گفتوگو با «علیرضا روح الامینی» نقاش
ایران فرهنگ تصویری غنی و تاریخی دارد
هنر
138912
علیرضا روح الامینی، متولد ۱۳۵۹ در تهران، فارغالتحصیل رشته مهندسی صنایع از دانشگاه علوم و فنون مازندران و معماری داخلی و تکنولوژی معماری از دانشگاه تیف است. او در بیانیه نمایشگاه خلوت کوزهها نوشته است: «در آثار من گلدانها و کوزهها به عنوان یک فرم آشنا و تاریخی از جایگاه طبیعت بیجان فاصله میگیرد و به بدنی انسانی و حامل حافظه بدل میشود
سعیده احسانیراد، گروه فرهنگی: «خلوت کوزهها» عنوان مجموعهای از نقاشیهای علیرضا روحالامینی است که در گالری ثالث برپا شده است. در این نمایشگاه، تابلوهایی از روحالامینی با کانسپت کوزهها و گلدانها طراحی شده و به نمایش در آمده است. علیرضا روح الامینی، متولد ۱۳۵۹ در تهران، فارغالتحصیل رشته مهندسی صنایع از دانشگاه علوم و فنون مازندران و معماری داخلی و تکنولوژی معماری از دانشگاه تیف است. او در بیانیه نمایشگاه خلوت کوزهها نوشته است: «در آثار من گلدانها و کوزهها به عنوان یک فرم آشنا و تاریخی از جایگاه طبیعت بیجان فاصله میگیرد و به بدنی انسانی و حامل حافظه بدل میشود. این فرم برای من نقطه تلاقى سوژه و ابژه است؛ حتی تا آنجا که این دو در هم تنیده و با هم یکی میشوند. در واقع صرفاً یک شیء دیده نمیشود بلکه خود به حامل نگاه سکوت و تجربه تبدیل میشود.» این نقاش در گفتوگو با «ایران» درباره برپایی نمایشگاه «خلوت کوزه ها» و علاقهاش برای استفاده از گلدان و کوزه در نقاشی به سؤالات ما پاسخ داد.
«خلوت کوزهها» چندمین نمایشگاه شماست و آیا همیشه از ترکیب خط و نقاشی در کارهایتان استفاده میکنید؟
این هفتمین نمایشگاه انفرادیام است و قبلاً در ۱۰۰نمایشگاه گروهی، چند نمایشگاه در خارج از کشور و در ورکشاپهای مختلف حضور داشتم. در ژانرهای مختلف کار کردم اما آثارم همیشه برپایه خط و نقاشی نبوده؛ چند سالی است کارهایم رنگ و بوی نقاشی گرفته و از خط به عنوان عنصر تزئینی استفاده میکنم. ترکیب گلدان و کوزه با خط در تابلوهایم موضوع جدیدی است، دو سال است تابلوهایم را براساس گلدان و کوزه میکشم و تقریباً امضای شخصی کارهایم شده است. به عبارتی دیگر خط در نقاشیهای من یک عنصر تزئینی است تا یک عنصر اصلی.
چرا پایه نقاشیهایتان را روی کوزه و گلدان گذاشتید؟
گلدانها و کوزهها ریشه در تاریخ، فرهنگ، هنر و تمدن ما دارد. اولین چیزی که در موزهها به چشم میخورد و المان اصلی تلقی میشود کوزه، کاسه و اشیای قدیمی است.در اروپا، آسیا مخصوصاً شرق آسیا چینیها، ژاپنیها و کرهایها خیلی از گلدانهای لعابی یا گلدانهای لاجوردی استفاده میکنند. در ایران باستان روی مفرغها و در اروپا روی مس و نقره برجسته کاری و خاتم کاری کردند.این اتفاقات روی گلدانها برای من جالب بود و آن را دنبال کردم و بر اساس مطالعاتم در ادبیات، خیام، مولانا، سهروردی، سنایی، غزالی و ابن عربی آثاری با موضوع گلدانها و کوزهها داشتند.
در اشعار آنها گلدان استعارهای از انسان است که از خاک برآمده همانطور که پوشش و لعاب انسانها را متمدن کرد، کوزهها هم آرام آرام با خط و عناصر تزئینی آراسته و تزئین شدند و لباس پوشیدند همانطور که انسان دارای ابعاد مادی و معنوی است کوزه هم ظاهر و باطن دارد. انسانها بعد از مرگ جسم شان از بین میرود ولی روح شان جدا میشود، کوزهها هم بعد ازشکستن جسمشان از بین میرود ولی آنچه که در درونشان است هویدا میشود.
کوزه برای من معناهای زیادی دارد سعی میکنم کوزه را در کانسپت، فرم و مسیرهای مختلف با نقاشی به مخاطبان عرضه کنم.ژاپنیها معتقدند زمانی که چیزی آسیب میبیند و دچار صدمه میشود بسیار زیباتر و جذابتر از قبل میشود! این هنر زیبا و باستانی اتصال طلایی یا کینتسوگی نام گرفته است.هنروران این هنر باستانی با بند زدن و تعمیر سفالها و سرامیکهای شکسته با مواد ارزشمند بر این باور هستند که وقتی چیزی میشکند دارای تاریخ میشود و زیباتر از قبل جلوه میکند.این بیان کننده یک معنای جدید از زندگی است. انسانها بعد از رنج کشیدن و شکسته شدن خودشان را بند میزنند و بازسازی میکنند و با ارزشتر میشوند. معناهای عرفانی زیادی از زندگی در کوزهها نهفته است برای همین است که کوزهها و گلدان در موزهها بسیار نقش نمایی و خودنمایی میکنند.
استفاده از نگارگری در کوزههایتان به چشم میخورد. آیا خواستید قدیمی بودن آنها را برجسته کنید؟
معتقدم فرهنگ تصویری و نقاشی ایران خیلی غنی است. ما حداقل هزار سال فرهنگ تصویری داریم. متأسفانه در این سالها برخی هنرمندان و نقاشان جذب هنر مدرن غربی شدهاند و فرهنگ تصویری ما رنگ فراموشی گرفته است آن هم ریشه در تبلیغ و پروپاگاندا برای هنر غربی است. هنرمندان ایرانی هم از یک طرف دیگر بوم افتادهاند و بر خوشنویسی و نگارگری سنتی پافشاری میکنند اما من فکر کردم هنر ایرانی باید حفظ شود با توجه به زبان روز یعنی خلق اثر با نگاه گذشته و تکنیک امروز. برای همین نگارگری ایرانی را در کارهایم سادهسازی کردم و از رنگهای ایرانی پرهیز داشتم.
شما همیشه شکارگاه شاه طهماسب را با رنگ نارنجی و بنفش ندیدهاید، من این شکارگاه را با رنگ و لعاب امروزی ساده کردم تا مدرنتر به نظر آید در عین اینکه به هویت ایرانیاش ملتزم باشد.همیشه در پس زمینه کارهایم از عناصر تصویری نگارگری استفاده میکنم و در جلوی کارها از گلدان تا تعامل تاریخ و معاصریت رانشان دهم.حضور پرندگان در نقاشیها برپایه توجه به نماد آگاهی بوده و به عنوان عنصر جاندار در کنار کوزهها که بیجان هستند استفاده شده تا بگویم که گلدانها از زندگی، گذشته و تاریخ میگویند و پرندهها از آگاهی حرف میزنند.
چرا نقاشیهایتان را همیشه روی بومهای بزرگ میکشید؟
دوست دارم نقاشیهایم را روی بومهای بزرگ نشان دهم، اما گاهی کارهایم را از بومهای ۸ متری روی بوم ۸۰ سانتی کشیدهام. برای دوستانم در نمایشگاه این مثال را زدم که بوم بزرگ مثل این است که در خانه بزرگ، قدرت مانور و چیدمان زیاد است اما در خانه ۵۰ متری محدودیت زیادی است. در این خانه کوچک با دقت و حوصله بیشتری چیدمان صورت میگیرد. در واقع هنرمند در مواجهه با بوم کوچک و بزرگ مثل معماری است که خانهای کوچک یا بزرگ برای طراحی دارد و متناسب با آن کار میکند.
در کارهایتان عناصر معماری و درهای قدیمی هم دیده میشود.
چون معماری خواندم و پروژههای معماری زیادی انجام دادم همه چیز را با نگاه معمارانه میبینم. در اماکن تاریخی، طاقها و محرابها برایم جذاب بود و شکستهایی در تابلوها گذاشتهام اما نکته مهمتر این است که من به شاهنامه بایسنقری یا شاه طهماسب علاقه زیادی دارم که در آن ازاین فرمها زیاد استفاده شده است. در دوران صفویه، قاجار و معاصر هنرمندان از این فرمها بهره گرفتهاند و استفاده از گنبدها و محرابها بینظیر بوده است.در واقع استفاده از این فرم معماری در نقاشی نوآوری من نبوده است فقط استفاده از عنصر تصویری گلدان از خلاقیتهای من است.
بــــرش
آثارتان چه ویژگی خاصی داشته که در کنار اسم بزرگان در حراجیها چکش خورده است؟
آثار هنرمندان توسط گالریدارها به حراج راه پیدا میکند. پارسال برای اولین بار اثرم به پیشنهاد گالریدارها به حراج تهران رفت و خوشبختانه دو برابر و نیم قیمت پایه به فروش رسید. در حراج امسال هم این اتفاق تکرار شد و اثرم چهار برابر قیمت پایه به فروش رسید.بخشی از فروش آثار به بازار هنر و ذائقه مخاطب بر میگردد و بخش دیگر به اثر هنری که درباره اثر من رجعت به هنر ایرانی با نگاه مدرن و نگاه نو به گذشته. شاید گلدانها معنای زندگی داشته و فرم گلدانها مخاطب را مجاب کرده که برای آن هزینه کند و به خانه ببرد.
انتهای پیام/