هنرمندی که اثرش سخن می‌گفت

سفری در جهان هنری علی گلستانه

هنر

138540
سفری در جهان هنری علی گلستانه

یازدهم دی ماه ۱۳۱۹ خورشیدی، سالروز تولد علی گلستانه، نقاش برجسته‌ معاصر ایران، است. هنرمندی که حضورش در نقاشی ایران، بیش از آنکه مبتنی بر دیده‌شدن و گفتار رسانه‌ای باشد، بر تداوم آرام یک نگاه شخصی استوار بود.

ایران آنلاین: علی گلستانه از جمله هنرمندانی بود که ترجیح می‌داد اثرش سخن بگوید و خود، در پس آن بایستد؛ بی‌هیاهو، کم‌حرف و دور از جنجال‌های رایج فضای هنر.

به گزارش ایرنا،گوشه‌نشینی و کم‌گویی گلستانه نه نشانه‌ انفعال، بلکه بخشی از منش فکری و هنری او بود. او آگاهانه فاصله‌ای میان خود و شتاب بیرونی ایجاد می‌کرد، فاصله‌ای که امکان تمرکز، مشاهده‌ دقیق و وفاداری به تجربه‌ی زیسته را فراهم می‌ساخت.

این سکوت انتخاب‌شده، در آثار گلستانه نیز بازتاب دارد. آثاری که مخاطب را به مکث، تأمل و مواجهه‌ای آرام با تصویر دعوت می‌کنند.

طبیعت در نقاشی‌های گلستانه جایگاهی محوری دارد، اما نه به‌مثابه منظره‌ای تماشایی یا بازنمایی صرف، طبیعت در آثار او بیشتر یک وضعیت است. وضعیتی میان ماندگاری و فرسایش. درختان، زمین‌های مرطوب، افق‌های سنگین و آسمان‌های خاموش، اغلب بدون حادثه و روایت، اما سرشار از حضورند.

این طبیعت، طبیعتِ تجربه‌شده است؛ نه طبیعتی ایده‌آل یا رمانتیک، بلکه زیست‌جهانی که با زمان، سکوت و تأمل درآمیخته است.

پالت رنگی علی گلستانه محدود، کنترل‌شده و حساب‌شده است. او از اغراق‌های رنگی پرهیز می‌کرد و به تون‌های میانی، خاکستری‌ها و رنگ‌های فروخورده گرایش داشت. رنگ در آثار او نه برای جلب توجه، بلکه برای ایجاد فضا به‌کار می‌رود. این رویکرد رنگی، با نگرش او به زندگی نیز هم‌راستاست؛ نگاهی واقع‌بینانه، آرام و به‌دور از هیجان‌های نمایشی.

در کنار نقاشی با رنگ‌روغن، استفاده‌ حرفه‌ای و جدی گلستانه از مدادرنگی یکی از وجوه شاخص کار اوست. در زمانی که مدادرنگی اغلب به‌عنوان رسانه‌ای فرعی یا آموزشی تلقی می‌شد، گلستانه آن را به ابزاری مستقل و کامل بدل کرد.

لایه‌گذاری‌های دقیق، کنترل ظریف فشار دست و ایجاد بافت‌هایی که میان طراحی و نقاشی در نوسان‌اند، نشان از تسلط کامل او بر این رسانه دارد. مداد رنگی برای گلستانه انتخابی آگاهانه بود؛ رسانه‌ای متناسب با روحیه‌ی صبور، کم‌صدا و دقیق او.

در پرتره‌ها و پیکره‌های انسانی نیز همین منطق حاکم است. چهره‌ها اغلب در خود فرورفته‌اند، نگاه‌ها مستقیم نیستند و بدن‌ها حالتی ایستا و معلق دارند. انسان در آثار گلستانه نه قهرمان است و نه روایت‌گر؛ بلکه حضوری خاموش دارد، مشابه طبیعتی که در نقاشی‌هایش دیده می‌شود.
این هم‌نشینی انسان و طبیعت، بدون اغراق یا نمادپردازی آشکار، از ویژگی‌های مهم جهان تصویری اوست.

نگرش گلستانه به هنر، مبتنی بر تداوم و زیستن با اثر بود، نه تولید شتاب‌زده و مصرف سریع. او هنر را نه به‌عنوان ابزار موقعیت اجتماعی، بلکه به‌مثابه شکلی از زیستن درک می‌کرد. شاید به همین دلیل، آثارش وابسته به زمانه‌ی خاصی نیستند و در برابر فرسایش زمان مقاومت می‌کنند.

چهار سال پس از درگذشت علی گلستانه در مهر ۱۴۰۰ شمسی و امروز یازدهم دی ماه، در سالروز تولد او، بازخوانی آثار و منش او تنها یادبودی فردی نیست، بلکه فرصتی است برای تأملی جمعی.

گلستانه از جمله هنرمندانی بود که آگاهانه از مرکز توجه فاصله گرفت و زیست و کار در سکوت را برگزید؛ سکوتی که نه نشانه‌ حذف، بلکه حاصل انتخاب بود. با این حال، این انتخاب نباید به فراموشی بینجامد.

جامعه‌ هنری، نهادهای فرهنگی و رسانه‌ها در قبال شناسایی، ثبت و بازنمایی هنرمندانی که خودخواسته به انزوا رفته‌اند، مسئول‌اند؛ هنرمندانی که بی‌ادعا کار کرده‌اند و سهمی جدی در شکل‌گیری حافظه‌ی بصری ما داشته‌اند.

یادآوری علی گلستانه، یادآوری این مسئولیت است؛ مسئولیت دیدن آن‌ها که دیده‌شدن را مطالبه نکرده‌اند.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار هنر