌های صحرایی» و «گل‌های تازه») با همکاری بزرگانی چون احمد عبادی، جلیل شهناز، اصغر بهاری، فرهنگ شریف، رضا ورزنده و سایر نوازندگان بزرگ موسیقی سنتی ایران خوانده است. او پیش‌تر در این باره گفته بود: «بهترین خاطرات دوران خواندن من در برنامه گل‌ها آغاز شد. پیش از آنکه به تهران بیایم، در رادیو رشت به همراه دیگر هنرمندان چون آقای نادر گلچین همکاری داشتیم اما زمانی که به استاد عبادی معرفی شدم، ایشان در برنامه گل‌ها فعالیت داشتند و بعد از یک آزمون کوتاه دعوت کردند که به رادیو بروم. درواقع به واسطه کمک و راهنمایی ایشان بود که توانستم به برنامه گل‌های صحرایی راه یابم. «بنفشه گل» نخستین کاری بود که در برنامه گل‌های صحرایی اجرا کردم و بعد از آن «دلواپسی» کاری از غلامرضا امانی را خواندم و به دنبال آن آرام آرام کارهایی که پیش از این در رادیو رشت خوانده بودم را اجرا کردم. اغلب کارها ملودی‌هایی بود که به ذهنم می‌رسید و روی آن شعر یا ترانه می‌گذاشتم و اجرا می‌کردم. ترانه‌ها برگرفته از موسیقی فولکلور گیلان بود مانند قطعه «لالایی»که در ارکستر فارابی با استاد مرتضی حنانه اجرا کردم. شعر این کار توسط یکی از همشهری‌هایم به ‌دستم رسید. آن زمان صاحب دختری شدم به‌نام بنفشه و این لالایی را همیشه برای دخترم می‌خواندم. کارهایی که آن دوران ساخته می‌شد، همه از روی عشق و علاقه بود و برای ساخت چنین آثاری باید جرقه‌ای در ذهن هنرمند ایجاد شود.»

مهم‌ترین آثار ماندگار زنده‌یاد ناصر مسعودی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تیتراژ سریال «کوچک جنگلی» است که در دهه ۶۰ در ژانر تاریخی و سیاسی به کارگردانی بهروز افخمی ساخته شد.

این خواننده درباره این کار اظهار کرد: «آهنگ ملی- میهنی جنگل را سال ۶۷ اجرا کردم. آقای بهروز افخمی برای سریال «میرزاکوچک خان جنگلی» با من تماس گرفت و تقاضا کرد تیتراژ این کار را بخوانم. البته پیش از این توسط شخص دیگری این کار خوانده شده بود اما چون لهجه گیلکی نداشت، بزرگان و مفاخر گیلان چون جهانگیرخان سرتیپی به خواندن این کار اعتراض داشتند و سازندگان سریال تصمیم گرفتند ترانه قبلی پخش نشود و به من گفتند طبق سابقه و تجربه شما در موسیقی گیلکی مسئولیت خواندن این کار را به شما می‌سپاریم.

موسیقی تیتراژ این فیلم سینه به سینه منتقل شده و شاعر و آهنگساز آن مشخص نیست و آقای محمد میرزمانی آن دوران تنظیم کار را انجام دادند و همین کار آغازی شد بر فعالیت دوباره من بعد از انقلاب.

ناگفته نماند در کودکی ملودی این کار در خانواده ما زمزمه می‌شد و گوش‌مان با داستان جنگل و میرزا کوچک‌خان آشنا بود. در واقع بزرگان ما برای کسانی که علاقه‌مند به فرهنگ و تاریخ بودند، این روایت‌ها را تعریف می‌کردند و همین امر باعث شد این کار را قبول کنم و بخوانم، اما بعد از آن دیگر به تلویزیون نرفتم.»

روایت ساخت داستان «کوچک جنگلی»

محمد میرزمانی، آهنگساز و تنظیم کننده قطعه ماندگار «کوچک جنگلی» در گفت‌وگو با «ایران» ضمن عرض تسلیت به جامعه موسیقی کشور و خانواده زنده‌یاد مسعودی بیان کرد: «انس و آشنایی من با صدای آقای مسعودی به دوران نوجوانی برمی‌‌گردد و به واسطه رادیو با صدای او آشنا بودم و علاقه بسیاری داشتم. بویژه قطعه معروف «الا تی‌تی».

او درباره همکاری‌اش با ناصر مسعودی در سریال «کوچک جنگلی» گفت: «برای انتخاب خواننده تیتراژ این سریال که از ساخته‌های آقای افخمی است ابتدا از صدای آقای تورج زاهدی بهره بردیم، هنرمندی با صدای دلنشین و مخملی و تأثیرگذار. منتها مردم عزیز گیلان به دلیل نداشتن لهجه گیلکی به صدای این خواننده معترض بودند. برهمین اساس زنده‌یاد آقای محسن کلهر که آن زمان صدابرداری موسیقی این سریال را با همکاری ناصر فرهودی انجام می‌داد پیشنهاد کردند از آقای ناصر مسعودی برای تیتراژ این کار دعوت به عمل آید که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. البته این نگرانی وجود داشت که آقای مسعودی این پیشنهاد را نپذیرد که در نهایت آقای کلهر با ایشان صحبت و قطعه را برای آقای مسعود ارسال کرد و خوشبختانه پذیرفت و تمرینات در استودیو آغاز و کار ضبط شد.»

او در ادامه افزود: «زنده‌یاد ناصر مسعودی جایگاه ویژه‌ای در تاریخ موسیقی ایران دارد. آثاری که ایشان طی سال‌های هنری‌شان اجرا کرده‌اند، جاودانه و ماندگار است. البته به لحاظ اخلاقی هم منحصر به فرد بودند. شخصیت، ادب و متانت ایشان برای من الگوی به تمام معنا بود و همیشه و در همه حال احترام بسیاری برای ایشان قائل بودم و همچنان دوستدارشان هستم. بایستی بگویم انتخاب آقای مسعودی برای این سریال اتفاق بسیار خوبی بود که بسیار مورد استقبال مخاطبان، بویژه مردم هنرپرور گیلان قرار گرفت. به این دلیل که این هنرمند بعد از انقلاب فعالیتی نداشتند و هیچ قطعه‌ای اجرا نکردند و اولین کار ایشان دربازه زمانی بعد از انقلاب «کوچک جنگلی» بود و همین امر موجب استقبال پرشور مردم گیلان شد. خود ما هم بسیار خوشحال شدیم و افتخاری بود که در مقام آهنگساز با ایشان همکاری داشته باشم و بسیار از این هنرمند آموختم.

البته بعد از این کار، همکاری‌هایی دیگری هم صورت گرفت، اما به مانند کوچک جنگلی به شهرت نرسید. البته ناگفته نماند فیلمنامه سریال هم کار قوی بود و در سطحی ارائه شده بود که مخاطب را مجذوب خود کند و در کنار آن موسیقی کار که برگرفته از توانمندی‌های آقای مسعودی بود، توانسته بود همپای فیلمنامه جایگاه ارزشمند خود را نشان بدهد. لازم به ذکر است پیش از انقلاب هم سریالی بود که بخشی از آن به قیام میرزا کوچک خان اشاره داشت و در آن سریال هم از آقای مسعودی دعوت کردم و ایشان پذیرفتند و دو قطعه اجرا کردند. اما آنچه که ماندگار شد، «کوچک جنگلی» بود و انصافاً ملودی کار که فولکلور و محلی است، بسیار زیباست و از دل مردم برخاسته است. شعر این کار هم یک سروده مردمی است که به روایت خواهر میرزا کوچک‌خان خوانده می‌‌شود و زبان حال مردم گیلان است و اینها نکاتی بود که موجب شد موسیقی این کار دیده و شنیده شود.»

هنرمند مؤلف

این آهنگساز درباره علت ماندگاری آثار هنرمندانی چون ناصر مسعودی که برگرفته از موسیقی فولک است، گفت:«نکته‌ای که متأسفانه کمتر با آن مواجه هستیم، این است که در گذشته اغلب خواننده‌ها صاحب سبک بودند اما درحال حاضر اکثریت صدا‌ها در یک سطح است و اغلب به صورت تقلید و الگوبرداری از خوانندگان دیگر است. براین اساس از نگاه من آنچه که بسیار مهم است و ضرورت دارد به آن توجه شود، این است که هنرمند تألیف داشته باشد. یعنی جایگاهی برای خود تعریف کنند که امضای آن شخص باشد. در خوانندگی این مسأله بسیار مهم است به این دلیل که مردم اغلب با خواننده‌ها سر و کار دارند به همین سبب نیاز است در این زمینه دقت نظر بیشتری داشته باشند و از دیدگاه مخاطب با دیگر خوانندگان مقایسه نشوند. اما متأسفانه این جایگاه در حال حاضر کمی مخدوش شده است.»

میرزمانی درباره موسیقی فولک و پرداختن به این گونه موسیقی‌ها در کارهای سینمایی و تلویزیونی بیان کرد: «هر کدام از اقوام ایران مانند لر، کرد، بلوچ، آذری، گیلکی، مازنی و... همچون انگشتان یک دست هستند که وقتی با هم جمع می‌‌شوند، مشتی محکم و متحد شکل می‌‌گیرد و این اتحاد موجب می‌‌شود کشورهای دیگر نتوانند آنها را تجزیه کنند. تقویت اقوام ایران بسیار مهم است و در یکپارچگی و اتحاد کشور نقش بسیار مهمی دارد. سال‌های بسیاری است که ‌هالیوود در تلاش است مرزهای فرهنگی را بردارد تا به لحاظ فرهنگی تهی شود و یک فرهنگ یکدست غربی شکل بگیرد و هر قومیت هویت خود را از دست بدهد. در مورد موسیقی و هنر هم به همین شکل است. اکثر آثاری که در ‌هالیوود ساخته می‌‌شود هویت ندارد. در کشور ما نیز باید سعی کنیم این هویت در سینما و سریال‌ها حفظ شود و از موسیقی قومی بهره بسیاری برد. بی تردید این موضوع در اتحاد و یکپارچگی اقوام بسیار مؤثر است.»  


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر