سیاستگذاریهای اشتباه اصلاح شود
علی میرزاخانی، کارشناس اقتصادی- در روزنامه ایران نوشت: به یاد دارم زمانی که آقای همتی در دوره قبلی ریاست خود بر بانک مرکزی، در تابستان سال ۱۳۹۷ این مسئولیت را بر عهده گرفتند، شرایط بازار ارز شباهت زیادی به وضعیت امروز داشت.
ایران آنلاین: در آن مقطع نیز نرخ ارز با جهشهای شدید مواجه شده بود و در عمل ایده روشنی وجود نداشت که بازار ارز باید به چه سمتی حرکت کند و چه سیاستی باید در پیش گرفته شود. امروز آقای همتی تجربه همان دوره را در اختیار دارند؛ دورهای که در نهایت مدیریت نسبتاً موفقی بر بازار ارز اعمال شد. بخشی از مشکلات بازار ارز در آن زمان و همچنین در شرایط فعلی، ناشی از سیاستگذاریهای اشتباه ارزی است. بازار ارز ذاتاً از دو بخش عرضه و تقاضا تشکیل شده است. در سمت تقاضا، هم تقاضای واقعی وجود دارد و هم تقاضای سفتهبازانه.
تقاضای واقعی عمدتاً مربوط به واردات واقعی کشور است که بخشی از آن با نرخهای دولتی تأمین میشود و بخش دیگر با نرخهایی نزدیک به بازار آزاد. زمانی که فاصله میان این نرخها افزایش پیدا میکند، بهطور طبیعی تقاضای سفتهبازانه رشد میکند و تقاضای غیرواقعی وارد بازار ارز میشود. به نظر من، تجربهای که آقای همتی در دوره قبل مدیریت بازار ارز کسب کردهاند، میتواند در دوره جدید با پختگی و شناخت بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. راهحلهایی برای شرایط فعلی وجود دارد؛ نه به این معنا که نرخ ارز باید بهطور مصنوعی و شدید کاهش پیدا کند، بلکه به این معنا که بتوان از جهشهای مقطعی، اضافهپرشها و نوسانهای شدید کوتاهمدت جلوگیری کرد. اگر نرخ ارز متناسب با تورم و بهصورت تدریجی افزایش پیدا کند، الزاماً مشکل حادی برای اقتصاد کشور ایجاد نمیشود. مشکل اصلی زمانی به وجود میآید که نرخ ارز در مدت کوتاهی، مثلاً در عرض چند هفته، با جهشهای ۲۰ درصدی یا بیشتر مواجه شود؛ جهشهایی که کل اقتصاد را تحت تأثیر قرار میدهد.
با استفاده از تجربهای که آقای همتی دارند، میتوان بازار ارزی را که در هفتههای اخیر دچار التهاب شده است، مدیریت و از اضافهپرشهایی که کل اقتصاد کشور را ملتهب میکند، جلوگیری کرد. امیدوارم این مسیر بهدرستی طی شود. در مورد بررسی عملکرد رؤسای سابق بانک مرکزی، به نظر من باید دستکم دو شاخص اصلی را مدنظر قرار داد. اول، شاخص تورم است. باید دید تورم در دورههای مختلف چه تغییری کرده و عملکرد هر رئیس کل بانک مرکزی را با دورههای پیشین مقایسه کرد. واقعیت این است که در سالهای اخیر، بویژه در یک سال گذشته، اقتصاد ایران سطح جدیدی از تورم را تجربه کرده و نرخ تورم از مرز بسیار حساس ۵۰ درصد عبور کرده است. البته پیش از این دوره نیز تورم از سطوح حدود ۲۰ درصد به محدوده نزدیک ۴۰ درصد رسیده بود و یک پله جدید را تجربه کرده بود. من نرخ ارز را معلول تورم میدانم. با این حال، مهمترین شاخص اقتصادی از نظر من این است که این افزایش نرخ ارز چگونه مدیریت شده است. افزایش نرخ ارز میتواند بهصورت تدریجی و کنترلشده رخ دهد، بدون آنکه جامعه و اقتصاد را دچار التهاب کند و این خود یک شاخص بسیار مهم است.
در مقابل، زمانی که فشار افزایش نرخ ارز بهصورت ناگهانی و یکباره تخلیه میشود، اثرات بسیار مخربی بر اقتصاد میگذارد و جامعه را دچار نگرانی و التهاب میکند. در چنین شرایطی، مردم به دنبال روشهای جایگزین برای حفظ ارزش داراییهای خود میروند و این روند در نهایت میتواند به تضعیف واحد پول ملی منجر شود. از این رو، نحوه مدیریت افزایش نرخ ارز، بهمراتب مهمتر از خودِ افزایش آن است.
انتهای پیام/