چرا ترامپ میخواهد مادورو را از قدرت کنار بزند؟
جهان
138783
حملات هوایی اخیر به کاراکاس بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا دولت دونالد ترامپ بهدنبال سرنگونی مستقیم نیکلاس مادورو است. گفتوگویی افشاگرانه با رئیس دفتر کاخ سفید نشان میدهد که حذف مادورو نه یک گزینه فرعی، بلکه به یکی از اولویتهای اصلی ترامپ تبدیل شده است.
ایران آنلاین: حملات هوایی به کاراکاس در سوم ژانویه بار دیگر گمانهزنیها درباره تلاش ایالات متحده برای کنار زدن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، از طریق زور نظامی را تقویت کرده است.
به گزارش ایرنا از دویچهوله، گفتوگویی که اواخر دسامبر در مجله ونتی فیر منتشر شد، از پیش نشان میداد که این موضوع به یکی از اولویتهای اصلی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تبدیل شده است.
این مصاحبه در زمان انتشار بازتاب گستردهای داشت، زیرا سوزی وایلس، رئیس دفتر ترامپ، گفته بود رئیسش میخواهد آنقدر قایقها را منفجر کند تا مادورو تسلیم شود؛ اصطلاحی آمریکایی برای درخواست بخشش. این جمله اشارهای بود به کارزار چندماهه آمریکا برای نابودی قایقهایی که گفته میشود در قاچاق مواد مخدر ونزوئلا نقش دارند.
در ابتدا به نظر میرسید تمرکز اصلی ترامپ بر مواد مخدر است. او سالهاست تلاش میکند راههای قاچاق مواد به آمریکا را مسدود کند و این هفته نیز فنتانیل را، که یکی از اهداف هر دو دوره ریاستجمهوریاش بوده، سلاح کشتار جمعی خواند.
همچنین مطرح شده بود که این حملات بهانهای برای فشار به ونزوئلا جهت دسترسی به منابع بیشتر، از جمله نفت و عناصر نادر خاکی، باشد. ترامپ اکنون دستور محاصره نفتکشهای تحریمشده را صادر کرده است.
اما گفتوگوی وایلس نگاهها را تغییر داده یا دستکم بخشی از گمانهزنیها درباره نیتهای دولت آمریکا را کاهش داده است. به نظر میرسد مادورو، که از سال ۲۰۱۳ قدرت را در ونزوئلا در دست دارد، به هدف اصلی کارزار ترامپ تبدیل شده است.
«پل هر»، دیپلمات بازنشسته بریتانیایی و مدیر موقت مرکز مطالعات آمریکای لاتین دانشگاه بوستون، میگوید: «فکر نمیکنم در ژانویه، زمانی که دولت دوم ترامپ کارش را شروع کرد، هدف اصلی همین بوده باشد.»
وی توضیح میدهد: «ایده این بود که با مادورو بر سر اخراج مهاجران به توافق برسند، شاید امتیازهایی نفتی برای آمریکاییها بگیرند و نوعی معامله تجاری انجام دهند که به او اجازه دهد در قدرت بماند.»
عطش تغییر؟
سرنگونی مادورو کار سادهای نیست، اما از نظر دولت ترامپ شاید نسبت به درگیریهای پیچیده در اوکراین و غزه هدفی دستیافتنیتر باشد.
این اقدام همچنین با راهبرد امنیت ملی دولت دوم ترامپ همخوانی دارد؛ راهبردی که بار دیگر بر آنچه واشنگتن حوزه نفوذ خود در نیمکره غربی میداند تمرکز میکند؛ منطقهای که قاره آمریکا و در حاشیه آن، اروپای غربی را در بر میگیرد.
«خسوس رنزولو»، تحلیلگر سیاست آمریکای لاتین در موسسه آلمانی مطالعات جهانی و منطقهای، میگوید مارکو روبیو، وزیر خارجه ترامپ و از چهرههای تندرو و مخالف سرسخت حکومت مادورو، ممکن است این وضعیت را فرصتی برای افزایش فشار بر کوبا نیز ببیند.
رنزولو میگوید: «ونزوئلا تنها کارت غیرقابل پیشبینیای است که کوبا هنوز میتواند در منطقه روی آن حساب کند. اگر این کارت از دست برود، کوبا بهشدت آسیب میبیند و از نظر اقتصادی رنج خواهد برد.»
وی معتقد است آمریکا برای وادار کردن ونزوئلا به تغییر رهبری باید فشارها را بهمراتب افزایش دهد.
به گفته او: «محاصره فعلی کافی نیست. کاراکاس در سال ۲۰۱۹ و در دوره فشار حداکثری تحریمهایی بسیار شدیدتر را تحمل کرد و دوام آورد.»
روایت رسانه آلمانی از تحولات ۲۴ ساعت گذشته
آنچه در روایت تازه دویچهوله برجسته میشود، نه صرفا تغییر سیاست آمریکا در قبال ونزوئلا، بلکه تغییر منطق تصمیمگیری در دولت دوم ترامپ است. ونزوئلا در این چارچوب نه یک پرونده ژئوپلیتیک پیچیده، بلکه فرصتی برای حلوفصل سریع و تولید دستاورد سیاسی است.
ترامپ در غزه و اوکراین با بازیگرانی چندلایه، ساختارهای امنیتی پیچیده و هزینههای جهانی روبهرو است. ونزوئلا اما، از نگاه کاخ سفید، کشوری منزوی، تحریمشده و فاقد پشتیبانی جدی بینالمللی است. همین تصور، آن را به گزینهای جذاب برای نمایش قدرت تبدیل میکند.
نکته مهمتر، شخصی شدن تقابل است. در روایت تحلیلگران آمریکایی، مادورو دیگر صرفا یک دیکتاتور نامشروع نیست، بلکه نمادی از «شکست حلنشده» دوره اول ترامپ است؛ پروندهای که حالا میتواند به نام او بسته شود.
در این میان، دموکراسی و حقوق بشر بیش از آنکه هدف باشند، ابزار مشروعیتبخشیاند. حمایت از اپوزیسیون، جایزه نوبل ماچادو و ادبیات ضد دیکتاتوری، همگی در خدمت پروژهای بزرگتر قرار میگیرند: بازسازی تصویر ترامپ بهعنوان رئیسجمهوری که «مسائل حلنشده» را یکییکی جمع میکند.
اما تجربه فشار حداکثری در سال ۲۰۱۹ نشان داده که مادورو بهسادگی فرو نمیریزد. اگر واشنگتن بخواهد از تحریم و محاصره فراتر برود، با ریسک بیثباتی منطقهای، واکنش بازیگران رقیب و حتی تکرار یک شکست پرهزینه روبهرو خواهد شد.
انتهای پیام/