۲ بال میدان و دیپلماسی؛ «درایت موقعیت شناس» سردار سلیمانی
علیرضا مجیدی، کارشناس مسائل غرب آسیا در روزنامه ایان نوشت: نسبت میان «سیاست» و «میدان» را میتوان بهروشنی در سیره و رفتار شهید حاج قاسم سلیمانی مشاهده کرد؛ نسبتی پویا، منعطف و بهشدت موقعیتمحور که از یک عقلانیت راهبردی عمیق خبر میدهد.
ایران آنلاین: در دوگانه رایج میدان/دیپلماسی، شهید سلیمانی بهخوبی واقف بود که سیاست زمانی کارآمد و اثرگذار است که پشتوانه واقعی در میدان داشته باشد و از سوی دیگر، دستاوردهای میدانی نیز فقط زمانی ماندگار و پایدار میشوند که در حوزه سیاست و دیپلماسی تثبیت شوند.
میدان بهتنهایی نمیتواند تثبیتکننده باشد و سیاست بدون میدان هم اغلب به بیوزنی و بیاثر شدن میرسد. در این چهارچوب، ما با یک «درایت موقعیتشناس» مواجهیم؛ درایتی که نه به اصالت دائمی میدان قائل بود و نه دیپلماسی را نسخه همیشگی میدانست. گاهی میدان و سیاست همزمان و بهشدت درهمتنیده پیش میرفتند، گاهی میدان بهصورت مقطعی مقدم میشد و گاهی هم دیپلماسی، حتی با رقیب یا دشمن، اولویت پیدا میکرد. معیار ثابت، نه شعار ایدئولوژیک، بلکه محاسبه دقیق مقدورات، تهدیدات و پیامدها بود.
نمونه روشن تعامل تنگاتنگ میدان و سیاست را میتوان در عراق پس از اشغال ۲۰۰۳ دید. در شرایطی که عراق عملاً در چنگال آمریکا قرار داشت، شهید سلیمانی پروژه مواجهه با اشغال را با دو بال پیش برد: یک بال سیاسی و یک بال میدانی. در بال سیاسی، نیروهای همسو وارد ساختار و پازل طراحی شده آمریکاییها شدند تا آن را از درون دچار استحاله کرده و بهتدریج قدرت را در دست بگیرند. همزمان، بال میدانی با مقاومت مسلحانه، هزینه اشغالگری را برای آمریکا بهطور مستمر افزایش میداد. تلفیق این دو مسیر، نهایتاً ورق را برگرداند؛ بهگونهای که نهتنها تهدید مستقیمی متوجه ایران نشد، بلکه عراق به کانونی برای فرسایش اراده آمریکا تبدیل و گرایش ضد مداخلهگری در داخل آمریکا تقویت شد. این تجربه نشان داد که نه سیاستِ صرف و نه میدانِ صرف، بهتنهایی قادر به تغییر معادله نیستند.
نمونه دوم، تقدم زمانی میدان بر سیاست در سوریه بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ است. شهید سلیمانی بهدرستی تشخیص داد که در آن مقطع، نه موازنه میدانی و نه فضای بینالمللی اجازه تحقق اهداف از مسیر دیپلماسی را نمیدهد. بنابراین تمامقد وارد میدان شد تا موازنه تغییر کند. اما بهمحض آنکه دست بالاتر میدانی تثبیت شد، ابتکارات دیپلماتیک بهسرعت فعال گردید. طرح آستانه دقیقاً پس از تثبیت شرایط در حلب مطرح شد؛ جایی که میدان، سیاست را ممکن کرد. و در نهایت، نمونه مقابل آن را در ترکیه ۲۰۱۶ میبینیم. در اوج درگیریهای سوریه، کودتایی علیه اردوغان رخ داد و بسیاری از متحدان ایران از آن ابراز رضایت کردند. اما ایران و شخص شهید سلیمانی، با محاسبه دقیق شرایط ترکیه، از اردوغان حمایت کردند. در اینجا دیپلماسی با یک رقیب، کمهزینهترین و بهینهترین انتخاب بود. این انتخاب نشان داد که برای شهید سلیمانی، «کمضررترین سناریو» مهمتر از همسویی احساسی یا واکنشهای شتابزده بود.
انتهای پیام/