اعتراض گفتوگو، نه به مداخله بيرونی
دولت
138888
دستیار اجتماعی رئیسجمهور یادداشتی با عنوان «اعتراض گفتوگو، نه به مداخله بيرونی» منتشر کرد.
ایران آنلاین: متن یادداشت علی ربیعی به این شرح است:
«ايران امروز در يكی از پيچيدهترين مقاطع تاريخی خود ايستاده است؛ مقطعی كه علاوه بر فشارهای بيرونی، برآيند انباشت ناترازیهای قتصادی، فرسايش سرمايه اجتماعی و خطاهای سياستی در دهههای گذشته است. واقعيت آن است كه كشور، پس از دورههايی از درآمدهای ارزی قابل توجه، اكنون با يكی از پايينترين سطوح درآمد ارزی خود مواجه است. تورم مزمن، كاهش قدرت خريد، دشواری معيشت و استمرار و تشديد تحريمها - بهويژه تحريمهای طراحي شده در دوره ترامپ با هدف ايجاد اختلال اجتماعی و نارضايتی عمومی- زندگی روزمره شهروندان را تحت فشار جدی قرار داده است.
انكار مشكلات مردم، نه ممكن است و نه اخلاقی. در چنين شرايطی، اعتراض بخشی از جامعه، بهويژه اصناف و كسبوكارهای خرد، نه يک كنش ضدامنيتی، بلكه نشانهای از يک جامعه زنده، دارای اميد و خواستار تغيير و اصلاحات است. نقطه تمايز وضعيت كنونی، نحوه مواجهه دولت چهاردهم با اين اعتراضهاست. دولت، برخلاف رويههای مرسوم، به سمت به رسميت شناختن اعتراض مدنی حركت كرده است؛ اينبار نه تنها كسی «اغتشاشگر» و «خس و خاک» خوانده نشد، بلكه دولت با همدلي در پی گفتوگو و يافتن راههايی برای تغيير و بهبود شرايط است. تغيير واژگان، تغيير رفتار و تاكيد مستمر بر خويشتنداری در مواجهه با معترضان، نشانهای از درک اين واقعيت است كه عبور از بحران، با گفتوگو ممكن است نه با تقابل. تاكيد رئيسجمهور پزشكيان بر گفتوگوی مستقيم با اصناف و در پی آن با جامعه برای حل مشكلات میتواند به الگويی تازه در حكمرانی اجتماعی بدل شود.
اما در اين ميان، من اظهارات اخير ترامپ و مواضع همراه با نتانياهو را به عنوان يک مداخلهگری شوم عليه دموكراسی و حل مسائل به شكل مسالمتآميز در داخل ايران ارزيابی میكنم كه هم جامعه و هم دولت نبايد در اين دام قرار گرفته و مسير گفتوگو و حتی بيان اعتراض در بستر منافع خيرخواهانه ايرانی تحتالشعاع آن قرار گيرد. اظهارات اخير دونالد ترامپ در كنار بنيامين نتانياهو، صرفا يک موضعگيری لفظی يا تهديد نظامی نيست. اين پيام، دو هدف همزمان را دنبال میكند:
نخست، تشديد فشار روانی و سياسی بر جامعه ايران از طريق سناريوی بیثباتسازی؛
دوم، بازتوليد تصوير دلخواه خود از ايران در افكار عمومی جهانی، برای مشروعيتبخشی به فشار، تحريم و حتی تهديد.
اين همان الگوی آشنايی است كه بارها در تجربه تاريخی ايران و ديگر كشورهای در حال توسعه ديدهايم. آمريكا هرگز در بزنگاههای حساس، به نفع دموكراسی بومی و اصلاحات تدريجی عمل نكرده است. مداخلات خارجی، معمولا نه به تقويت جامعه مدنی، بلكه به تضعيف آن انجاميده و مسير اصلاحات را پرهزينهتر كرده است. در اين ميان، هدف اسرائيل نيز پنهان نيست: ايرانی ناآرام، فرسوده و درگير با خود. نكته مهم آن است كه اين پيامهای مداخلهجويانه، درست در زمانی مخابره ميشوند كه دولت در داخل، مسير گفتوگو با جامعه و كاهش تنش را برگزيده است. چنين پيامهايی می كوشند با عميقتر كردن شكافهای اجتماعی، اعتراض مدنی را از مسير اصلاح، به مسيری پرهزينه و رويارويی مردم با مردم سوق دهند. در چنين شرايطی، مسئوليت، سنگينتر از هميشه است. اعتراض، حق جامعه است؛ اما حفظ مرز روشن ميان مطالبهگری داخلی و مداخله خارجی، شرط بقای اصلاحات و عقلانيت جمعی است. براي پايداری دموكراسی ايرانی، بايد از دل گفتوگوی جتماعی، حل مسائل اقتصادی و معيشتی، پايدارسازی آزادیهای مدنی، اصلاح سياستها و بازسازی اعتماد بيرون بيايد.» / پایگاه اطلاعرسانی دولت
انتهای پیام/