قدرت مجمع در فوتبال از کفاشیان تا عزیزیخادم
ورزش
132775
در تاریخ پرپیچوخم فدراسیون فوتبال ایران، تنها سه نام به عنوان رؤسایی که عملاً از قدرت کنار گذاشته شدهاند ثبت شده است: محمد دادکان، شهابالدین عزیزیخادم و علی کفاشیان.
محمدرضا رحیمپور: هرچند کفاشیان نه با حکم عزل، بلکه با رأینیاوردن در مجمع ۱۳۹۵ از صحنه کنار رفت اما آنچه این سه پرونده را به یکدیگر پیوند میدهد، نقش پررنگ و تعیینکننده نهادی است که سایهاش بر همه ارکان فوتبال سنگینی میکند: مجمع فدراسیون فوتبال. نقطه عطف این قدرت، خرداد ۱۳۸۵ بود؛ روزی که دولت وقت با دستور مستقیم سازمان تربیت بدنی، محمد دادکان را برکنار و فیفا بیدرنگ فوتبال ایران را تعلیق کرد. تعلیقی که پیام روشنی داشت؛ هیچ مرجعی اعم از سیاسی و غیرسیاسی جز مجمع، حق عزل رئیس فدراسیون را ندارد. همین بحران، بنای تولد اساسنامهای شد که در آن هرگونه دخالت بیرونی حذف و تنها «پیشنهاد هیأترئیسه» و «رأی دوسوم مجمع» به عنوان سازوکار قانونی عزل تعریف شد. این سازوکار بعدها در ماجرای شهابالدین عزیزیخادم به صورت کامل فعال شد؛ هیأترئیسه در بهمن ۱۴۰۰ عزل موقت را رقم زد و مجمع در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ با رأی مخفی و قاطع، دوره ریاست او را پایان داد. نه وزارت ورزش توانست مانع شود، نه مراجع قضایی و نه حتی اعتراضات رسانهای؛ زیرا فیفا دقیقاً همین مسیر را تأیید کرده است.
کفاشیان نیز اگرچه عزل نشد، اما در اردیبهشت ۱۳۹۵ در برابر رأی مجمع سر فرود آورد و شکست انتخاباتی او بار دیگر نشان داد که هیچ رئیس فدراسیونی ورای اراده مجمع دوام نمیآورد.
تجربه تاریخی فوتبال ایران ثابت میکند که هرگاه تصمیم از دل مجمع بیرون آمده، فصلالخطاب بوده است. امروز بیش از هر زمان دیگر روشن است که مجمع فدراسیون فوتبال، قدرت مطلق و بیچونوچرای این ساختار است؛ قدرتی که نه قابل دورزدن است و نه قابل بازگشت.
انتهای پیام/