هوش مصنوعی و توسعه؛ وقتی انتخابهای مدیریتی از فناوری مهمتر است
امیر محسنی، استاد دانشگاه در حوزه رهبری و سازمان در یادداشتی نوشت: گزارش توسعه انسانی ۲۰۲۵ سازمان ملل متحد با عنوان فراتر از یک گزارش فناورانه، یک متن راهبردی برای مدیران و سیاستگذاران است.
ایران آنلاین: این گزارش با صراحت نشان میدهد که آینده توسعه انسانی و سازمانی، نه به سطح پیشرفت فنی هوش مصنوعی، بلکه به انتخابها و تصمیمات انسانی در نحوه طراحی، سیاستگذاری و استفاده از آن وابسته است. به بیان ساده، مسئله اصلی امروز «هوش مصنوعی» نیست؛ مسئله، «رهبری در عصر هوش مصنوعی» است.
طبق این گزارش، روند رشد شاخص توسعه انسانی در جهان به کندترین وضعیت خود از سال ۱۹۹۰ رسیده و نشانههای یک بحران بالقوه در سرمایه انسانی نمایان شده است. این هشدار برای مدیران بسیار معنادار است؛ زیرا نشان میدهد اتکای صرف به فناوری، بدون تقویت آموزش، مهارت، قضاوت انسانی و ظرفیت نهادی، نهتنها توسعهآفرین نیست، بلکه میتواند به فرسایش نیروی انسانی و کاهش بهرهوری منجر شود.
گزارش سازمان ملل همچنین بر تشدید شکاف میان کشورها و گروههای اجتماعی با ورود هوش مصنوعی تأکید میکند. کشورهایی که زیرساخت، آموزش و سیاستگذاری انسانمحور ندارند، در معرض عقبماندگی بیشتر قرار میگیرند. در این میان، هوش مصنوعی تنها زمانی میتواند «شتابدهنده توسعه» باشد که در چارچوب سیاستهای عدالتمحور، فراگیر و مبتنی بر توانمندسازی انسان به کار گرفته شود؛ در غیر این صورت، به عاملی برای تعمیق نابرابری تبدیل خواهد شد.
آنچه امروز در بسیاری از سازمانهای دولتی و خصوصی کشور مشاهده میشود، استفاده شتابزده و گاه نمایشی از هوش مصنوعی است؛ استفادهای که بیشتر بر «چگونگی» متمرکز شده و از «چرایی» و «حدود» غفلت کرده است. نتیجه چنین رویکردی، نه افزایش کارایی و اثربخشی، بلکه نوعی کژفهمی مدیریتی است که ابزار را با هدف اشتباه میگیرد. هوش مصنوعی قرار نیست جایگزین عقلانیت مدیریتی شود؛ بلکه باید آن را تقویت کند.
از منظر مدیریت و رهبری، پیام کلیدی گزارش توسعه انسانی ۲۰۲۵ روشن است: آینده متعلق به سازمانهایی است که هوش مصنوعی را ذیل یک چارچوب ارزشی و راهبردی شفاف به کار میگیرند؛ چارچوبی که آموزش مدیران، کاهش شکافهای مهارتی، توجه به نابرابریهای جنسیتی و حفظ نقش تصمیم انسانی در نقاط حساس را در اولویت قرار میدهد. مدیر موفق در عصر AI، کسی نیست که بیشترین ابزار را در اختیار دارد، بلکه کسی است که میداند کجا باید از فناوری استفاده کند و کجا تصمیم انسانی را مقدم بدارد.
برای کشورهایی مانند ایران، این نگاه یک انتخاب لوکس یا صرفاً دانشگاهی نیست؛ بلکه ضرورتی مدیریتی و ملی است. اگر هوش مصنوعی بدون درک عمیق از چیستی و چرایی آن وارد نظام تصمیمگیری و سازمانها شود، نهتنها کمکی به توسعه نمیکند، بلکه میتواند مسیر همگرایی توسعه را متوقف یا حتی معکوس کند.
جمعبندی گزارش سازمان ملل و تجربههای مدیریتی امروز، ما را به یک نتیجه روشن میرساند: هوش مصنوعی، مسئله تکنولوژی نیست؛ مسئله انتخاب است. انتخاب میان رویکردی انسانمحور و توسعهگرا، یا مسیری سطحی و تقلیدی که فناوری را جایگزین تفکر میکند. آینده سازمانها و کشورها، به کیفیت این انتخاب بستگی دارد.
انتهای پیام/