گفتوگو با آریس اسماعیلی نقاش خودآموز مسیحی که پرتره شهدا را میکشد
ایرانی هستیم و یک وطن داریم
هنر
139317
اسماعیلی که پرترههایی از شهدا و حضرت مسیح نیز دارد درباره انگیزهاش از کشیدن پرتره شهدا گفت: «پدرم در زمان جنگ در جبهه دچار مجروحیت شده بود به چشم خودم دیدم که او بهخاطر این آسیبها چقدر رنج و ناراحتی متحمل شد و چهار بار به دلیل جراحتهایش تا مرحله کما رفت. به عنوان یک مسیحی ایرانی میخواهم این پرتره از شهدا را در زمان مناسب به صورت کتاب تدوین کنم تا از من روایتی از شهدا باقی بماند. امیدوارم برای این کار حمایت مالی از سوی دست اندرکاران فرهنگی صورت گیرد.»
گروه فرهنگ: هنرمندان در رشتههای مختلف هنری گرایشها و انگیزهشان را با آثارشان نشان میدهند و مرزبندی و تفاوتشان با آثارشان مشخص میشود. آریس اسماعیلی نقاش خودآموز مسیحی نیز با کشیدن مجموعهای از پرترههای شهدای ارمنی ایرانی و مسلمان ایرانی و پرترههایی از حضرت علی(ع) و حضرت مسیح گرایشش را به موضوعات ملی و مذهبی نشان داده تا آنجا که تولیت حرم امام علی(ع) پرتره امام اول شیعیان از این هنرمند را به نجف بردند.
همزمان با سال نو میلادی این هنرمند در گفتوگو با «ایران» درباره گرایشش به کشیدن پرتره شهدا و سبک کارهایش با بیان این مطلب گفت: «دیپلم گردشگری دارم و در حال حاضر ترم اول رشته نقاشی دانشگاه پیام نورهستم، پدرم مجری سازههای فلزی بود و در این سرزمین به مدت ۵ سال از خودش با سازههای فلزی پل بعثت، پل بقیةالله ردپایی گذاشته است، پدرم نقشهکشی و طراحی معماری انجام میداد، مادرم با پر مرغ بافندگی میکرد و این ذوق هنری هم به من منتقل شد به طوری که از کودکی با کاغذ کالک از روی طرحهای پدرم کپی میکردم.»
او درباره اینکه در زمان کشیدن پرتره چقدر به ویژگیهای سوژه توجه دارد تا بیشترین شباهت را در خلق اثر ارائه دهد، گفت: «آناتومی همه انسانها مشترک است؛ با توجه به یکسان بودن ساختار آناتومی در همه انسانها و تفاوتهایی که در روان پشت این ساختار است پرتره میکشم و بیشتر در پرترههایم به روانشناسی چهرهها توجه دارم؛ الان مجموعهای از پرتره از چهره خودم در حالتهای مختلف دارم یعنی اسکلتبندی صورتم را با حالتهای رئالی که ایجاد کردم نشان دادم تا به مخاطب بگویم زیر این پوست و گوشت چه چیزی نهفته است.»
اسماعیلی سبک پرترههایش را سبک مونوکروم یعنی تکرنگ دانست و توضیح داد: «پرترههایم را با مداد قرمز میکشم مثل کاری که میکلآنژ انجام میداد و پرترههایم معمولاً واقعگرایانه است. درباره فیگور پرترههایم با توجه به حرکتشناسی و روی ۴۰۳ رشته در ورزشهای رزمی مطالعه داشتم و با عکاسی از حرکات ورزشکاران آن را در پرترههایم مورد توجه قرار دادم.» او با تأکید بر اینکه انسانها نقش اصلی را در پرتره دارند درباره نشان دادن نقش انسانها در پرترههایش گفت: «قبل از کشیدن پرتره درباره آدمها مطالعه میکنم تا شخصیتشان را با ویژگیهایی که داشتند توضیح دهم؛ ارنست گامبریچ در کتابهایش گفته نباید درباره آثار هنری پیشداوری و قضاوت کرد.»
این هنرمند با اشاره به خاطرهای از دیدار با استاد فرشچیان متذکر شد: «در۱۶ سالگی به صورت اتفاقی استاد فرشچیان را دیدم و کارهایی از تنههای زن ومرد را که به صورت مینیاتور الگوبرداری کرده بودم، دیدند و گفتند: «تو هرگز مینیاتوریست نمیشوی ولی کپیکن خوبی میشوی» این حرف معنا داشت و فهمیدم هر کسی استایل خودش را دارد و ادا درنمیآورد. سکوت و کنش و واکنش هر کس را فقط خودش میفهمد. پرترههایم را هم از روی عکس میکشم و کارذهنی هم دارم مثلاً ماجرای فوت پدرم را ذهنی به صورت دایره و نقطهزنی کشیدم.»
اسماعیلی که پرترههایی از شهدا و حضرت مسیح نیز دارد درباره انگیزهاش از کشیدن پرتره شهدا گفت: «پدرم در زمان جنگ در جبهه دچار مجروحیت شده بود به چشم خودم دیدم که او بهخاطر این آسیبها چقدر رنج و ناراحتی متحمل شد و چهار بار به دلیل جراحتهایش تا مرحله کما رفت. به عنوان یک مسیحی ایرانی میخواهم این پرتره از شهدا را در زمان مناسب به صورت کتاب تدوین کنم تا از من روایتی از شهدا باقی بماند. امیدوارم برای این کار حمایت مالی از سوی دست اندرکاران فرهنگی صورت گیرد.»
او تأکید کرد: «از کشیدن پرتره شهدا ترسی نداشتم چون بعد از کشیدن آن را به خانوادههایشان نشان دادم تا شباهت با چهره شهید را تأیید کنند. درباره حضرت مسیح هم به عکسهایی که از ایشان در مکانهای مذهبی دیدم توجه کردم پرترههایم حاصل تجربه زیستی من به عنوان یک مسیحی در دل فرهنگ ایران است. در جنگ از تمام ادیان و قومیتها حضور داشتند انسانیت برایم مهم بود چون همه یک وطن داریم و ایرانی هستیم.»
انتهای پیام/