فرصت تاریخی اصلاح بانک مرکزی یا تداوم بنبست دلار چندنرخی؟
میثم هاشمخانی- تحلیلگر اقتصادی در روزنامه ایران نوشت: انتصاب آقای همتی بهعنوان رئیسکل بانک مرکزی، در یکی از خاصترین و پیچیدهترین مقاطع تاریخ اقتصادی کشور رقم خورده است؛ مقطعی که بهطور همزمان، هم یک فرصت کمنظیر تاریخی در اختیار ایشان قرار میدهد و هم تهدیدی کمسابقه را پیش روی مدیریت پولی کشور میگذارد.
ایران آنلاین: شاید بتوان گفت در تاریخ ۶۵ ساله بانک مرکزی ایران، کمتر دورهای تا این اندازه تعیینکننده و سرنوشتساز بوده است. فرصت ویژه آقای همتی، پیشینه منحصربهفرد ایشان در مدیریت بانک مرکزی است. ایشان پیشتر یک دوره ریاست این نهاد حساس را تجربه کردهاند و با واقعیتهای اجرایی، محدودیتهای نهادی، فشارها و پیچیدگیهای بازار پول و ارز بهخوبی آشنا هستند.
مهمتر آنکه پس از پایان آن دوره، چند سال از فضای تصمیمگیری مستقیم فاصله داشتهاند؛ فاصلهای که امکان بازنگری، بازاندیشی و تحلیل مجدد سیاستها و خطاهای گذشته را فراهم کرده است. بازگشت به بانک مرکزی پس از چنین وقفهای، میتواند فرصتی طلایی برای اصلاح مسیرها و ارتقای کیفیت حکمرانی پولی باشد. در تاریخ بانک مرکزی، تنها یک بار چنین فرصتی تکرار شده و آن هم در مورد مرحوم دکتر نوربخش بوده است؛ تجربهای نادر که اگر درست استفاده شود،
میتواند منشأ تحولات مثبت باشد. اما در سوی دیگر، آقای همتی با چالشی بسیار بزرگ و شاید بیسابقه روبهروست. شرایط بینالمللی کشور، وضعیت تعلیقی نگرانکنندهای میان جنگ و صلح را رقم زده و همزمان، با فعال شدن مکانیسم ماشه، سطح تحریمها به بالاترین میزان رسیده است.
این دو عامل، مستقیماً بازار ارز را تحت فشار قرار میدهند و آن را به کانون اصلی تنشهای اقتصادی بدل کردهاند. به همین دلیل، بیتردید کارنامه آقای همتی در آینده، بیش از هر چیز با عملکردش در مدیریت بازار ارز قضاوت خواهد شد. مسأله محوری در بازار ارز، هدایت آن به سمت یک نظام تکنرخی، شفاف و عاری از رانت است. ساختار فعلی که در آن چندین نرخ رسمی، نیمهرسمی و غیررسمی برای دلار وجود دارد، عملاً به بستری برای فساد گسترده تبدیل شده است.
تعدد نرخها نهتنها باعث سردرگمی فعالان اقتصادی شده، بلکه زمینهساز شکلگیری سرمایهداران رانتی بزرگی بوده که قدرت آنها گاه با قدرت مداخله بانک مرکزی در بازار ارز برابری میکند. این وضعیت، کارایی سیاستگذار پولی را بهشدت تضعیف کرده است.
تجربه سالهای گذشته بهروشنی نشان داده که دلار دولتی یا ترجیحی، چه با نرخ ۴۲۰۰ تومان و چه با نرخ ۲۸۵۰۰ تومان، هرگز به هدف اعلامی خود نرسیده است. تقریباً همه شهروندان ایرانی تأیید میکنند که هیچ کالایی نبوده که دلار دولتی دریافت کند و در نهایت با قیمتی متناسب با همان دلار به دست مصرفکننده برسد. حتی در سالهای اخیر نیز، با وجود تخصیص ارز ۲۸۵۰۰ تومانی به برخی کالاها، نمیتوان نمونهای یافت که قیمت آن کالا متناسب با ثبات نرخ ارز، برای مردم ثابت مانده باشد.
ناکامی سیاست دلار چندنرخی در کنترل قیمتها و نقش مخرب آن در تولید فساد، رانت و اخلال اقتصادی، امروز دیگر محل تردید نیست. از همین رو، تاریخ اقتصاد ایران آقای همتی را عمدتاً بر اساس یک معیار قضاوت خواهد کرد: آیا ایشان توانسته بساط دلار چندنرخی را جمع کند یا نه.
موفقیت واقعی زمانی محقق میشود که تمام نرخهای فرعی و رانتی حذف شوند و نظامی شکل بگیرد که در آن، همه شهروندان بتوانند با یک نرخ واحد، شفاف و قابل دسترس، ارز مورد نیاز خود را تأمین کنند. تنها در این صورت است که میتوان از اصلاح واقعی در بازار ارز و ثبت یک کارنامه موفق برای رئیسکل بانک مرکزی سخن گفت.
انتهای پیام/