از زندگی روزمره تا بازار کار؛ وابستگی انسان به فناوری و ترس از فردای شغلی؛
هوش مصنوعی؛ ابزار یا تهدید
اقتصاد
140373
هوش مصنوعی به آرامی و بیصدا، در تمام گوشه و کنار زندگی ما رخنه کرده است. این ابزار، حالا به دستیاری همیشه آماده و در دسترس برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده؛ دستیاری که گاهی در نقش روانشناس، پای مشکلات و دغدغههای شما مینشیند و با صبر و حوصلهای بیپایان شنونده افکار و نگرانیهایتان است.
کیمیا آقابگلو - گروه گزارش: گاهی هم در نقش معلمی صبور ظاهر میشود که شما را در مسیر یادگیری مهارتها و ارتقای دانش همراهی میکند و از تکرار و اشتباهات شما خسته نمیشود. اما در پس این همراهی آرام و کارآمد، نگرانی جدی شکل گرفته است؛ نگرانیکه بیش از هرچیز به آینده کار و جایگاه انسان گره خورده است. این پرسش حالا برای بسیاری جدی شده که وقتی هوش مصنوعی میتواند، بنویسد، تحلیل کند، طراحی کند و حتی تصمیم بگیرد، نقش انسان در آینده چه خواهد بود؟ به تدریج جای نیروی انسانی را تغییر یا فقط شکل مشاغل را تغییر میدهد؟ امروز هوش مصنوعی فقط یک ابزار نیست بلکه پدیدهای است که هم زمان وعده پیشرفت میدهد و هراس بیکاری و بیمصرف شدن مهارتها را در ذهن جامعه پررنگتر میکند.
گزارشات بینالمللی World Economic Forum و OECD حاکی از آن است که مشاغل توسط هوش مصنوعی به صورت کامل ازبین نمیروند، بلکه وظایف شغلی نیروی انسانی تغییر میکند. سید مهدی شریعتزاده، مدیر مرکز مشاوره انجمن هوش مصنوعی ایران و معاون اجرایی سابق ستاد هوش مصنوعی معاونت علمی، فناوری و اقتصادی ریاست جمهوری در گفتوگویی با« ایران» درباره جایگزینی مشاغل توسط هوش مصنوعی توضیح میدهد: «اطلاعرسانی گسترده در این چند سال اخیر سبب شده تا تأثیر فناوری نسبت به گذشته بیشتر به چشم بیاید. عموم مردم زمانی از هوش مصنوعی باخبر شدند که سه سال پیش از «چت جی پی تی۳» رونمایی شد.
به همین دلیل تفکر جایگزینی مشاغل توسط هوش مصنوعی و نگرانی مردم از بیکاری گسترش یافت. حدود هفت سال پیش کشورهای مختلف جهان اقدامی در جهت تضمین سند راهبرد ملی هوش مصنوعی انجام دادند و قالب این اسناد ده ساله تنظیم شد. آنها با بررسی افق دور این قراردادها متوجه شدند که یکی از اثرات این فناوری بر جامعه، تغییرات مشاغل است. از سوی دیگر تغییرات فناوری با گذشت زمان سریعتر و مخربتر شد. در دهههای پیشین افراد درمقابل پیشرفت فناوری به دلیل روند تدریجی و کند این مسیر، بهتر میتوانستند خود را با شرایط هم سو کنند. اما در حال حاضر پیشرفت پرسرعت و لحظهای است و در آینده سرعت مسیر بیشتر هم میشود. بنابراین برخی از افراد نمیتوانند خود را به پای تغییرات برسانند.»
برخلاف تصور، هوش مصنوعی زمان زیادی است که به کار انسانها آمده است، مسیریابی، الگوریتم برنامههایی مثل اینستاگرام و یوتیوب، اصلاح خودکار متن و ترجمه، تایپ صوتی فیلترهای دوربین، تشخیص چهره چتباتها، دستیارهای مجازی و تولید محتوا همگی وابسته به هوش مصنوعی هستند. طبق آمار جهانی فعالیتهای ما چندین بار به صورت مستقیم یا غیرمستقیم توسط هوش مصنوعی انجام میشود.
با پیشرفت هوش مصنوعی مشاغل جدیدی هم به وجود خواهند آمد که انسان از انجام آن ناتوان است. اما نکتهای که در این گزارشهای جهانی قابل توجه است، آسیب برای مشاغلی است که شامل مهارتهای تکراری و قابل الگوریتمسازی میشوند. به عبارت دیگر مشاغلی که نیروی انسانی زمان زیادی برای انجامش صرف میکند، هوش مصنوعی میتواند در کمتر از چند دقیقه با کیفیت قابل توجهی انجام بدهد. در نتیجه خطر اصلی بیکاری انسانها نیست، بلکه بیمصرف شدن مهارتهای آنهاست. مهارتی که افراد برای یادگیری آن وقت گذاشتهاند و هزینه کردهاند و با توانایی خود در پی درآمدزایی هستند؛ هوش مصنوعی در چشم بههم زدنی تحویل میدهد.
شریعتزاده با تأکید بر این مسأله، معتقد است؛ تغییر مشاغل در گذشته هم اتفاق افتاده است. با گسترش اینترنت و استفاده عموم مردم از این فناوری، بسیاری از مشاغل در بستر آنلاین به فعالیت خود ادامه میدهند، بنابراین مشاغلی که نیازمند اقدامات خاص هستند به هیچوجه توسط هوش مصنوعی حذف نمیشوند. او میگوید: «برای مثال مشاغلی که زیرمجموعه حوزه سلامت و یا حقوقی و قضایی هستند به دلیل الزامات قانونی، بعید است که دولتها انجام آنها را به دست هوش مصنوعی بسپارند.»
طبق تحلیلهای جهانی، مشاغل پرریسکی که میتوانند در آینده تحت تأثیر هوش مصنوعی از بین بروند؛ مشاغلی با مسئولیت ورود داده، تایپ، امور دفتری تکراری، حسابداری ساده و گزارشنویسی عددی، پشتیبانی مشتری سطح پایین تولید محتوای کلیشهای و ترجمههای ساده هستند. اما برخی مشاغل رسانهای بدون تحلیل انسانی مشاغل مقاومتر هستند که به نیروی انسانی نیازمند است. از جمله مشاغلی در زمینه سلامت، روانشناسی، آموزش تعاملی کارهای خلاق پیچیده مدیریت، سیاستگذاری، تحلیل اجتماعی و مهندسیهایی که تصمیمسازی واقعی دارند.
خطر اصلی بیکاری نیست؛ بیمهارتی است
از یکی از ابزارهای هوش مصنوعی، چت جی پی تی، خواستم تا با نگاهی واقع بینانه نظرش را درباره ترس از دست دادن مشاغل و جایگزینی نیروی انسانی با هوش مصنوعی و ابزار دیجیتالی، بنویسد: «فکر نمیکنم آیندهای که مردم از آن میترسند، آیندهای باشد که هوش مصنوعی باعث بیکاری کامل گونه انسانی باشد. آیندهای که من میبینم ترسناکتر است؛ دنیایی که آدمها شغل دارند، اما مهارت مؤثر ندارند. مشکل اصلی هوش مصنوعی نیست؛ بلکه خیلی از انسانها با ابزارهای قرن بیستم، برای بازار کار قرن بیستویکم آماده میشوند. من شغلها را «نمیخورم»؛ من کارهای تکراری، قابل پیشبینی و بدون قضاوت انسانی را به شکل ساده و سریعتری انجام میدهم. هر جا که تصمیم شبیه فرمول باشد، من سریعتر و ارزانتر عمل میکنم. اما جایی که فهم، اخلاق، خلاقیت، همدلی یا مسئولیت اجتماعی لازم است، هنوز به انسان نیاز هست.»
شریعتزاده بر این باور است که فردی که خود را با این تغییرات هم سو نکند با عقب ماندگی از موج جهانی و درنهایت بیکاری مواجه میشود. هوش مصنوعی توانایی حذف و بیکاری را ندارد، اما فقط افراد توانمند شده با فناوریهای به روز در این دریای مواج دیجیتالی دوام میآورند. شریعتزاده توضیح میدهد: «هوش مصنوعی مولد در حوزههایی که حجم بسیار زیادی داده دیجیتالی داشته، عملکرد خیلی خوبی داشته است. دو حوزه برنامهنویسی و رسانه بیشترین تأثیرپذیری را از هوش مصنوعی داشتند. طبق آمار برنامهنویسانی که از هوش مصنوعی برای توسعه نرمافزار استفاده میکنند، افزایش بهرهوری پانصد درصد دارند. یعنی پنج برابر حجم کاری بیشتر در زمان واحد نسبت به فردی که از هوش مصنوعی استفاده نکرده است.
در حوزه رسانه هم برآورد میشود بهرهگیری از هوش مصنوعی حدود بیست برابر کاهش هزینه برای تولیدات رسانهای داشته است. درنتیجه فعالیتهای زمانبر و پرهزینه مثل تدوین ویدیو و انیمیشن خروجی بهتری داشتهاند و نیازمند تجهیزات کمتری هم هستند. بسیاری از مشاغل هم هستند که هوش مصنوعی نتوانسته تأثیر لازم و کافی را در بهبود عملکرد آنها بگذارد. در کشورما افزایش بهرهوری در صنایع مختلف و استفاده از هوش مصنوعی با تأخیر مواجه شده است و فقط چندسال فرصت دارند تا با پذیرش این فناوری بیشتر از موج جهانی عقب نمانند. چون هوش مصنوعی نیازمند زیرساخت است و به بودجه و تأمین مالی نیازمند است.»
او توضیح میدهد: «در برخی از حوزهها مثل توسعه دهنده نرمافزار و تولیدکنندگان رسانه که پیشتر درباره آن توضیح دادم؛ پذیرش فناوری بین ایران و کشورهای دیگر جهانی تقریباً هیچ اختلاف زمانی وجود ندارد. اما در بسیاری از سازمانها و صنایع ما زیرساختهای تحول دیجیتال و نوآوری در ابزار صنعتی با عقبماندگی قابل توجهی مواجه شده است و دادههای دیجیتالی الزامی برای فعالیت هوش مصنوعی تولید نمیشود. در نتیجه در ایران تأثیرپذیری از فناوری با کندی مواجه شده است.»
برش
دانشگاهها عقبتر از بازار کار
به نظر شریعتزاده سیستم آموزشی باید در دانشگاهها همسو با روند جهانی تغییر کند. او دراین باره میگوید: «حدود پانزده سال است که در سطح جهان شاهد تغییرات جدی نظام آموزشی هستیم. ابزارهای جدیدی مثل(دورههای های آنلاین تعاملی وسیع، massive open online course) به صورت قابل توجهی بخشی از آموزش را در کشورهای توسعهیافته تشکیل میدهند. در ایران هم این نوع از تدریس درحال گسترش است. بسترهای آنلاینی مثل مکتب خانه، فرادست و... درحال ارائه سبک جدیدی از تدریس برای مخاطب هستند. آموزش سنتی که از زمانهای گذشته تا به امروز در حال تدریس بوده باید جایش را به آموزش نوین دهد. روشهای سنتی تا حدی با پیشرفت فناوری تغییر کرده است. بسیاری از مهارتهایی که در دانشگاه تدریس میشد امروزه با اهمیت کمتری در جامعه پیشرفته مواجه شده است. هرچه سریعتر باید درسهای دانشگاهی به روز شوند. در همین راستا وزارت علوم تدریس مبانی هوش مصنوعی برای کلیه رشتهها در مقطع کارشناسی و برای دانشآموزان دبیرستانی را مصوب کرده است. یک سری تغییرات مثبت همگام با روند جهانی درحال انجام است، اما این تغییرات در کشورما بسیار کند اجرا میشود. همچنین آشنایی و استفاده مفید از فناوری توسط جوانان میتواند آنها را در برابر موج سریع پیشرفت فناوری مقاوم کند. بعضی از موضوعات در حوزه فناوری ریشهای و عمیق هستند و نیازمند دانشی بیشتر از سطح عموم است. اما آگاهی سطحی از این حرفه و یادگیری مبانی کلاسیک و سطحی برای دانشجویان و جوانان امروز بسیار کمککننده است. افرادی که از هوش مصنوعی بهعنوان دستیار خود استفاده میکنند نسبت به دیگران در آینده چند قدم جلوتر هستند.»
انتهای پیام/