کاهش تحرک و تغییر سبک زندگی؛ عامل مهم چاقی در کودکان
کودکانی که بیشتر میخورند و کمتر میدوند
جامعه
139858
بررسیها نشان میدهد افزایش چاقی در میان کودکان ارتباط مستقیمی با تغییر سبک زندگی دارد؛ سبکی که در آن تحرک بدنی روزانه به حداقل رسیده و فعالیتهای نشسته، بویژه استفاده طولانیمدت از ابزارهای دیجیتال، بخش بزرگی از اوقات فراغت کودکان را پر کرده است.
کیمیا آقابگلو، گروه گزارش: چاقی و اضافهوزن در کودکان، بیش از آنچه در نگاه اول به نظر میرسد، میتواند آینده سلامت آنها را تحتتأثیر قرار دهد. کودکانی که در سنین پایین با اضافهوزن یا چاقی مواجه میشوند، نهتنها در سنین پایین در معرض پیامدهای جسمی و روانی قرار دارند، بلکه در بزرگسالی نیز با احتمال بیشتری دچار تداوم یا بازگشت چاقی خواهند شد. همین چرخه نگرانکننده سبب شده است چاقی کودکان به یکی از مسائل جدی نظامهای سلامت در جهان تبدیل شود؛ مسألهای که از سطح یک انتخاب فردی فراتر رفته و به یک چالش اجتماعی و ساختاری تبدیل شده است. دادههای طرح ملی CASPIAN-IV نشان میدهد حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از کودکان و نوجوانان ایرانی با اضافهوزن یا چاقی مواجهاند؛ آماری که زنگ خطر را برای آینده سلامت جامعه به صدا درآورده است. بررسیها نشان میدهد افزایش چاقی در میان کودکان ارتباط مستقیمی با تغییر سبک زندگی دارد؛ سبکی که در آن تحرک بدنی روزانه به حداقل رسیده و فعالیتهای نشسته، بویژه استفاده طولانیمدت از ابزارهای دیجیتال، بخش بزرگی از اوقات فراغت کودکان را پر کرده است. ورود زودهنگام فضای دیجیتال به دنیای کودکی، الگوی بازی و تحرک را بهطور محسوسی تغییر داده است؛ بهگونهای که بازیهای پرجنبوجوش و تعاملات فیزیکی جای خود را به نشستن طولانیمدت پشت صفحه نمایش دادهاند. در حالی که فعالیت بدنی منظم، نهتنها به تخلیه سالم انرژی کودک کمک میکند، بلکه نقش مهمی در رشد شناختی، سلامت روان، کاهش اضطراب و بهبود کیفیت خواب او دارد. کاهش تحرک، در کنار الگوی تغذیه نامناسب، زمینهساز اضافهوزن و چاقی در سنینی شده است که بدن هنوز در حال رشد و شکلگیری است.
چاقی شکمی در کودکان دبستانی
برخلاف تصور عموم چاقی و اضافه وزن دو موضوع جدا از هم هستند. اضافه وزن به این معنی است که فرد از محدوده طبیعی و سالم bmi خود کمی بالاتر است. اما چاقی، بیش از چند کیلوگرم است و در حدی است که تجمع چربی، سلامت فرد را به خطر میاندازد. دکتر مهدی شادنوش، استاد تغذیه بالینی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به «ایران» میگوید: «چاقی کودکان در ایران حاصل تغذیه نامناسب و سبک زندگی شهری ناسالم است، اما در عمل، سبک زندگی نقش پررنگتری دارد. سبک زندگی کودکان امروز شامل غذاهای پرکالری، تحرک کم، خواب ناکافی و در برخی موارد زندگی پرتنش است. حتی اگر تا حدی کیفیت غذا اصلاح شود، مادامی که کودک روزانه چند ساعت بیتحرک باشد و الگوی خواب او با اختلال مواجه شود، چاقی پابرجا میماند. بنابراین تمرکز صرف بر «چه چیزی خوردن» یک خطای سیاستگذاری است؛ مسأله اصلی «چگونه زندگی کردن» است.» تغییر سبک زندگی فقط محدود به ایران نیست. طبق آمار سازمان بهداشت جهانی که از مطالعه سبک زندگی۳۷ کشور اروپایی به دست آمده است، از هر چهار کودک اروپایی یکی از آنها در سنین(۷ تا ۹ سال) از اضافه وزن رنج میبرد. همچنین از هر ده کودک در سنی که گفته شد، یکی از آنها مبتلا به چاقی است. شیوع چاقی در کودکان پسر بیشتر از دختر است؛ به طوری که پسران ۱۳درصد و دختران ۹ درصد آمار چاقی را تشکیل میدهند.
شادنوش، تفاوت اصلی الگوی چاقی کودکان ایرانی با استانداردهای جهانی را در نوع توزیع چربی و سن شروع چاقی میداند. او توضیح میدهد: «چاقی در نواحی شکمی در کودکان ایرانی حتی در وزنهای بهظاهر طبیعی شایعتر از بسیاری از کشورهاست. این یعنی کودک ممکن است BMI خیلی بالایی نداشته، اما از نظر متابولیک در معرض خطر باشد. نکته نگرانکنندهتر این است که سن شروع اضافهوزن در ایران پایینتر آمده؛ ما با کودکان دبستانی مواجهیم که نشانههای سندروم متابولیک را نشان میدهند؛ پدیدهای که در بسیاری از کشورها بیشتر در نوجوانی دیده میشود.»
از تحریف غذاهای ایرانی تا دسترسی راحت به فستفودها
تغذیه کودکان در این چند سال اخیر با تغییرات منفی مواجه شده است که یکی از دلایل مهم برای افزایش چاقی در کودکان است. غذاهای فستفودی، خوراکیهای ناسالم، جایگزین میوه و مواد مغذی برای رشد کودک شده است. مشغلههای زیاد والدین سبب شده تا غذاهای سنتی ایرانی که زمانبر هستند جای خود را به غذاهای فستفودی و خوراکیهای ناسالم بدهد. مصرف متداوم غذاهای ناسالم به غیر از خطر ابتلا به بیماری چاقی، ممکن است باعث اختلال در رشد کودک شود. شادنوش معتقد است؛ برخلاف تصور رایج، غذاهای سنتی ایرانی ذاتاً عامل چاقی نیستند. مسأله اصلی، «نسخه امروزی» این غذاهاست. غذاهای سنتی زمانی با حجم کمتر و مواد اولیه ساده مصرف میشدند. امروز همان غذاها با برنج سفید زیاد، روغن فراوان، نان تصفیهشده و بدون تعادل با سبزیجات و پروتئین مصرف میشوند. بنابراین مشکل، سنت غذایی نیست؛ تحریف سنت غذایی است. حذف غذاهای ایرانی به نفع فستفود، نهتنها مشکل را حل نمیکند بلکه آن را تشدید میکند. بیتحرکی یکی دیگر از مسائلی است که تأثیر مستقیم هم بر سلامت جسمی کودک و هم بر سلامت روانی او میگذارد.
شادنوش، رژیم غذایی را به منظور محدودیت شدید کالری و حذف گروههای غذایی برای کودکان خطرناک میداند. او میگوید: «کودک در حال رشد است و هر مداخلهای که رشد، بلوغ یا سلامت روان او را تهدید کند، غیرعلمی و غیراخلاقی است. اما اصلاح الگوی غذایی، آموزش انتخاب هوشمندانه، تنظیم وعدهها و افزایش فعالیت بدنی رژیم لاغری محسوب نمیشود؛ اینها مداخله درمانی استاندارد هستند. بزرگترین خطا، رژیم دادن به کودک بدون اصلاح رفتار خانواده است.»
مهمترین عامل برای پیشگیری از این بیماری به اعتقاد شادنوش خانواده است. او در این باره توضیح میدهد: «چاقی کودک، بیماری خانواده است و مداخله باید خانوادگی باشد. زمان استفاده از گوشی و تماشای تلویزیون باید محدود و تحرک روزانه اجباری برای کودکان در نظر گرفته شود. نقش مدرسه مهمتر از آن است که تصور میشود چون کودک بدون نظاره والدین جذب خوراکیهای ناسالم در بوفه مدرسه میشود. بوفه سالم، عاملی مهم برای پیشگیری از چاقی است. وزن کودک برچسب روانی برای او نیست و تمرکز نباید فقط بر عدد ترازو باشد. سلامت جسمانی و روانی کودک در اولویت است. در نهایت، سیاستگذاری بدون شجاعت نتیجه نمیدهد؛ تا وقتی تبلیغ خوراکیهای ناسالم برای کودکان آزاد است، نباید انتظار معجزه داشته باشیم.»
انتهای پیام/