تحلیلگران ابعاد بین المللی ماجراجویی ترامپ در ونزوئلا را بررسی کردند؛
کودتا علیه نظم بینالملل
جهان
139053
سیمون تیسدایل_ سردبیر سابق بخش آمریکا در گاردین نوشت: سقوط و بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری سوسیالیست ونزوئلا، بهدست نیروهای مهاجم ایالات متحده، موجی از ترس و بهت را در سراسر جهان برخواهد انگیخت.
گروه جهان: این کودتا غیرقانونی، بیدلیل و از نظر منطقهای و جهانی بیثباتکننده است و هنجارهای بینالمللی را زیر پا میگذارد، حقوق حاکمیتی و تمامیت ارضی کشورها را نادیده میگیرد و بالقوه میتواند وضعیتی آنارشیک در داخل خود ونزوئلا ایجاد کند.
این آشوبی است که به سیاست تبدیل شده است، اما این همان جهانی است که اکنون در آن زندگی میکنیم؛ جهان از نگاه دونالد ترامپ.
حمله مستقیم به ونزوئلا نمونهای خارقالعاده و خطرناک از اعمال بیقیدوشرط قدرت ایالات متحده است. این اقدام پس از ماهها تشدید فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی آمریکا بر مادورو صورت میگیرد؛ فشارهایی که شامل حملات مرگبار دریایی به قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر نیز بوده است.
ترامپ همچنین متهم است که چشم طمع به منابع عظیم نفت و گاز ونزوئلا دوخته است؛ ظنی که با توقیفهای مکرر و غیرقانونی نفتکشهای ونزوئلایی از سوی آمریکا تقویت شدهاند.
اما به نظر میرسد انگیزههای اصلی ترامپ خصومت شخصی با مادورو و تمایل به احیای دکترین مونروی قرن نوزدهمی از طریق ایجاد حوزه نفوذ و سلطه آمریکا در سراسر نیمکره غربی باشد.
رهبران منطقهای از جمله گوستاوو پترو، رئیسجمهوری کلمبیا با خشم و نگرانی به این کودتا واکنش نشان دادند؛ شاید به این دلیل که بیم آن دارند خود نیز قربانی هژمونی تهاجمی جدید واشنگتن شوند.
دولت چپگرای کوبا دلایل ویژهای برای نگرانی دارد؛ چرا که برای تأمین انرژی ارزان و حمایتهای سیاسی و اقتصادی بهشدت به ونزوئلا متکی است.
در پاناما نیز سطح نگرانیها بالا خواهد بود. ترامپ پیشتر بر سر کنترل کانال پاناما، این کشور را به اقدام نظامی تهدید کرده بود.
دولتهای اقتدارگرا در سراسر جهان با دقت گامهای بعدی ترامپ را زیر نظر خواهند داشت؛ همانگونه که متحدان دموکراتیک واشنگتن نیز چنین خواهند کرد.
برای شی جینپینگ که نیروهایش هفته گذشته در حال تمرین اقدام نظامی علیه «جداییطلبان» تایوان بودند، ترامپ اکنون سابقهای ایجاد کرده است که شاید روزی خود از آن با رضایت پیروی کند.
کودتای ترامپ مستقیماً قواعد و اصول نظم بینالمللی را به چالش میکشد. ایالات متحده بار دیگر سازمان ملل و شیوههای سنتی رسیدگی به اختلافات میاندولتی را نادیده گرفته و ظاهراً با کمترین توجه یا تأمل نسبت به پیامدهای بعدی در ونزوئلا دست به عمل زده است.
اگر در ونزوئلا خلأ قدرتی شکل بگیرد، نظم عمومی ممکن است فروبپاشد و جرقه جنگ داخلی یا کودتای نظامی زده شود. همچنین مشخص نیست که اقدام نظامی اخیر آمریکا پایان یافته یا ممکن است بیش از این تشدید شود.
این تصور که رهبران مخالف تبعیدی، مانند ماریا کورینا ماچادو- برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۵- بهسرعت بازخواهند گشت و دموکراسی کامل فوراً احیا خواهد شد، سادهلوحانه است.
اقدام بیپروا و نسنجیده ترامپ باید سرانجام به افسانه همیشگی و گمراهکنندهای که او از خود بهعنوان «صلحساز جهانی» ساخته بود، پایان دهد. جای تعجب نیست که صلح دستنیافتنی به نظر برسد و بهطرزی عجیب، حتی در حالی که ترامپ خود را صلحسازی بیطرف و مخالف مداخله معرفی میکند، همزمان علیه جهان جنگ به راه انداخته است.
ترامپ از زمان بازگشتش به قدرت در یک سال پیش یمن را بمباران کرده و پس از سستکردن قواعد درگیری، بیملاحظه باعث کشتهشدن شمار زیادی غیرنظامی شده است؛ نیجریه را بمباران کرده، آن هم با نتایجی معکوس؛ سومالی، عراق و سوریه را بمباران و به ایران حمله کرده است، جایی که با فریبکاری، موفقیت این حملات به تأسیسات هستهای را اغراقآمیز جلوه داد.
او حتی از رد احتمال بمباران گرینلند- قلمرو حاکمیتی یکی از متحدان ناتو، یعنی دانمارک-خودداری میکند.
در ذهن ترامپ چه میگذرد؟ تفسیر خوشبینانه این است که در مسائل جنگ و صلح، او اساساً نمیداند چه میکند؛ نه راهبردی دارد و نه درکی روشن و سیاست را بنا بر حالوهوای لحظهای خود میسازد.
تفسیر تاریکتر میگوید او دقیقاً میداند چه میکند و اینکه بدتر و بیشتر در راه است.
مانند رؤسایجمهوری پیشین که در دوره دوم خود در داخل کشور به بنبست خورده بودند، ترامپ صحنه جهانی را عرصهای مناسبتر برای اعمال قدرت و ارضای خودبزرگبینی مییابد. او میراثی خونین بنا میکند.
منبع: The Guardian
نامشروع و ناموجه
ریچارد هاس_ رئیس پیشین شورای روابط خارجی آمریکا
نیکولاس مادورو اکنون رئیس جمهوری سابق ونزوئلا و زندانی در بازداشت ایالات متحده است. با این حال، سرنگونی او به دست نیروهای ویژه ایالات متحده به جای آغاز پایان، به عنوان پایان آغاز درک میشود.
این عملیات نظامی موجه یا عاقلانه نبود. در واقع، مشروعیت آن مورد تردید است. همچنین ارزش استراتژیک آن مورد تردید بود: مادورو به سختی تهدید قریبالوقوعی برای ایالات متحده محسوب میشد. اشتباه نکنید: این یک عملیات نظامی انتخابی بود، نه ضروری.
انتخاب هدف قرار دادن ونزوئلا، انگیزه رئیس جمهوری دونالد ترامپ را آشکار میکند. ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی خود پس از عملیات، اولویت اصلی را دسترسی آمریکا به ذخایر نفتی ونزوئلا، بزرگترین ذخایر نفتی جهان عنوان کرد.
اهداف ثانویه شامل پایان دادن به دخالت ونزوئلا در تجارت مواد مخدر و تشدید فشار بر کوبا بود که به شدت به نفت یارانهای ونزوئلا برای تقویت اقتصاد تحریمشده و در حال رکود خود وابسته است.
اما اعلام موفقیت این عملیات بسیار زودهنگام خواهد بود. کنار زدن یک فرد از قدرت یک چیز است، کنار زدن یک دولت و جایگزینی آن با چیزی ملایمتر و پایدارتر کاری اساساً متفاوت و دشوارتر است. در مورد ونزوئلا، «قانون انبار سفال» کالین پاول، وزیر امور خارجه سابق صدق میکند: ما آن را شکستیم، بنابراین اکنون مالک آن هستیم.
ترامپ اعلام کرده که ایالات متحده «ونزوئلا را اداره خواهد کرد.» جزئیات کمی در دست است و اینکه آیا این امر مستلزم یک ارتش اشغالگر خواهد بود یا خیر مشخص نیست.
فعلاً یک چیز حداقل روشن است: دولت ترامپ ترجیح میدهد با بقایای دولت موجود همکاری کند تا اینکه مخالفان را توانمند سازد. این با سیاستی که انگیزه آن چشمانداز سود تجاری بوده همسو است.
مشکل اصلی - اختلال در نظم - باید صریحاً پذیرفته شود. عناصر طرفدار دولت مادورو فعال خواهند بود و مخالفان به هیچ وجه متحد نیستند و ممکن است در برابر طرد شدن مقاومت کنند.
چنین ناشناختههایی میتواند گزینههای سیاسی دشواری را برای ایالات متحده ایجاد کند، از نظر اینکه در صورت خارج شدن تحولات از کنترل، چه کاری برای شکلدهی به آنها آماده است.
این عملیات، جوهره سیاست خارجی ترامپ را به تصویر میکشد. این عملیات تا بنمایه خود یکجانبه بود. به مشروعیت یا نظرات بینالمللی توجه چندانی نداشت. بر نیمکره غربی به جای اروپا، هند-اقیانوسیه (ایندو-پاسیفیک) یا خاورمیانه تأکید داشت.
هدف، منافع تجاری، در این مورد دسترسی به ذخایر نفتی بود و از نیروی نظامی به روشهای محدود استفاده شد.
بزرگترین نقطه ضعف عملیات ونزوئلا میتواند سابقهای باشد که ایجاد میکند و حق قدرتهای بزرگ را برای مداخله در حیاط خلوت خود علیه رهبرانی که آنها را نامشروع یا تهدید میدانند، تأیید میکند.
فقط میتوان تصور کرد که ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه که خواستار «نازیزدایی» از اوکراین و برکناری ولودیمیر زلنسکی است با تکان دادن سر موافقت کند.
عملیات نظامی ترامپ در ونزوئلا، پایان مذاکره برای جنگ روسیه و اوکراین را حتی از آنچه که بود بعیدتر میکند.
واکنش مشابهی احتمالاً در چین نیز وجود دارد که تایوان را استانی جداشده از چین و دولت آن را نامشروع میداند. این بدان معنا نیست که رئیس جمهوری شی جین پینگ ناگهان برای تایوان عمل خواهد کرد اما وقایع ونزوئلا میتواند اعتماد به نفس او را افزایش دهد که در صورت حمله، محاصره یا اعمال زور نسبت به این جزیره، موفق خواهد شد.
عملیات برکناری مادورو روشن میکند استراتژی امنیت ملی ایالات متحده که اخیراً منتشر شده است، باید جدی گرفته شود و دولت ترامپ نیمکره غربی را منطقهای میداند که در آن منافع ایالات متحده در اولویت قرار دارد.
روسیه و چین از این امر به عنوان نشانهای مبنی بر اینکه ترامپ دیدگاه آنها را در مورد جهانی تقسیم شده به حوزههای نفوذ (جایی که دولتهای مسکو و پکن به ترتیب در اروپا و هند و اقیانوس آرام دست بالا را دارند) به اشتراک میگذارد، استقبال خواهند کرد.
نظم جهانی که ۸۰ سال دوام آورده است در آستانه جایگزینی با سه نظم منطقهای است که احتمالاً به هیچ وجه منظم نخواهند بود.
منبع: Project Syndicate
انتهای پیام/
منبع: روزنامه ایران