هوشیاری در جهانی بیپرده
ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصول گرا در روزنامه ایران نوشت: برای بخش قابلتوجهی از مردم ایران، این واقعیت که آمریکاییها و رژیم صهیونیستی در بسیاری از اغتشاشات سالهای گذشته ایران نقش و دخالت داشتهاند، موضوعی روشن و غیرقابل تردید است. با این حال، طبیعی است که در مقاطعی برخی از مردم نسبت به این مسأله دچار تردید شده باشند و اعتراضات شکلگرفته را صرفاً بهعنوان اعتراضاتی کاملاً مردمی و خودجوش تلقی کرده باشند.
ایران آنلاین: این نگاه هرچند از سر حسننیت و اعتماد به مطالبات اجتماعی شکل میگرفت ولی همه واقعیت را در بر نمیگرفت. در کنار اعتراضات واقعی و مطالبات بحق مردم، همواره لایهای پنهان از هدایت، سازماندهی و سوءاستفاده توسط سرویسهای اطلاعاتی بیگانه وجود داشته که هدف آنها نه اصلاح امور، بلکه ایجاد بیثباتی و کشاندن فضا به سمت خشونت بوده است. البته نباید این نکته مهم را نادیده گرفت که در سالهای گذشته، بخشهایی از جامعه واقعاً معترض بودهاند. مردم عادی، کسبه و بازاریان، کارگران و اقشار مختلف، نسبت به مشکلات معیشتی، افزایش قیمتها و فشارهای اقتصادی اعتراض داشتهاند و این اعتراضات نیز در اصل، مشروع و قابل درک بوده است.
همانگونه که رهبری نیز به صراحت بر درستی اصل اعتراض برخی اقشار، از جمله بازاریان تأکید میکنند. همچنین مردمی که با دشواریهای جدی در تأمین هزینههای زندگی، پوشاک و نیازهای اولیه روبهرو هستند و این شرایط برای آنها ناراحتکننده و نگرانکننده است.
اصل اعتراض به چنین وضعیتهایی نهتنها نادرست نیست، بلکه نشانه زندهبودن جامعه و حساسیت آن نسبت به مسائل خود است. مسأله اما از جایی آغاز میشود که این اعتراضات بهحق، به بستری برای سوءاستفاده تبدیل میشود. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که سرویسهای بیگانه در چنین نقاطی وارد عمل میشوند. یعنی جایی که نارضایتی واقعی وجود دارد. یعنی میتوانند با تحریک، هدایت و سازماندهی پنهان، آن نارضایتی واقعی را از مسیر مطالبهگری خارج کنند و به سمت خشونت، آشوب و اغتشاش سوق بدهند.
امروز دیگر این مسأله صرفاً یک تحلیل یا ادعا نیست، بلکه با اعترافات و اظهارات رسمی خود آمریکاییها، بهصورت علنی بیان شده است. وقتی آنها رسماً اعلام میکنند که در اغتشاشات نقش داشتهاند، این موضوع باید سطح هوشیاری مردم را بهطور جدی افزایش دهد و نگاه سادهانگارانه به تحولات اجتماعی را کنار بزند. نکته مهم دیگر این است که جهان امروز وارد مرحلهای جدید شده است.
غرب، بویژه قدرتهای مسلط، دیگر حتی تلاشی برای پنهانکاری هم نمیکنند. اگر در دههها و قرنهای گذشته، برای دخالت در امور کشورها بهانهسازی میکردند، کودتاها را مخفیانه انجام میدادند یا حملات خود را پشت عناوین حقوق بشری و امنیتی پنهان میکردند، امروز این پردهها کنار رفته است. اکنون با جهانی مواجه هستیم که در آن، نظم و قاعدهای جز زورگویی عریان حاکم نیست. بهسادگی اعلام میکنند که در تظاهرات یک کشور دخالت کردهاند و بهراحتی به کشوری مستقل حمله میکنند، رهبر آن را دستگیر میکنند و هیچ احساس نگرانی یا شرم سیاسی هم ندارند.
در چنین جهانی، آگاهی و هوشیاری مردم اهمیتی دوچندان پیدا میکند. جامعه باید بداند در چه شرایطی و در چه نظمی زندگی میکند و دشمنان از چه ابزارهایی برای ضربهزدن استفاده میکنند.
حفظ و تقویت قدرت اجتماعی، انسجام داخلی و تفکیک میان اعتراض بحق و اغتشاش هدایتشده، یک ضرورت حیاتی است. اگر مردم این مرز را بهخوبی بشناسند، اجازه نخواهند داد که مطالبات واقعیشان به ابزاری برای سوءاستفاده دیگران و مشخصا رئیس جمهوری آمریکا تبدیل شود.
انتهای پیام/