نگاهی به زندگی و آثار سیدجعفر شهیدی
وارث حوزه و دانشگاه
فرهنگ
140406
شهیدی راهی را ادامه داد و به سرانجام رسانید که پیش از او دهخدا و معین برای آن تلاش کرده بودند و برآیند این تلاش یکی از ارزشمندترین لغتنامههای فارسی بود.
سمیرا دردشتی، روزنامهنگار: سیدجعفر شهیدی از خیل اساتیدی است که ابتدا راه حوزه در پیش گرفتند و سپس پای به دانشگاه گذاشتند و از ماحصل این هر دو میراثی به یاد ماندنی برای علم و ادب این سرزمین به یادگار گذاشتند. شهیدی راهی را ادامه داد و به سرانجام رسانید که پیش از او دهخدا و معین برای آن تلاش کرده بودند و برآیند این تلاش یکی از ارزشمندترین لغتنامههای فارسی بود.
از حوزه به دانشگاه
سال ۱۲۹۷ در یکی از محلات قدیمی شهر بروجرد، سیدجعفر شهیدی که بعدها به یکی از مفاخر بزرگ ادبی ایران مبدل شد، چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و سپس برای ادامه تحصیلات راهی تهران شد. پس از گذراندن دوره متوسطه به منظور ادامه تحصیلات در سال ۱۳۲۰ راه نجف در پیش گرفت تا مطالعاتش را در حوزه این شهر ادامه دهد. شهیدی در این دوران از محضر آیتالله بروجردی، آیتالله خویی و بسیاری از دیگر مراجع و عالمان دینی مشغول در حوزه نجف بهره برد و همزمان که به مطالعه علوم دینی پرداخت، به تحقیق در حوزه تاریخ اسلام نیز علاقهمند بود و در این راستا پژوهشهای گوناگونی را انجام داد. او اولین کتابش را در نجف در رد نظرات احمد کسروی تحت عنوان «مهدویت و اسلام» نوشت. به علاوه کتابهایی چون «زندگی حضرت فاطمه»، «تاریخ تحلیلی اسلام»، «آشنایی با زندگانی امام صادق»، «زندگانی علی بن الحسین»، «شیر زن کربلا»، «چراغ روشن در دنیای تاریک (یا زندگانی امام سجاد)»، «ستایش و سوگ امام هشتم» و «مهدویت در اسلام» که بعدها به قلم او منتشر شد، حاصل همین علاقه و مطالعات در حوزه تاریخ اسلام بود.
شهیدی مدت ۸ سال را در نجف حضور داشت و پس از گذراندن دروس «شرح لمعه»، «رسائل مکاسب» و حضور در درس خارج، سال ۱۳۲۷ به دلیل بیماری ناچار به ایران بازگشت و تا سال ۱۳۲۹ که وارد دانشکده معقول و منقول شد، به کار پژوهش و مطالعه در حوزه تاریخ و ادبیات پرداخت. با ورود به دانشگاه، شهیدی ترجیح داد لباس حوزوی را کنار گذارد و ردای آکادمی بر تن کند تا بتواند از طریق آشنایی توأمان با علوم جدید، پاسخهای متناسب برای مسائل روز جستوجو کند. سال ۱۳۳۲ مدرک لیسانس خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد و در دبیرستان ابومسلم مشغول به کار شد. همزمان تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد و سال ۱۳۳۵ در این مقطع فارغالتحصیل شد و بلافاصله تحصیلاتش را در دوره دکتری ادامه داد و سال ۱۳۴۰ در رشته زبان و ادبیات فارسی فارغالتحصیل شد. فعالیت مؤثر علمی و ادبیاش موجب شد دانشگاه تهران از او برای تدریس تاریخ و ادبیات دعوت به همکاری کند و به عنوان استاد در این دانشکده مشغول به کار شد.
جانشین دهخدا و معین
شهیدی از همان دوران حضورش در دانشکده معقول و منقول به عنوان دانشجو کارش را در همکاری با علیاکبر دهخدا به منظور تدوین لغتنامه آغاز کرد. آشنایی و ارتباط او با دهخدا توسط دکتر محمد معین صورت گرفت و مقارن با تشکیل مؤسسه لغتنامه دهخدا معاونت این سازمان به او سپرده شد. زمانیکه دهخدا تصمیم به استخدامش گرفته بود طی نامهای به وزیر فرهنگ وقت در مورد شهیدی نوشت: «او اگر نه در نوع خود بینظیر ولی کم نظیر است.» دهخدا در این نامه میخواهد به جای ۲۲ ساعت، به شهیدی ۶ ساعت تدریس اختصاص دهند تا بقیه وقتش را در لغتنامه دهخدا بگذراند. این امر در نهایت میسر شد و شهیدی تلاش کرد همزمان با کار در دانشکده، فعالیتش را در لغتنامه توسعه دهد. فعالیت تدریس خود را تا سال ۱۳۴۵ که فضای دانشگاه تا حدودی ناامن شد ادامه داد، اما بعد با ناامنی دانشگاه، دانشجویان خود را به سازمان لغتنامه میبرد. با درگذشت دکتر معین مسئولیت اداره سازمان لغتنامه را برعهده گرفت تا در غیاب دهخدا و معین راه آنان را ادامه دهد. شهیدی در طول مدت ریاستش بر این سازمان که تا هنگام درگذشت او ادامه داشت، توانست با جمعآوری فیشها و یادداشتهای دکتر معین و انتشار سه مجلد آخر «فرهنگ فارسی» معین کاری را که دهخدا از سالها پیش کلید زده بود، به اتمام برساند و «لغتنامه دهخدا» را به زیر چاپ برد. بعد از انجام این مهم در سال ۱۳۵۸، سرپرستی تألیف و تدوین لغتنامه بزرگ فارسی به او واگذار شد.
سیدجعفر شهیدی در طول حیات خود علاوه بر سهم بسزایی که در زمینه تدوین لغتنامه داشت، در حوزههای مختلف دیگر نیز نقشآفرینی کرد. از جمله در تأسیس و تشکیل انجمن استادان زبان و ادب فارسی نقش مهمی داشت. این انجمن در دوران پیش از انقلاب عمدتاً کار گزینش استادان جهت تدریس زبان و ادب فارسی و انتخاب متون درسی را عهدهدار بود. او در شمار اولین اساتیدی بود که به عضویت هیأت امنای دانشگاه تهران درآمد. شورای گسترش زبان فارسی، شورای عالی کمیسیون ملی یونسکو در ایران و... از دیگر فعالیتهایی بود که شهیدی در دوران زندگی خود به آنها اقدام کرد. این استاد مسلم حوزه ادبیات و تاریخ سرانجام در ۲۳ دی ۱۳۸۶ پس از یک دوره بیماری در منزل دخترش از دنیا رفت.
افتخارات و آثار
سیدجعفر شهیدی در دوران فعالیت علمی خود، درجه دکترای افتخاری را از دانشگاه پکن دریافت کرد و در سال ۱۳۷۴ موفق به دریافت بالاترین نشان درجه یک علمی از ریاست جمهوری اسلامی ایران شد و به عنوان چهره ماندگار انتخاب شد. در سال ۱۳۸۵ هم به خاطر نگارش کتاب «تاریخ تحلیلی اسلام» برنده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی شد و ترجمه او از نهجالبلاغه حائز رتبه اول «کتاب سال ولایت» شد. از شهیدی آثار بسیاری به یادگار مانده است و از جمله میتوان به تصحیح منابع ارزشمندی چون تصحیح «دره نادره» میرزا مهدی استرآبادی، تصحیح «براهین العجم» اثر مورخالدوله سپهر و «شرح مثنوی» اشاره کرد. «جنایات تاریخ»، «در راه خانه خدا» و «شرح لغات و مشکلات دیوان انوری» از دیگر آثار مهم شهیدی به شمار میرود. رسول جعفریان در یک تقسیمبندی معتقد است آثار شهیدی تحت تأثیر سه زاویه دید عمده قرار دارند: «تفکر سنتی، تفکر انقلابی ـ مذهبی نو شده و جایگاه علمی ـ دانشگاهی که اساس فکر و تولید علمی ایشان را ساخته و شهیدی استاد را پدید آورده است.»
ترجمه نهجالبلاغه: جایگاه نهجالبلاغه در جهان اسلام بویژه نزد شیعیان، چنان رفیع است که دومین کتاب مهم مسلمانان بعد از قرآن محسوب میشود. کتابی که نزد ایرانیان هم اهمیت بسیار زیادی دارد؛ چنان که در اغلب خانهها نسخهای از آن را در کنار قرآن میبینیم. تاکنون بیش از ۱۵ ترجمه از نهجالبلاغه منتشر شده و ترجمه دکتر سیدجعفر شهیدی از جمله شاخصترین ترجمههای موجود از نهجالبلاغه است. شهیدی در ستایش کتاب در مقدمه خود به نامگذاری درخشان آن میپردازد و مینویسد: «در میان هزاران نام که مصنفان، مؤلفان یا مترجمان حوزه مسلمانی بر کتابهای خود نهادهاند هیچ نامی چون نهجالبلاغه (راه سخن رسا گفتن) با محتوای کتاب منطبق نیست و میتوان گفت این نام از عالم غیب بر دل روشن شریف رضی افاضه شده است که «الاسماء تنزل من السماء». راه سخن گفتن را در این مجموعه باید آموخت.» اهمیت ترجمه شهیدی بر ترجمههای دیگر علاوه بر صحت و امانت و اتقان و تطبیق یکایک واژگان عربی به فارسی، در مراعات ویژگی ادبی این اثر جاودانه؛ یعنی به کار بردن صنایع لفظی و آرایشهای ادبی از استعاره و تشبیه و جناس و موازنه و مراعات نظیر و بویژه سجع است که در برگردان فارسی تا آنجا که ممکن بوده، مورد توجه قرار گرفته، اما با این همه معنی فدای آرایش لفظ نشده است. محمدعلی مهدویراد وجه تمایز کار شهیدی را اینگونه توصیف میکند: «برابر نهادهای دقیق فارسی، تأملهای ژرفکاوانه لغوی، تحلیلهای موشکافانه بدیع و باریک بینیهای ارجمند معنایی در پرتو آگاهیهای ژرف تاریخی از جمله بلندیها و والائیهای ترجمه شهیدی است.»
جنایات تاریخ: یکی از اولین نگارشهای تاریخی سیدجعفر شهیدی کتاب «جنایات تاریخ» بود که در سه جلد به رشته تحریر درآمده است. جلد اول و دوم این اثر در شهریور ۱۳۲۷ به طبع رسید و جلد سوم آن دو سال بعد به وسیله انتشارات دفتر نامه فروغ علم منتشر شد. نویسنده در این اثر که دارای وجوه تاریخی و انقلابی است میکوشد برخی از کتابها و آثار نویسندگان ایرانی و مصری را مورد واکاوی و نقد قرار دهد. از آنجا که جلد اول این اثر حاوی برخی از کنایههای سیاسی بود، توقیف شد و این امر به شهرت هرچه بیشتر نویسنده انجامید تا آنجا که شهیدی روی جلد اثر بعدیاش به نام «فاطمه دختر محمد» خود را اینگونه معرفی کرد: «سید جعفر شهیدی نویسنده جنایات تاریخ».
تاریخ تحلیلی اسلام: واکاوی در تاریخ اسلام بویژه تاریخ تشیع بخش عمده آثار شهیدی را شامل میشود. کتاب «تاریخ تحلیلی اسلام» یکی از مهمترین آثار اوست که توسط مرکز نشر دانشگاهی منتشر شده و از منابع اصلی تدریس تاریخ اسلام محسوب میشود. این اثر تاکنون به زبانهای عربی و یونانی نیز ترجمه شده است. کتاب شامل هفت فصل است و محتوای آن شامل موقعیت جغرافیایی عربستان و اوضاع اجتماعی- سیاسی آن پیش از اسلام، ظهور اسلام، آغاز درگیریها، خلافت پس از محمد بن عبدالله، حوزه اسلامی پس از علی بن ابیطالب، امویان، مروانیان و سقوط امویان و به قدرت رسیدن عباسیان است. ظهور اسلام، آغاز درگیریها و جنگهای پیامبر ـ صلیالله علیه و آله و سلم ـ و رحلت آن حضرت، خلافت پس از پیامبر، ابوبکر و خلافت او، حوزه اسلامی پس از شهادت، حضرت علی(ع)، امویان و مروانیان عنوان فصول این اثر است و نویسنده میکوشد طی آن به رفع شبهات مربوط به تاریخ صدر اسلام بپردازد.
انتهای پیام/