پیوند اقتصاد دریا با هنر و فرهنگ
وقتی دریا فقط صنعت نیست
مسیری برای توسعه پایدار
اقتصاد
138962
توسعه دریامحور زمانی میتواند به منافع گسترده اقتصادی منجر شود که جامعه با دریا ارتباطی معنادار برقرار کند. این ارتباط، بیش از هر چیز، نیازمند بستر فرهنگی و اجتماعی است.
علی اقبال مجرد - ایران آنلاین:در سالهای اخیر «اقتصاد دریامحور» بهعنوان یکی از محورهای کلان توسعه کشور مورد توجه سیاستگذاران قرار گرفته است. ظرفیتی گسترده که از شیلات و گردشگری گرفته تا صنایع فراساحلی، کشتیسازی و حملونقل دریایی را دربر میگیرد. با این حال، آنچه در نشستها و گفتوگوهای تخصصی همایش و نمایشگاه صنایع دریایی و دریانوردی ایران برجسته شد، تأکید بر این نکته بود که توسعه دریا، بدون توجه همزمان به هنر، فرهنگ و سرمایه اجتماعی، به نتیجهای پایدار نخواهد رسید.
اقتصاد دریا؛ فراتر از زیرساخت و صنعت
در متنهای منتشرشده در ویژهنامه همایش «اقتصاد دریا – هنر – فرهنگ» تأکید شده است که نگاه صرفاً صنعتی به دریا، بخش مهمی از ظرفیتهای آن را مغفول میگذارد. توسعه دریامحور زمانی میتواند به منافع گسترده اقتصادی منجر شود که جامعه با دریا ارتباطی معنادار برقرار کند. این ارتباط، بیش از هر چیز، نیازمند بستر فرهنگی و اجتماعی است؛ بستری که در آن مردم دریا را نه فقط بهعنوان محل فعالیت صنعتی، بلکه بهعنوان بخشی از هویت، زیست و آینده خود بشناسند.
هنر؛ پیشران مغفول اقتصاد دریامحور
در پنل تخصصی «تعامل اقتصاد هنر و اقتصاد دریامحور» که در حاشیه نمایشگاه برگزار شد، سخنرانان بر نقش هنر بهعنوان یک «عاملیت تولیدی» تأکید کردند. به باور آنان، هنر نباید بهعنوان زینت یا حاشیه توسعه اقتصادی دیده شود، بلکه میتواند بهمثابه پیشران، روایتساز و معنابخشِ پروژههای کلان دریایی عمل کند.
اشاره به پیشینه تاریخی بنادر جنوبی ایران، بهویژه بندر باستانی سیراف، نشان میدهد که دریا در گذشته نهتنها مسیر تجارت، بلکه بستری برای تبادل فرهنگی و شکلگیری روایتهای ماندگار بوده است. این ظرفیت روایی امروز نیز میتواند در قالب هنرهای نمایشی، موسیقی، هنرهای تجسمی و ادبیات، دوباره فعال شود و به تقویت هویت دریایی کشور بینجامد.
سرمایه اجتماعی؛ حلقه مفقوده پروژههای دریایی
یکی از محورهای مشترک سخنان مطرحشده در پنل نمایشگاه، تأکید بر «پیوست فرهنگی» پروژههای صنعتی بود. تجربههای پیشین نشان داده است که نادیده گرفتن ابعاد فرهنگی و اجتماعی، میتواند به مقاومتهای محلی و کاهش مقبولیت عمومی طرحها منجر شود. در مقابل، استفاده از هنر بهعنوان سرمایه اجتماعی، با ایجاد حس تعلق و مشارکت، ریسکهای اجتماعی سرمایهگذاری را کاهش میدهد و پایداری پروژهها را افزایش میدهد.
در این چارچوب، هنرهای بومی جنوب ایران، از موسیقی و آیینهای محلی تا روایتهای شفاهی و نمایشی، بهعنوان ظرفیتهایی زنده و مولد معرفی شدند که میتوانند مردم را بهطور طبیعی با اقتصاد دریا پیوند دهند.
روایت دریا؛ از «خامفروشی منظره» تا خلق معنا
در گفت وگو با مسئولان و دستاندرکاران این پلن، بارها به این نکته اشاره شد که امروز بخش زیادی از مواجهه ما با دریا، به «خامفروشی منظره» محدود شده است؛ نشان دادن زیبایی دریا بدون خلق روایت و معنا. در حالیکه اقتصاد هنر میتواند این زیبایی را به داستان، تجربه و ارزش اقتصادی تبدیل کند.
نمونههایی مانند تولید سریالها و آثار نمایشی با محوریت زندگی دریایی، برگزاری فستیوالهای هنری در سواحل و بنادر، یا تجربههایی چون اجرای تئاتر روی لنج در دریا، بهعنوان مصادیقی از پیوند عملی هنر و اقتصاد دریا مطرح شدند؛ تجربههایی که هم گردشگری فرهنگی را تقویت میکنند و هم به شناساندن ظرفیتهای دریایی کشور میانجامند.
بوشهر؛ نقطه آغاز یک مسیر ملی
برگزاری این نشستها در استان بوشهر، بهعنوان یکی از کانونهای تاریخی فرهنگ و اقتصاد دریایی، اتفاقی معنادار تلقی شد. بوشهر با پیشینه غنی در موسیقی، معماری، ادبیات و آیینهای بومی، همزمان یکی از نقاط مهم فعالیتهای دریایی کشور است. به باور شرکتکنندگان، این همزمانی میتواند بوشهر را به نقطه عزیمت یک رویکرد ملی تبدیل کند؛ رویکردی که در آن فرهنگ دریایی نهفقط برای استانهای ساحلی، بلکه برای سراسر ایران بازتعریف شود.
انتهای پیام/