گزارش « ایران» از چالش های اداری سرمایه گذاری گردشگری در یک تالاب بین المللی
سهم جوامع محلی از تالاب شادگان چیست؟
استانها
140413
یکی از فعالان محیطزیست شادگان به «ایران» میگوید:«متأسفانه با شرایط فعلی، امکان مشاهده پرندگان وحشی در این محدوده بسیار کم شده، دلیلش هم روشن است؛ تردد و شکار بیرویه انسانها و صید شوکری ماهی.»
زهرا کشوری، گروه زیست بوم: روستای صراخیه در تالاب شادگان را ونیز ایران می نامند؛ هر چند صدها تفاوت با ونیز ایتالیا دارد اما صراخیه همانند ونیز خیابان ندارد. نه اینکه راهی برای عبور و مرور نداشته باشد، بلکه خیابانی که آسفالت باشد و با خودرو بتوان در آن عبور و مرور کرد، ندارد. اینجا درِ همه خانهها به روی آب و نخل و نیزار باز میشود. جلوی هیچ خانهای ماشینی پارک نیست، ولی حتماً چند قایق کشیده و باریک در سایه نیزار یا درخت نخلی لنگر انداخته یا روبهروی خانهای پهلو گرفتهاند. دو سوی جادهای آبی که خبرنگاران میراث فرهنگی و گردشگری را به همراه مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خوزستان و فرماندار شادگان پس از ۴ کیلومتر پدال و پارو زدن به جزیره «شهر نی» میبرد هم یا نیزار است یا تا چشم کار میکند، آب. تعداد ماهیهای تالابی کم است، پرنده هم کمتر. گاهی لابهلای نیزار و دور از آدمها، پرندهای به نام «حواصیل» شوق را به چشمان منتظر میدواند. یک گله گاومیش هم آن دورها، بیخیال آنهایی که آمدهاند تا از گردشگری تالاب بنویسند در حال شنا در تالاب هستند. یکی از فعالان محیطزیست شادگان به «ایران» میگوید:«متأسفانه با شرایط فعلی، امکان مشاهده پرندگان وحشی در این محدوده بسیار کم شده، دلیلش هم روشن است؛ تردد و شکار بیرویه انسانها و صید شوکری ماهی.» یکی از آنها میگوید:«همین مسیری که شما طی کردید تا به جزیره برسید، حدود چهار کیلومتر است. چند جا ماهی دیدید؟ تقریباً هیچ. تالاب از ماهی خالی و پرنده هم کم شده؛ چون با شوکر صید میکنند.» به گفته او، این روش فقط ماهیهای درشت را از بین نمیبرد، بلکه نسل آینده ماهیها را نابود میکند. او میگوید:«۷-۶ سال میشود که زخم شوکرها به جان تالاب افتاده و از محیطبانهای تالاب هم کاری برنمیآید. شکار پرندگان هم وجه سنتیاش را از دست داده است. شکارچیان روی دست بازار شکار پرندگان فریدونکنار در مازندران بلند شدهاند. آنها روشهای متعددی برای شکار بیرویه پرندگان تالاب دارند. «محمیه» تنها یکی از روشهای آنهاست. محمیهها، تالابهای کوچک و دستسازی هستند که توسط شکارچیان غیرقانونی ساخته میشوند. در این شیوه، صیادان با خاکریزی اطراف زمین، آبگیرهای مصنوعی ایجاد میکنند و در آن دانه میریزند و پرندگان مهاجر را به دانهچینی عادت میدهند. بعد وقتش که برسد، دام توری را که زیر آب تعبیه شده و به سیمی متصل است، میکشند و پرندگان را به دام میاندازند.»
فعالان محیطزیست تالاب میگویند:«برخورد قانونی با این تخلفات وجود دارد، اما بازدارنده نیست. افرادی که دستگیر میشوند تحویل دادگستری شده، اما با کمترین ضمانت آزاد میشوند، در حالی که این کار، بزرگترین جرم در حق تالاب است. اینها سرمایه ما هستند؛ ماهی، پرنده و خود تالاب.»
او که نمیخواهد نامش در این گزارش به میان بیاید، ضربالمثلی را مثال میزند:«فقر ظالم است. افراد محلی که با شوکر به جان تالاب میافتند، میدانند که کار اشتباهی میکنند اما آدم از بیکاری دست به هر کاری میزند تا معاش خانوادهاش را تأمین کند.»
او راه چاره را مثل میراث فرهنگی، فرمانداری و محیطزیست، در گردشگری تالاب میداند. اما هر کدام از این بخشها یک تعریف خاص از گردشگری دارند. وزارت میراث فرهنگی میگوید:«گردشگری تالاب.» محیطزیست میگوید:«گردشگر پایداری که به تالاب خسارت بیشتری وارد نکند.» همین مسأله هم باعث شد یکی از سرمایهگذاران کوچک محلی تالاب شادگان در یک سال گذشته بدون مجوز به فعالیت بپردازد. سرمایهگذاری که خبرنگاران در معیت مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خوزستان و فرماندار شادگان، یک ساعتی میهمانش شدند. او در دل یکی از جزایر تالاب، با ساخت مضیف (ساختمانهای سنتی ساخته شده از نی و بوریا)، آلاچیق، کافه-رستوران، فروشگاه صنایع دستی و قایقهای پارویی و پدالی، شرایطی را برای جذب گردشگر و درآمدزایی ایجاد کرده است.
ادریس آلبوعلی، فعال گردشگری تالاب شادگان و مجری شهر جزیره «نی» میگوید:«آنچه میبینید، همه با سرمایه شخصی من ساخته شده است؛ صفر تا صد، بدون هیچ وام یا اعتبار بانکی.»
بر اساس حساب و کتابهای آلبوعلی، سرمایهگذاری او تا الان باعث شده ۱۱ نفر از اهالی روستا به طور مستقیم به کار مشغول شوند. ۷ خانواده روستا هم لبنیات، نان و ماهی محلی گردشگران را تأمین میکنند.
او میگوید:«از شروع کار در سال ۱۴۰۳ تا امروز، حدوداً پنج میلیارد تومان سرمایهگذاری کردهام. برای رسیدن به نقطه سر به سر و پوشش کامل هزینهها، حداقل ۲۰ تا ۲۵ میلیارد تومان نیاز دارم. من فوقلیسانس حسابداری دارم و این اعداد را دقیق حساب کردهام. واقعیت این است که اینجا شما چهار ماه در سال درآمد دارید، اما ۸ ماه باید هزینه نگهداری نیرو، تجهیزات و زیرساخت بدهید. به همین دلیل پروژه هنوز به نقطه تعادل نرسیده است.»
آلبوعلی از «بلاتکلیفی اداری» خود میگوید:«حداقل همکاری این است که بتوانند مجوز فعالیت بدهند. من تا این لحظه مجوز ندارم و مشکل اصلیام ناهماهنگی میان میراث فرهنگی و محیطزیست است.»
او تأکید میکند که مخالفت رسمی از سوی محیطزیست وجود ندارد:«شخص مدیرکل محیطزیست خوزستان به من گفت این پروژه هیچ ایرادی ندارد و مورد تأیید است، اما از ۲۵ شهریورماه تا امروز، نامه استعلام من در محیطزیست مانده؛ نه پاسخ مثبت میدهند و نه منفی. این یعنی بلاتکلیفی کامل.»
با وجود این، آلبوعلی قصد دارد جزیره دومی را در تالاب شادگان تجهیز کند و میگوید:«اگر به امید خدا جزیره دوم استارت بخورد، حداقل برای حدود ۳۰ نفر اشتغال مستقیم ایجاد میشود و من تضمین میدهم که بیش از ۵۰۰ نفر به طور غیرمستقیم منتفع شوند. اما الان در وضعیتی گیر کردهام که نه ایرادی میگیرند، نه انتقادی میکنند و نه مجوز میدهند. فقط ماندهام وسط این منگنه؛ یا بگویند بله یا بگویند نه تا تکلیف روشن شود.»
او در پاسخ به نگرانیها درباره ساختوساز و رعایت استانداردهای محیطزیست در حضور مسئولان استانی و شهرستان تأکید میکند:«هر آنچه که اینجا میبینید، از نی است؛ از صفر تا صد. حتی این مسیر سیمانی-بتونی پیادهرو هم مربوط به ۱۸ سال پیش است که خود استانداری با مجوز محیطزیست و میراث اجرا کرده است. آنچه ما اضافه کردهایم، آلاچیقها و سازههایی است که همگی با متریال طبیعی ساخته شدهاند.»
آلبوعلی درباره مدیریت پسماند و فاضلاب میگوید:«زباله به صورت روزانه به روستا منتقل و در باکسهای مخصوص به دهیاری تحویل داده میشود. سرویسهای بهداشتی، سپتیک و زیر زمین است؛ همه مخزن متحرک دارند و با قایق تخلیه میشوند. زبالههای تر و خشک را هم به صورت ماهانه جمعآوری میکنم.» البته یکی از فعالان محیطزیست میگوید، زبالههای جمع شده از جزیره آنقدر لب جاده میمانند تا باد دوباره آنها را در دل تالاب رها کند.
شروط محیط زیست
جوروند مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خوزستان درباره چرایی فقدان مجوز میگوید: «اینجا منطقه حفاظت شده و تالاب بینالمللی است و برای فعالیتهای گردشگری محدودیتهایی دارد. ولی من با محیط زیست صحبت کردم و در حال حل کردن موضوع هستیم تا مجوز آن صادر شود. همان طور که میدانید حدود ۱۷- ۱۶ دستگاه باید امضا کنند تا مجوزی صادر شود که یکی از آنها محیط زیست است.»
او یکی از شروط محیط زیست برای صدور مجوز را عدم توسعه گردشگری در منطقه میداند و میگوید: «همچنین محیط زیست اعلام کرده است که گردشگران نباید از دو مسیر موجود تردد کنند. چون وقتی تردد زیاد میشود روی حضور پرندگان تأثیر میگذارد.» البته اشرفیپور مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان به «ایران» میگوید: «جزیره اصلاً شرایط توسعه را ندارد.»
موضوع دیگری که به دلنگرانیها دامن زده است، امنیت گردشگران در منطقه است. جوروند در پاسخ به این نگرانی میگوید: «ما در دارخوین و شادگان پاسگاه نیروی انتظامی داریم بنابراین اگر مشکلی به وجود بیاید، میتوان به نیروی انتظامی اطلاع داد.»
او البته امنیت تالاب را بد ارزیابی نمیکند و میگوید: «مردم بومی همه آشنا هستند و نسبت فامیلی دارند، خیلی بعید است اتفاقی بیفتد ولی اگر اتفاقی بیفتد کلانتریها نزدیک هستند و رسیدگی میکنند.»
توسعه زیرساختها
نگاه «یعقوب مقدم» فرماندار شهرستان شادگان درباره امنیت جزیره با جوروند متفاوت است. او میگوید: «سرمایهگذار خودش نگهبان دارد و علاوه بر نگهبان، چون مشکلاتی برای او پیش آمده و جامعه محلی در زمان ورود گردشگر تا حدودی مقاومت میکردند، در شورای تأمین استان با حضور سرمایهگذار جلسه تشکیل دادیم. قرار شد سرمایهگذار با یک شرکت انتظامی قرارداد ببندد و نیروی انتظامی هم به تأمین امنیت کمک کند. البته وقتی گردشگر زیاد و پیک گردشگر بالا باشد، نیروی انتظامی حضور پیدا میکند، ولی برای روزهای گرم سال که گردشگر کم است، سرمایهگذار باید با نیروی انتظامی قرارداد ببندد و خدمات بگیرد.»
او برخلاف محیط زیست از توسعه گردشگری در جزیره نی خبر میدهد.
مقدم، جزیره نی را یکی از جزایر کوچک تالاب شادگان میداند و میگوید: «تالابهای دیگری هم وجود دارد که میتوان در آنها چنین ظرفیتی را با کمک محیط زیست ایجاد کرد.» او از تشویق مردم توسط فرمانداری برای جایگزینی قایقهای گردشگری به جای قایق صیادی خبر میدهد و از ایجاد تسهیلاتی چون وام برای این جایگزینی میگوید: «الان برای خرید قایقهای گردشگری شرایط دریافت وامهای خوداشتغالی را بهوجود آوردهایم تا قایقهایی با عرض بیشتر خریداری شود. با این قایقها، هم امنیت گردشگر بیشتر حفظ میشود و هم احساس بهتری در گردشگری بهوجود میآورند.»
فرماندار هم از موافقت محیط زیست با پروژه جزیره نی خبر میدهد و میگوید: «موضوع فعالیت در جزیره نی به کارگروه مربوطه برای صدور مجوز رفته است. خود محیط زیست الان در روستا یک سالن آمفی تئاتر ایجاد کرده است. ایجاد پارکینگ برای گردشگران را محیط زیست به عهده دارد. سرویس بهداشتی ورودی را هم محیط زیست احداث میکند و یک کارهای میان بخشی هم بین میراث فرهنگی و محیط زیست انجام میشود.»
نبود زیر ساخت های گردشگری در شادگان
فرماندار بحث را به جزیره نی محدود نمیکند و بزرگترین مشکل شهرستان شادگان را فقدان هتل و مسافرخانه میداند. به گفته او، فقدان چنین زیرساختهایی، باعث میشود تا گردشگران این شهر در ماهشهر و اهواز اقامت کنند. این شرایط باعث شده تا شادگان به شهر عبوری گردشگران تبدیل شود.
او از گفتوگوی نتیجهبخش با یک سرمایهگذار در خصوص احداث هتل خبر میدهد و میگوید: «در آینده نزدیک شاهد شروع احداث هتل خواهیم بود و علاوه بر هتل و میهمانسرا، در خصوص مجتمعهای بومگردی هم اقدامات خیلی خوبی صورت گرفته است، الان دو مجتمع بومگردی در دارخوین و خنافه داریم که در آینده خیلی نزدیک افتتاح خواهند شد.»
او درباره کمک تسهیلاتی به پروژه جزیره نی هم میگوید: «مسأله مطرح شده و در آینده نزدیک بنیاد برکت و بنیاد علوی در راستای ایجاد اشتغال، وام پرداخت میکند. ایشان نیز درخواست وام داده و درخواستشان در شرف انجام است.»
موافقت به شرط رعایت استانداردها
محمدجواد اشرفی، مدیرکل محیط زیست خوزستان هم به «ایران» میگوید: «ما با کلیت موضوع مطلقاً مخالفت نداریم و معتقدیم یکی از ظرفیتهای تالاب شادگان موضوع گردشگری است.
حتماً جوامع محلی مشروط به حفظ تالاب، باید از منافع گردشگری برخوردار شوند. بنابراین برنامهها باید منطبق با گردشگری پایدار و در راستای حفظ تالاب باشد. اگر این شرایط ایجاد شود، نه تنها موافق هستیم بلکه کمک میکنیم.»
او میگوید: «من با این فرد محلی حرف زدهام. از او خواستهام تا برنامههای توسعهای خود را ارائه کند. موافقت منوط به برنامههای توسعهای جزیره است.»
اشرفی در نهایت تأکید میکند: «اگر تاکنون مجوز را صادر نکردهایم حتماً مدارک خواسته شده ارائه نشده است.»
در میان همه صحبتهایی که در دل جزیره نی شادگان انجام گرفت، یک سؤال هم ذهن خبرنگار «ایران» را به خود مشغول داشت. تردد ۱۶۷ قایق گردشگری آیا امنیت ذهنی پرندگان را به هم نمیزند. آیا همین ترددها یکی از دلایلی نبود که اجازه نداد ما جز چند حواصیل سفید، پرنده دیگری را در تالاب ببینیم؟ آیا در صدور مجوزها نباید ظرفیت برد جزیره محاسبه شود؟ یا مسأله چیز دیگری است. برای آنکه محیط زیست پایدار بماند، چارهای نیست جز این که سهم جوامع محلی پرداخت شود، چون بدون همراهی آنها پایداری غیرممکن است اما پرداخت این سهم پایدار چگونه باید باشد؟
انتهای پیام/